نقش وکیل تسخیری در دفاع از مجرمان(1)

بهمن كشاورز

وکیل ملت: این سوال از جانب عوام و افراد ناآگاه بسیار مطرح می شود که «چگونه وکلا از مجرمان و کسانی که ارتکاب عمل مجرمانه از ناحیه آنها مسلم است دفاع می کنند؟»

تاریخ انتشار: 16اسفند1394|21:48

  نقش وکیل تسخیری در دفاع از مجرمان(1)
| کد خبر: 112909

پاسخ را باید از یک سو در اصل 35 قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوی بشر جستجو کرد که به موجب آن همه کسانی که به نوعی طرف اتهام قرار می گیرند حق دفاع دارند .

                
 برقراری این حق برای افراد بشر نتیجه یک تحول و تکامل تاریخی طولانی مدت است . از دیگر سو باید توجه کرد که دفاع وکیل لزوماً به مفهوم نفی اتهام نیست .  دفاع وکیل در امر کیفری می تواند چند جنبه داشته باشد .

اولاً: ممکن است وکیل بگوید که موکلش اصلاً مرتکب عمل انتسابی نشده است ، که به این ترتیب اتهام را نفی کند .

ثانیاً : ممکن است مبنای دفاع این باشد که هر چند موکل عمل انتسابی را انجام داده اما عنوان عمل با آنچه که دادسرا و دادستان می گویند متفاوت است و این دو حالت دارد :

 الف- اینکه گفته شود عمل اصولاً وصف کیفری ندارد و جرم نیست .

✔️ ب- اینکه دفاع شود عملی که انجام شده مثلاً قتل ، شبه عمد است نه قتل عمد .

ثالثاً: ممکن است مبنای دفاع این باشد که عمل ارتکابی فاقد عنوان تشدیدکننده مجازات یا واجد اوصاف تخفیف دهنده مجازات است . مثلا اینکه هر چند متهم زنای محصنه مرتکب شده اما مثلاً به لحاظ آنکه از همسر خود دور بوده است و یا به جهات دیگر زنا وصف محصن و محصنه ندارد و مجازات آن جلد است نه رجم .

رابعاً: ممکن است مبنای دفاع این باشد که هر چند موکل مرتکب عمل شده و عمل هم وصف مجرمانه دارد اما به جهات نفی کننده مسئولیت کیفری یا توجیه کننده عمل یا از بین برنده مجازات ، متهم قابل مجازات نباشد .

 مانند مجنون بودن متهم یا تحقق دفاع مشروع یا موارد خاصی که در قانون موجب معافیت از مجازات می شود .

خامساً: ممکن است چنین دفاع شود که:

الف- اگر جرم از جرایم حدی است ، مرتکب توبه کرده و مستحق ارفاق و عفو است (البته در مواردی که چنین امکانی در قانون و شرع وجود دارد) .

ب- اگر مورد از موارد تعزیری است متهم به جهات مندرج در ماده 22 قانون مجازات اسلامی مستحق تخفیف و یا تبدیل مجازات است .

       به این ترتیب ملاحظه می کنید که دامنه و دایره دفاع بسیار وسیع است و مباشران حق دفاع یعنی وکلای دادگستری حسب مورد باید استراتژی و تاکتیک دفاعی خود را بر اساس یک یا چند مورد از موارد پیشگفته سازمان دهند .

 هر چند گفته می شود در جرایمی که ریشه در شرع دارد ، دَوَران امر صرفاً بین نفی و اثبات است، لیکن با توجه به مراتبی که گفتیم این پندار و استنباط صحیح نیست و باید در هر حال افراد را از حق دفاعشان برخوردار کرد .

با این مقدمه به مورد مطروح می رسیم ، یعنی وضعیت وکیلی که به جای دفاع از موکل یا به تایید کیفرخواست می پردازد و یا سکوت می کند .

بدواً باید عنایت داشت که هیچ تفاوتی بین وکیل تسخیری و تعیینی از نظر کمیت و کیفیت دفاع نیست و نباید باشد . به عبارت دیگر وکیل تسخیری باید به همان اندازه برای موکل تسخیری خود دل بسوزاند و برای دفاع از او مطالعه کند و آمادگی حاصل کند که برای موکل تعیینی خود می کند .

                  
به این ترتیب اینکه گفته می شود به لحاظ کار متهم یا شنیع و زشت بودن عمل او وکیل تسخیری معذور از دفاع است به هیچ وجه و پاسخ استدلالی قابل قبول نیست و این برخوردی غیر علمی با قضیه است که ممکن است از سوی مردم کوچه و بازار آن هم افرادی بی سواد و کم اطلاع قابل توجیه باشد اما از افراد آگاه به ویژه وکلای دادگستری و قضات و حقوقدانان به هیچ وجه قابل پذیرش و استماع نیست .

          
متهمی که هیچ پناه و ملجایی ندارد و دادسرا و تشکیلات آن با آن قدرت در مورد او صف آرایی کردند و سعی در اثبات اتهامش دارند به چه کسی جز وکیل خود می تواند متکی باشد و چگونه ممکن است وکیلی که برای دریافت پروانه وکالت سوگند خورده است چنین فردی را در حساس ترین لحظه زندگی اش تنها بگذارد و با سکوت و یا تایید کیفرخواست او را در دست سرنوشت رها کند؟!

چنین عملکردی از وکیل دادگستری تخلف غیر قابل گذشت است و این وظیفه کانون وکلا و دادسرای انتظامی آن است که با این موارد برخورد کند .

اگر می گوییم وکالت یک ارزش است نه یک شغل به همین علت است. به عبارت دیگر وکیل چه تعیینی و چه تسخیری در مقام دفاع به رسالت اجتماعی خود عمل می کند و بحث گذران زندگی نسبت به این حرکت ارزشی جنبه فرعی و ثانوی دارد .

 
                 
 بنده به سهم خود از آنچه واقع شده -و البته متاسفانه این مسبوق به سابقه هم بوده- به شدت ابراز تاسف می کنم و به سهم خود شرمنده ام و امیدوارم همکاران و دوستان ما به ویژه جوانان توجه داشته باشند که وقتی در مقام دفاع قرار می گیرند ، در مقامی هستند که در مورد آن در متون دینی و مذهبی عباراتی فخیم و پر صلابت آمده .

بنابراین باید اعتبار حرمت و کرامت این حرفه را حفظ کنند. زیرا که اگر یک روز به دلیل شناعت عمل متهم و ترس انعکاس اجتماعی قضیه و جهت یاوه گویی عوام در مقام دفاع سکوت می کنند ، روز دیگری ممکن است به لحاظ ملاحظه و ترس از عوامل دیگری در دفاع از موکلان خود کوتاه بیایند و در نتیجه نقاط سیاهی در تاریخ ایجاد کنند که هرگز از دامن ایشان و دامن وکالت پاک نخواهد شد .

بدیهی است آنان که به وکالت به عنوان وسیله ای برای امرار معاش و نه یک ارزش می نگرند ، می توانند کارهای دیگری را که هم درآمد بیشتری دارد و هم درد سر کمتری برگزینند و بی شک موفق هم خواهند شد ، زیرا باهوش ترین و سازنده ترین دانشجویان حقوق ، به وکالت روی می آورند . اگر کسی توانسته باشد با طی مراحل ، پروانه وکالت دریافت کند بی شک در سایر مشاغل و حِرَف نیز موفق خواهد بود و در عین حال به وکالت به عنوان یک موقعیت و موضع ارزشی و با کرامت انسانی لطمه نخواهد زد .
 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top