کد خبر: 292065
تاریخ: 12ارديبهشت1398
کد خبرنگار: 225
ایام معهود یا ایام معلوم

در باره نامگذاری روزهای سال

به این جمله‌ی خوب از شمس تبریزی گاهی فکر می‌کنم که می‌گفت: ایام می‌آید تا به شما مبارک باشد . ممکن است هر کس از این جمله که نقل به مضمون آوردم ، برداشتی داشته باشد . مدتی قبل از سفری کوتاه از قزوین برمی‌گشتم

. در مسیر برای خریدن سیگار و آب معدنی در یک کمپ مسافری توقف کردم. احساس کردم باید به خودم پاداشی بدهم و چایی بنوشم . بعد به فکر فرورفتم . چرا باید به خودم پاداش بدهم؟خب ، معلوم بود : من روز خوبی را سپری کرده‌ام .   گفتم اگر این روز را بتوانم نامی ببخشم این روز روزِ دوستی نام می‌گیرد ، چون پس از قریب بیست و اندی سال ، سه دوست زیر یک سقف دوستی‌های قدیم را مرور کرده‌اند . آن وقت یاد این جمله‌ی شمس تبریزی افتادم و دانستم هر فرد به تنهایی باید مناسک خودش را خلق کند و روزها و شب‌هایش را ابداع کند. روز دوستی ، روز عشق ، روز طبیعت ، روز کارگر ، روز معلم و روزها و شب‌های دیگر را هر کس به تناسب احساسات،  به مناسبت نیازها و به تعلق خاطراتش ، عواطفش ، ایامش باید نامگذاری کند. من به مناسکی که دیگران برایم جعل می‌کنند اعتمادی ندارم . نمی‌توانم احوالات و درونیات خودم را از هجوم جامعه و فرهنگ استحصال کنم . ممکن است این بدخلقی به مذاق بسیاری خوش نیاید . خب نیاید .   من ناگزیرم خودم خودم را ابداع کنم . این کار بهتر است از اینکه دیگران جعلم کنند . از این رو روزها و شب‌هایم را باید بتوانم با تجارب و تعلقاتم نامی ببخشم . این روزها روز معلم را نامی داده‌اند . نامی برایش معلوم‌کرده‌اند.برای کسانی که شاگرد مرحوم مطهری بوده‌اند و او را معلمی درخور و سزاوار تربیت خویش دانسته‌اند تولد یا درگذشت او می‌تواند روز معلم برایشان باشد . برای من روز معلم به دشواری اتفاق می‌افتد ، چون به خاطر نمی‌آورم معلم یا استادی به جز کتاب و زندگی به من چیزی آموخته‌باشد .   البته همیشه دوست قدیم و یار سی‌ساله‌ام آقای علی طهماسبی خراسانی را قابل ستایش دیده‌ام و از او بسیار آموخته‌ام و اگر لازم باشد روز معلم را برای خویش احصاء کنم ، روز تولد او را برای خویش بر‌می‌گزینم . این روز می‌تواند عهدی باشد میان من و من ، من و زندگی .اینطور وقت‌ها گمانم این‌است که‌بهتر آنکه مناسک خود را خودمان شکل ببخشیم.    شمس تبریزی همین را می‌گوید . ایام به همین مناسک سازی‌های گاه و بیگاه‌مان مبارک است . و گرنه آنچه دیگران برای ما می‌سازند وجهی اجتماعی دارد و در تربیت ما آنگونه که می‌خواهند به کار می‌آید . آیا تربیت شدن ما زندگی را از ما نمی‌رباید؟ من فکر می‌کنم شمس تبریزی می‌خواسته بگوید هر کس روز خودش را دارد ، شب خودش را دارد ، ایام خودش را دارد و اگر کسی روز و شب و ایام خودش را نداشته باشد ، بدون ایام است ، فاقد روز و شب است ، و عمر بر او سپری می‌شود و او عمر را سپری نمی‌کند . همین نکته‌ی کوچک را می‌خواستم با شما در میان بگذارم .