کد خبر: 244213
تاریخ: 28شهريور1396
کد خبرنگار: 225

درباره ناکامی های تیم استقلال

وقتی نوجوان بودم علاقه شدیدی به فوتبال به خصوص تماشای مسابقات فوتبال داشتم. هنوز هم در دفتر خاطرات آن سال هایم جدول مسابقات و نتایج باشگاهی و حتا جام جهانی 94 با ذکر نام ورزشگاه و دیگر جزییات وجود دارد.

وقتی 11 سالم بود دایی کوچک ام مرا به ورزشگاه امجدیه (شهید شیرودی) برد تا شاهد بازی استقلال و گسترش باشم. استقلال آن بازی را 2-1 برد و همین مقدمه علاقمندی من به این تیم شد. اکنون شاید 11 سال است که علاقه ام را به فوتبال و حتا تماشای آن را از دست داده ام . علاقمندی من به تیم استقلال اما باقی ماند اما نه از آن نوع که به ورزشگاهی بروم و یا حتا به تماشای کامل بازی ها بنشینم یا با هوادار رقیب وارد بحث و گفتگو شوم بلکه در آن حد و اندازه که با پیروزی استقلال خوشحال شوم .

این مقدمه را آوردم برای اینکه بگویم امروز اخبار و  فیلم مربوط به برنامه دیشب "نود"را- که با حضور مسئولان این تیم بود- دیدم. فارغ از فضای بحث و ادبیات برخی حاضران که البته در فضای فوتبال ما عجیب نیست بیش از آنکه به این فکر کنم که چه کسی مقصر یا بی تقصیر است -یا قسم و آیه کدامیک را باید باور کنیم -چیزی که ذهن مرا به شدت مشغول کرده است. تاثیر منفی ناکامی های یک تیم پرطرفدار ورزشی (فرقی نیم کند چه تیمی) بر روحیه هواداران آن است.


 من افرادی را دیده ام که سرنوشت تیم محبوبشان چنان به زندگی روزمره شان آمیخته است که بوضوح می توان تاثیر و تاثر آن را ردگیری کرد.  فرض کنیم که این مهم نباشد که وقتی استقلال یا پیروزی و در کل تیم های باشگاهی دچار ضعف حاد می شوند چه تاثیر مخربی بر عملکرد تیم ملی کشور می گذارند، حتا می توانیم فرض کنیم که این مهم نیست که استقلال مثل هر تیم باشگاهی مطرح دیگری در سطح جهان در دوران افول خود باشد با این همه نکته ای که نمی توان از آن گذشت ماهیت تصمیم گیری و مدیریت در کشور(فوتبال نمونه کوچک آن است)، چینش مدیران و تصمیم گیران در مراکز حساس و تاثیر گذار و از همه بدتر محوریت محاسبات شخصی و بده بستان های فردی به جای نفع عمومی و بی اعتنایی بر تاثیر اجتماعی و روانی نتایج منفی آن بر بخش های گسترده ای از اجتماع است.


آنچه گفته شد تازه مربوط به ورزش این کشور است یعنی بخشی که دست کم بخاطر ماهیت غیر قدسی و شائبه های به ظاهر غیر سیاسی دست کم می توان در برنامه ای چون برنامه نود برآن نورافکن نقد را انداخت و بی هراس به تجزیه و تحلیل کاستی ها رفت چه برسد آنجا که هر سخن و نقدی به مثابه گناهی نابخشودنی مستوجب عقاب می شود!