کد خبر: 180778
تاریخ: 1مرداد1395
کد خبرنگار: 225

درددل یک سپرده گزار ثامن الحجج با خدا

خدایا چطور میشود چیزی که تو بارها بعنوان حق الناس از ان یاد کردی، چیزی که از ان به عنوان حق یتیم و مسکین و .... یاد کردی به راحتی،زیر پای همین بندگانت تباه و نابود بشه؟

پولی که با تلاش و مشقت، با شب بیداریها، با عرق ریختن ها، تحمل گرما و سرما، منت ها، خستگیها ، پولی که حق زنان و فرزندانمان بود، پولی که به امید بهتر شدن وضعیتمان ،به امید پیشرفتمان سپرده کرده بودیم، براش برنامه داشتبم اینطور بیرحمانه به دست عده ای خدانشناس به یغما میره، هنوز منت هم بر سر ما میگذارند که اگر تلاش سریع و به موقع انها نبود سرمایه ما به کل نابود میشد.

خدایا حرف بسیار است لکن زبان قاصر و البته مهر بر لبها نشانده شده. مبادا اعتراض کرد.

خدایا تو دانای نهان و اشکاری ، تا مجازات کننده و پاداش دهنده ای. اگر تو مارا محق میدانی،اگر تو مارا مظلوم میدانی،پس حق مارو خودت بگیر، خدایا تو گفته ای که  از حق خودت میگذری ولی از حق بنده ات هرگز، پس به جلالت قسم هرگز از اینکه به من ظلم شده نخواهم گذشت، خدایا ارامش را از انها که مخل ارامش و اسایش ما شدند بگیر. امین