کد خبر: 292383
تاریخ: 18ارديبهشت1398
کد خبرنگار: 225

ساسی‌مانکن وما

فیلمفارسی، موسیقی‌کوچه‌بازاری ، لوتیگری و امثال این‌ها مثل‌آبگوشتی‌ست که‌سرظهر دلت می‌کشد به سراغش بروی . خارج از همه‌ی هنجارها و آداب و عادت‌هایی که هم وزن‌طبقه ای‌که‌درآن جای‌گرفته‌ای‌است ، و دور از هرتعریفی که تورادر مرتبه‌ای‌اجتماعی‌بلوک‌بندی می‌کند،آ

بگوشت بعدازظهری را برمی‌گزینی.این‌نشان‌می‌دهدکه‌در درونیات‌یااخلاقیات‌مان همچون منشوری عمل می‌کنیم که از هر جهت که نور بر آن بتابد نحوه‌ای از تابش رنگ ها را به تماشا می گذارد . دوست شاعری داشتم که در نانوایی خمیرهای بر آمده را  چونه زنی می کرد . در جمع شاعران به ادب شاعران عمل می کرد ، در جمع کارگران صنف ش به رنگ آنان در می آمد. این بوقلمون صفتی - چنانکه عموم خلق به آن نام می دهند - بی رنج در قول و فعل آن رفیق قدیم ما مظاهره داشت . در برابر چنین شخصیت چند چهره ای ، دوستی دیگر داشتیم که خداوند او را از بدو خلقت خشک و یک رو آفریده بود . در تظاهر هایش به روشنفکری و اعراض از افعال و اقوالی که به عموم مردم مناسبت وصل داشت ، افراط ها می کرد ، و اندازه هایش را از کوی و برزن بر می کشید به طاق روشنفکری .   یک چیز در اعمال این رفیق شفیق ما تبارز داشت : او ریاکار نبود و حقیقتا به این رفتار خود مومن بود ، البته آن شاعر چونه گیر ما هم انصافا فارغ بود از ریاورزی . کدام یک به حقیقت زندگی نزدیک تر است؟  ما با کدام شخصیت مناسبت وصل بیشتری داریم؟به گمانم ما در جان و روان خویش مهماندار هر دوی این طورهای اخلاقی و عملی هستیم . به بیان دیگر جابجایی هایی که در طبقات اجتماعی رخ می دهند نباید چندان مطلق دیده شوند . آدم ها در حدهای مرزی خود را مقیم حریم زندگی می کنند . تمییز رنگها از هم در طیف های منشور کاری بیهوده است .   تمییز حدهای اجتماعی و طبقات آن هم به همان اندازه بیهوده است. یکی می گفت اگر حیوانات ذی شعور می شدند قطعا انسان را به عنوان شیطان برای خود نامگذاری می کردند . البته آدمی همه ی صورت های متضاد کرداری را در خود نهان دارد . گورستان وجود آدمی،  این تن ، هم نقش فردین را در لوحه ی وجودش نقر دارد و هم عباس کیارستمی را ، هم آبگوشت می کوبد هم استیک نوش جان می کند ، هم آغاسی و یساری می شنود هم شجریان و بتهوون،  این یعنی تعیین حدهای طیف به سختی می تواند برای داوری های ما به کار آید . البته در هر کس یک صبغه ، لهجه، رنگ رفتاری و گفتاری ، و .. برجسته تر دیده می شود و آن صبغه و رنگ اعتبارا جایگاه و مرتبه ی فرد را معین و معلوم می سازد .   اما سوال این است که چنین رفتاری با داوری نسبت به کارکرد اجتماعی و سیاسی آن چقدر واجد اهمیت است؟ پاسخ من البته پاسخی با منطقی ضعیف است ، معتقدم این که طبقات فرودین در کارکرد اجتماعی و سیاسی خود می توانند قدرت های سیطره جو را حمایت کنند و غالبا جنبش های توده ای در نظر روشنفکران بی سرانجام رها می شود ، اما انبوه خلق اساسا عامل پیروزی نهایی ست . اعمال این طبقات صرفا نماد فرودستی نیست ، بلکه فقدان ها و جبران فقدان ها را هم نمایندگی می کند .   لاغر شدن بنیه ی اقتصادی ، معیشت را هم نحیف می کند ، و خود این لاغری زبان را هم کم بنیه می سازد . سوال این است که به نسبت چه چیزی زبان لاغر فرض می شود ؟ شاید به نسبت میانی ترین طبقه ای که می تواند متصدی تولید مفاهیم رهبری و توسعه گردد . اما این طبقه با وجود آنکه در تعادلی ترین نقطه نسبت به فرودستی و فرادستی قرار دارد ، الزاما کار این طبقه به عدالت منجر نمی شود ، زیرا منافع طبقاتی است که آرمان طبقه را شکل می بخشد . آرمان طبقه در هیچ شرایطی عدالت نخواهد بود زیرا اساس بر جبران فقدان است و این جبران به بی عدالتی در طبقات دیگر منجر خواهد شد . بگذار برگردیم به بحث اول‌خودمان ، آیا اطوار اجتماعی‌طبقات ، همچون شعایر و مناسک آن طبقه عمل می‌کند؟   آیا لحظه و آن اجتماعی و فرهنگی ای وجود دارد که این اطوار از خصلت مناسک بودگی خود تخطی‌کنند و به مثابه رفتاری عمومی به کار آیند . پاسخ سوال اول اگر آری باشد سوال دوم هم آری‌ست . گاه به سبب آنکه آن حال ها و آن های درونی از وجه طبقاتی اطوار اجتماعی خروج می‌کنند ، می توانند تعلقی را برانگیزند که البته نوعی نوستالژی را هم مصرف می‌کند . در یک صورت دیگر هم فیلمفارسی، موسیقی کوچه بازاری ، لوتی‌گری و امثال این‌ها به سطح عمومی‌کشیده‌می‌شود ، و آن موقعی ست که بر نوعی نظام انقیاد و بندگی شورش‌کند و به گونه‌ای فرهنگ غالب را انکارکند.این نوع از رفتار است‌که‌نحو اجتماعی‌به‌نحو سیاسی اتصالی می‌کند و اطوار طبقاتی را جابجا می‌سازد . در این مدت چند فیلم کوتاه دیدم که دختران خردسال ساسی‌مانکن می‌خوانند . آیا امکان‌مقابله با آن وجود دارد؟آیا می‌توان‌علل‌آن‌رابه‌نحوه‌آموزش‌و‌سیاست‌های‌دولتی‌فروکاهید؟این‌آب‌در هاون‌کوفتن‌است،آن کودکان‌جایی‌برای  آوازخواندن‌غیرمرسوم‌خویش‌خواهند‌ یافت