دانشکده حقوق دانشگاه ملی ایران و دکتر محمدعلی معتمد (1)

وکیل ملت: گمان می کنم سال 1355 بود که تصمیم گرفتم فوق لیسانس بخوانم . در کنکور دانشکده حقوق دانشگاه ملی ایران در رشته های حقوق جزا و حقوق خصوصی شرکت کردم . هر دو را قبول شدم . در یکی از این دو - که یادم نیست کدام بود- نفر اول شدم . با توجه به سن و سال و علائق قبلی (به اصطلاح جنایی کار بودم) ، رشته جزا را انتخاب کردم .

تاریخ انتشار: 28اسفند1394|01:11

دانشکده حقوق دانشگاه ملی ایران و دکتر محمدعلی معتمد (1)
| کد خبر: 118401

گمان می کنم سال 1355 بود که تصمیم گرفتم فوق لیسانس بخوانم . در کنکور دانشکده حقوق دانشگاه ملی ایران در رشته های حقوق جزا و حقوق خصوصی شرکت کردم . هر دو را قبول شدم . در یکی از این دو - که یادم نیست کدام بود- نفر اول شدم . با توجه به سن و سال و علائق قبلی (به اصطلاح جنایی کار بودم) ، رشته جزا را انتخاب کردم . رئیس دانشکده استاد پیشینم دکتر پرویز صانعی بود که بعدها افتخار دوستی اش را پیدا کردم و هنوز هم به این دوستی مفتخرم .

بعدها با بالا رفتن سن و مداومت در کار وکالت و به ویژه با تغییر نظام قضائی ، که آثار آن در امور کیفری محسوس تر بود ، فوق لیسانس حقوق خصوصی را هم در دانشگاه شهید بهشتی (خلف دانشگاه ملی) خواندم .


غرض از بیان این موارد اینکه – تا آنجا که من توانستم بفهمم و البته تعصب و اصراری در صحت استنباط خود ندارم- فقط تعدادی از اساتید در این دوره های تخصصی و تکمیلی حقی به گردن دانشجویان دارند . چون بسیاری از دروس، تکرار همان چیزی است که در دوره لیسانس تدریس می شود . البته نفسِ آمد و شد در دانشکده و نشستن در کلاس و هم صحبتی با اساتید و دانشجویان موضوعیت و اهمیت دارد . به ویژه برای من در زمانی که فوق لیسانس حقوق خصوصی را در دهه پنجم عمرم می خواندم و در میان همکلاسان جوان شاگرد «اکابر» بودم . شاید به علت همین تلقی و برداشت بعد از ختم این دو دوره اشتیاقی برای مقطع تحصیلی بعدی نداشتم و ترجیح دادم وقتم را برای ثبت و ضبط اطلاعات گردآوری شده در سالهای وکالت و انتقال آن به همکاران تازه کار صرف کنم .

بگذریم در دوره فوق لیسانس جزا (یا به قول امروزیها کارشناسی ارشد) سه استاد بر گردن من حقی دارند : مرحوم دکتر پاد، مرحوم دکتر دادبان و مرحوم دکتر محمدعلی معتمد . شاید بتوانم مرحوم دکتر رضا مظلومان را هم به این فهرست اضافه کنم . چون برخی از مطالبی که مطرح می کرد تازگی داشت .



اما از میان این استادان صاحب حق ، مرحوم دکتر محمدعلی معتمد وضع خاصی داشت که گفتنی است . آن مرحوم شخصیت جالبی داشت . قبلا رئیس دانشکده حقوق بود -و شاید – پایه گذار آن بود . در زمان او ضوابط بسیار سختگیرانه ای بر دانشکده حقوق دانشگاه ملی حاکم بود که آثار آن را بعدها در کلاسش دیدم . گویا دانشکده حقوق به اصطلاح یک DRESS CODE یا دستورالعمل پوشش داشت . مردان باید کت و شلوار می پوشیدند و حتما کراوات می زدند و خانم ها مکلف به پوشیدن لباس های بسته و به اصطلاح سنگین بودند .

در زمان ریاست او «هیپی گری» متداول بود . شنیدم دختر خانمی در هیأت و ظاهر هیپی ها و اغلب با پای برهنه به دانشکده می آمد و هرگز با دکتر معتمد مواجه نشده بود . گو یا یک روز درست در زاویه ساختمان دانشکده رو در روی دکتر معتمد در می آید . استاد ناسزاگویان با عصا دنبالش می کند . دخترک می گریزد و دیگر به دانشگاه و دانشکده نمی آید . شاید می دانست که آمدنش فایده ای ندارد . این سخت گیری شاید در نظر اول مطلوب و قابل توجیه به نظر نیاید . اما اگر به یاد بیاوریم که فارغ التحصیلان دانشکده حقوق عمدتاً یا قاضی می شوند و یا وکیل و بعضی هم سردفتر اسناد رسمی، آنگاه خواه و ناخواه لزوم نظم و انضباط ظاهری و باطنی در هر سه این مشاغل برای ما تداعی می شود . چیزی که متاسفانه در روزگار ما چندان جدی نیست .

ادامه دارد . . .
 

دسته بندی یادداشت , حقوقی , تلگرام + ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top