یادداشت انتقادی یک وکیل/ تو خواهی ماند و آینده ای مبهم

سلیمانی

وکیل ملت: وقتی اطلاعیه کانون وکلا مربوط به ثبت نام قبول شدگان آزمون کارآموزی امسال را دیدم، یاد دورانی افتادم که هنوز سختی و مشقت آن را به دوش میکشیم.

تاریخ انتشار: 23بهمن1394|01:18

یادداشت انتقادی یک وکیل/ تو خواهی ماند و آینده ای مبهم
| کد خبر: 100442

وقتی اطلاعیه کانون وکلا مربوط به ثبت نام قبول شدگان آزمون کارآموزی امسال را دیدم، یاد دورانی افتادم که هنوز  سختی و مشقت آن را به دوش میکشیم.
پس از ماهها و شاید سالها تلاش برای عبور از امتحان دشوار کارآموزی وقتی مفتخر به دریافت پروانه کارآموزی میشویم در این فکر که دیگر روزهای سخت و دشوار تمام شد و به تمام آرزوهایمان رسیدیم با انرژی فراوان میخواهیم شروع کنیم تا وسیله ای باشيم براي احقاق حق، اصلاح جامعه و...
وکیل سرپرستی برایمان مشخص میشود که فقط اوراق مربوطه را امضا کند خوب وکیل سرپرست هم حق دارد، خود در امرار معاش زندگی  مانده است.  
سر خورده و تنها چون وکیل زاده نیستی تا از ثروت ابوین خود در زمینه تجربیات و یا حوزه اشتغال وکالتی آنها استفاده کنی تصمیم میگیری به خودت متکی شوی.
شاید قدری خوش شانس باشی یا عاقل تا در دام موسسات حقوقی  غیر قانونی اسیر نشوی.
بدتر از همه، شاید مثل صدها وکیل دیگر باشی که به دلیل چند تستی که ناشی از قصور و اشتباه خود کانون بوده, مجبوری وکالت شهری را بر دوش بکشی که تاکنون اسمش را هم نشنیدی و کی میدونه مقصر اصلی طراح سوال بوده نه وکیل.
اما باز یک امید در دلت کماکان روشن است!!  بعد از پایان دوره کارآموزی و اختبار و اخذ پروانه پایه یک شاید همه چیز درست شود.
اما  تازه شروع سختی هاست ...
میز مالیات از تو اجاره نامه مربوط به دارالوکاله میخواهد و نميداند با سیلی صورت سرخ میکنی.
فیش های صندوق حمایت کانون که عملا برای بعد از مرگت مورد استفاده قرار خواهند گرفت را با جریمه های دیر کرد پرداخت میکنی.
هرچه جلو میروی با مرگ تدریجی آرزوهایت مواجه میشوی

بی احترامی های سربازان دادگستری در بدو ورود،رفتار قضات،موکلین طلب کار از همه دنیا که فقط میخواهند سر تو خالی کنند، استرس آنکه تو باید در مقابل اشتباهات قضات و موکل پاسخگو باشی و دادسراي انتظامی کانون.
به عقب که می نگری روزی چند بار از خود خواهی پرسید   آیا باختم!؟؟

چه شد آن همه آرزوها

می خواستم جامعه را اصلاح کنم،
خواهان آن بودم که دیگران را از گرفتاری نجات دهم اما خود دچار گرفتاری شدم.

آنوقت تو میمانی، افسردگی،تنهایی،آرزو های مرده، نگاه های دیگران،

دسته بندی یادداشت , حقوقی , تلگرام + ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top