کد خبر: 179113
تاریخ: 23تير1395
کد خبرنگار: 225

تا سرشاخ نشیم از باد کولر خبری نیس!

امروز سوار یه تاکسی شدم که استثنائا و به اصطلاح "کولر گرفته بود" اما تمام دریچه هاشو بسته بود الا اونی که باد خنک رو خیرات خود راننده می کرد.

تمام مدت هم تو گرما از مزایای الزرت پهلوی گفت که درسته خودشم میخورد اما یه چند قطره ای هم به ملت می داد. دیدم نمیتونم گرما رو تحمل کنم گفتم :"جناب جسارت نشه، میشه به سیره اون بنده خدا تاسی کنی و یه چند قطره از این بادت (!) نصیب ما ملت کنی؟".

گفت :"همین دیگه شما ملت همین بلدید تو ..ون ما راننده تاکسیا کنید اینجور وقتا زبون دارید آح(دستشو موقع لفظ آح نامربوط راست کرد و با اون یک دستش گردن آرنجشو مثل یه مارگیر گرفت). بعدش سیگاری تو ماشین روشن کرد و بدون اینکه به من فرصت :"غلط کردم!


" بده گفت:"واسه باد کولر زبون میاید اما مرده اید حقتون رو ازدولت بگیرید!"  فلذا می خوام بگم ما ملت برای تحقق مطالباتمون راه درازی داریم و تا با دولت سرشاخ نشیم از باد کولر خبری نیس!