تاریخ انتشار: 22فروردين1395|00:08

| کد خبر: 128794

بررسی تبصره یک ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی دردعاوی مدنی و آرای قطعی که از آنها واخوهی شده

وکیل ملت: حالتی را که در این مقاله حقیر به بررسی جوانب امر حسب قانون مارالایما خواهم پرداخت اینست که موقعی که دعوی خواهان پس از صدور دادنامه وبدون حضور خوانده به مرحله اجرا می رسد حکم اصداری غیابی صادرشده باشد

به عبارت ساده خوانده در مقام دفاع در دادرسی منتهی به حکم لایحه  و  وکیل نفرستاده باشد ونیز اوراق دعوی ابلاغ واقعی نشده باشد در اینصورت خواهان نیز پروسه وشیوه قانونی مقرر در آیین دادرسی مدنی را دنبال ودرراستای درخواست صدور اجراییه برمی آید طبیعتا شعبه صادر کنندا رای  از خواهان پس از دریافت خسارت احتمالی اقدام به صدور اجراییه خواهد کرد :

نکته مورد نظر در تشریح موضوع مقاله در 2 حالت که نمود شود مورد تبیین وبررسی قرار میگیرد باتوجه به اینکه قضات و وکلا به تبع شغل خویش لاجرم از قوانین جدید التصویبب به نحوی از انحا مطلع  میشوند در حالتی که محکوم له پس از صدور حکم غیابی اقدام  به در خواست اجراییه  می نماید در این صورت محکوم علیه نظر بر اینکه  از جریان دعوی منتهی به اجرا مطلع نیست  و فرجه 10 رو ز اجراکه حتما با عدم ابلاغ واقعی یعنی با ابلاغ قانونی به وی با بستگانش بوده باشد با توجه به قانون صدرالذکر وتبصره ماده 3 آن که اشعار میدارد محکوم علیه ظرف 30 روز پس از اجرا دعوی اعسار خود را اقامه نماید وچنانچه  پس از 30 روز دعوی را اقامه کند با موافقت محکم علیه میتواند حبس نشود و یا قاضی صادر کننده حکم میتوااند وثیقه ای به میزان محکموم به (مالی که محکوم به پرداخت شده)ا ز محکم علیه اخذ و وی را حبس نکند!!!!!!

باتوجه به عدم رای وحدت رویه که صد البته نیازی نیست  سوالی بعضا برای اصحاب دعوی پیش می آید که آیا در دعوی که اصل آن غیابی است واجراییه صادر شده و30 روز موعد مرقوم  در قانون مارالذکر منقضی شده !؟   ونیز محکموم علیه با همان خوانده خان بدوی آمده و دادخواست واخواهی داده است  تکلیف چیست!؟
@tandisedalat

جواب از مدلول مواد 305 و306 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب در امور مدنی و تبصره ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب 1394 چنین بر می آید که:

به مجرد ایفاد واخواهی از جانب محکوم علیه یا همان خوانده خان بدوی یا همان واخواه دادگاه محترم بدوی یا همان دادگاه صادر کننده رای پس از احراز جهات واخواهی مصرح در مواد مرقومی اقدام وچنانچه با قبول واخواهی قرار قبولی را صادر کند اقدام به توقف عملیات اجرایی ورسیدگی ماهوی به جریان دادخواست واخواهی می نماید طبیعتا پروسه رسیدگی زمان بر خواهد بود چه بسا حکم بدوی منقلب ودادگاه اقدام به بیحقی خواهان بدوی یا همان واخوانده کند چنانچه پس از رسیدگی به دلایل واخواه حکم بدوی را تایید کند دادگاه با مهلت 20 روز  پس از ابلاع از رسیدگی فارغ وچنانچه حکم مورد اعتراض اصحاب دعوی ولو یکی از آنان قرار گیرد پرونده به مرجع تجدید نظر ارسال میگردد چنانچه مرجع تجدید نظر دادنامه معترض عته را تایید وابرام کند خواهان بدوی پس از تحمل اطاله دادرسی تحمیلی از سوی خوانده  دگر بار  درخواست اجراییه را میکند و این بار خوانده در جهت تمکین از حکم یگانه اقدامی که میتواند بکند اینکه دعوی اعسار خود را داخل در فرجه 30 روز ه مقرر در ماده 3قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی علیه خواهان بدوی در دادگاه بدوی یا همان دادگاه صادر کننده حکم اقامه کند والا دعوی اعسار خوانده خارج از موعد مزبور منوط به موافقت عدم حبس از سوی محکموعلیه یا همان خواهان بدوی خواهد بود ویا به تشخیص قاضی صادرکننده حکم  وثیقه بمیزان محکوم به دریافت میشود تا به دعوی اعسار وی رسیدگی شود اگرچنانچه ماهیتا معسر شناخته نشود محکوم به ازمحل وثیقه تودیع وچنانچه  دادگاه پس از رسیدگی به اعسار محکوم عللیه را معسر تشخیص دهد باتوجه به حکمی جدید الاصدار میزان ونحوه تقسیط تا استهلاک محکوم به تعیین خواهد کرد .

دسته بندی مقالات , حقوقی ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top