کد خبر: 257411
تاریخ: 21بهمن1396
کد خبرنگار: 225
بخش سوم

خطاب به اصلاح‌طلبان /خطر در کمین است

اصلاح‌طلبی در وضع کنونی قدرت مجاب سازی را از دست داده است . نوسازی و جذب وقتی ممکن است که تمنای نوگردانی در حین سازماندهی در عمل سیاسی‌ی آنان به تمام بدنه سرایت کند و اثربخش باشد .

این فهمِ مارکسی که اندیشیدن عمل کردن است را از یاد ببرید.دوگانه‌ی اندیشیدن عمل کردن ، صورتی از کردارِ فردی و جمعیِ ماست.رخداد و ایده در اجتماعِ "عهدِ پسانو" دچارِ شتاب است.  شتاب موجب شده تا دیگر از جداسازیِ صورت و ایده چشم بپوشیم.  با این همه چون ما جامعه‌ای کند هستیم ، مخاطراتِ آن در ورود به حهانِ پسانو بیشتر است . خاصه که این عهد، میانِ دنیوی کردن و تمناهایِ مستحدثِ بشر بسته شده است .

روایتِ ممکن در دهانِ اصلاحات قدرت دنیوی شدن را ندارد . به بیان دیگر نزاع میان زیست در روند با زیست در مکتب ، کارِ اصلاحات را به ناممکن می‌راند ، مگر آن‌که راه‌های گریز و اتصال بتواند از بطنِ این تفکر، از دوگانه‌سازی‌هایِ گفتمانِ عقیم ِاصلاح‌طلبی رهایشان کند و راههای چند گانه را پیشنهاد دهد . برای چنین اقدامی خیره شدن به موضوعِ روایت در داستانِ آنان ضروری‌ست. روایت آن بیانی‌ست(و نه گزاره‌ی خبری‌ای)که در صورت_ایده‌ی این نحله در هنگامِ مواجهه با رخدادهایِ نو عرضه می‌شود .

روایت، بیانی در اقلیمِ ناخودآگاهِ قبیله‌ئیِ آنان است . دو مشکل بارزتر از مشکله‌هایِ دیگر در این باب سر از موج بیرون می‌آورد .اول: شجاعتِ روایت گریِ گشوده به جمعیت است. اینکه گفته‌اند و تقاضا دارند خیابان را باید به مردم برگردانند ، خود نشان می‌دهد که‌طرفِ خطاب،روایت شنو‌ها نیستند . گاه تصور اینکه با مردم حرف می‌زنیم ، وهمِ روایت‌گویی‌است. اصلاح طلبان در طی همه‌ی این سال‌ها رو به مردم حرف زده‌اند اما خطاب‌شان به قدرتِ تثبیت شده بوده . نمی‌شود در برابر نیرویِ ژله‌ئیِ توده که مرکز گریز اند با زبانِ قانونِ کانونی‌حرف زد . تعارض میان این دو گفتاره حالا اما ژرف‌تر شده است.


 دوم : روایت‌گویی‌که خطاب‌ش یک کلونیِ مشخص است ، در حین دور شدن از جبهه‌واری ، و محدود شدن در دالانِ گفتاره‌ی خود ، در معرضِ "ترکشِ‌خمیده" قرار می‌گیرد.Bent Twigاستعاره‌ای‌ست از شیلر،  شاعرآلمانی، که آیزیابرلین در "سرشتِ تلخِ بشر" در خصوصِ ملی‌گرایی بکار برده، و آن را به ترکه‌ی خمیده‌ای تشبیه کرده‌است‌که در پیِ تحملِ توهین‌ها و تحقیر‌ها یکباره از جا در می‌رود و همچون سیلی بر گونه‌ی دشمنانش وارد می‌آید.این ترکه‌ی خمیده از جا دررفته، و اگر درکِ درستی از آن نداشته باشیم همه‌ی گروه‌های اجتماعی مدنی سیاسی از ضربه‌ی آن آسیب می‌بینند.


ماجرایِ دیگری‌هم این روزها اتفاق افتاد و پرده از عارضه‌ای دیگر در تنواره‌ی اصلاح‌طلبان برداشت: پیشگویی و کهانت! گزاره‌یِ "ایران سوری ، یمنی، عراقی، لبنانی می‌شود". این عارضه آیا نشانه‌ای از ترس از رخدادها و ایده‌هایِ در شرفِ ایجاد است؟ آیا تعارضِ گفتمانیِ حاکمیت_ ملت را افشا کرده‌است؟ آیا آخرین نفس‌هایِ مفهومِ دولت را ، و حل شدنش در فنجانِ چایِ"حکومت"را توصیف کرده‌است ؟ آیا خطر بی‌دولت متحد و مرکزی را یادآوری می‌کند ؟ آیا ما در برابرِ جهانِ نو واکنشی انفعالی بروز داده‌ایم؟ وو. همه‌ی این‌ها هست اما یک چیز برجسته‌تر است و آن اینکه اصلاح‌طلبان به علت پنداری ایمانی نسبت به ساختار موجود که در بطنِ ایده‌هایِ شان سیطره دارد ، همه‌ی جنبش‌های سیاسی مدنی اجتماعی را در یک فرمول تحلیل می‌کنند .

توییتِ مصطفی‌تاج‌زاده در زمینه‌ی بیانِ ناخودآگاه‌ش این فرمول را مورد ضربه قرار می‌دهد: "حد سیاست ورزی در جمهوری اسلامی آن نیست که اصولگراها جوری حرف بزنند و رفتار کنند که آقا_خوشش_بیاید و سخن و عمل اصلاح طلبان‌به‌گونه‌ای‌باشدکه‌آقا_بدش_نیاید.". قطعا صلح در مناظره است نه در منازعه.اما فرمول‌هایِ کُندی با آهستگی فرق دارند. کُندی بیماریِ در قدرت است ، هرچند مسند و منسبی در اختیار نداشته باشی! کردار شناسیِ اصلاحاتی‌ها نشان می‌دهد،اصلاحاتی‌ها نیرویِ بازمانده از قدرت اند ، نه نیرویِ ترکِ قدرت به نفعِ مصلحتِ‌جمعی.مهم‌تر ؛ تمنایی است که یک روایت پژوه در متنِ گفتاره در بابِ قدرت و دولت در این جنس از اندیشیدن _ عمل کردن می‌یابد.

ممکن است خطر سوری شدنِ ایران باشد ، اما مصلحانه اندیشیدن به اقلیمِ تغییر وابستگی دارد . اینکه گاه پارساییِ سیاسی ضروری‌ست: ترکِ آگاهانه‌ی قدرت به منظور بازیابیِ شهامتِ در توده حرکت آفریدن! اکنون اما نه ما و نه خورده‌جنبش‌ها ، هیچکدام تواناییِ مجاب کردنِ این نحله را نداریم ، همچنانکه آنان نیز با بدن‌هایی پیر و خسته نایِ از جا برخاستن را ندارند . اینک پیران اصلاح‌طلبان را بلعیده‌اند ، هم خورده‌هایِ شکسته‌ی دولتی را که اندکی‌ش در اختیارشان است و هم اندیشیدن به مصلحانه اندیشیدن در جمع را.جامعه دارد رو به تحلیل‌های فردی می‌آورد. خطر در کمین است.