وعده یارانه 250 هزار تومانی حقیقت دارد؟ پشت پیشانی بوتاکس شده این مرد چه می گذرد

وکیل ملت: خبر بازگشت اش به صحنه و شایعه ای که از وعده یارانه 250 هزار تومانی می گفت در همین اولین روزهای بهار چنان صدا کرد که تبدیل به یکی از مهمترین سوژه های سال 95 شد.

تاریخ انتشار: 25فروردين1395|12:58

وعده یارانه 250 هزار تومانی حقیقت دارد؟  پشت پیشانی بوتاکس شده این مرد چه می گذرد
| کد خبر: 131396

چهره ای همچنان مه آلود. کسی که هشت سال رئیس جمهور ایران بوده اما هنوز کسی نمی داند پشت پیشانی بوتاکس شده اش چه می گذرد. کسی که هنوز هم از ابهامات صدها میلیارد دلاری در دوران ریاست اش می گویند و پاسخ روشنی برایش نیست. درباره تصورات خاص و متفاوت اش از مسائل معنوی می گویند و کسی حقیقت را نمی داند.

درباره اعتقادات سیاسی و فرهنگی اش می گویند و سوءتفاهم ها همچنان ادامه دارد. در همین روزهای گذشته و با رسانه ای شدن پرونده پانامالیکس و لو رفتن چند ترابایت اطلاعات پول شویی و فساد مالی بین المللی، نام او هم باز به میان آمد. در کنار نام نخست وزیر ایسلند و پوتین و ده ها دولتمرد دیگر. محمود احمدی نژاد که دوری اش از قدرت سه ساله می شود، هنوز دغدغه بزرگ ایران و حتی مجامع جهانی است.
 

وعده یارانه 250 هزار تومانی حقیقت دارد؟

خبر بازگشت اش به صحنه و شایعه ای که از وعده یارانه 250 هزار تومانی می گفت در همین اولین روزهای بهار چنان صدا کرد که تبدیل به یکی از مهمترین سوژه های سال 95 شد. به نظر می رسد ماجرای ما با محمود احمدی نژاد به این زودی ها به سرانجام نخواهدرسید و آواز زندگی ایرانی ها بیرون نخواهد رفت.

سراغی از علی اکبر جوانفکر گرفتیم. جوانفکر از نزدیک ترین چهره های حلقه احمدی نژاد و معتمد رئیس جمهور پیشین بوده است. علی اکبر جوانفکر، مشاور رسانه ای احمدی نژاد بوده و در سال های اخیر که بسیاری از دوستان و همکاران محمود از او تبری جسته اند یا علیه اش شده اند همچنان در کنار او مانده است. جوانفکر در دولت احمدی نژاد مدیر خبرگزاری ایرنا و موسسه ایران بود. او قبل از آن هم سال ها در خبرگزاری ایرنا حضور داشته؛ از مسوولیت دفتر یاسوج و آبادان تا حضور در اسپانیا. جوانفکر همچنین نماینده ایرنا در دفتر مقام معظم رهبری در زمان ریاست جمهوری ایشان و پس از آن تا سال 1379 بوده است.

آقای جوانفکر سال 94 مصاحبه ای تصویری با رضا رشیدپور برای برنامه «دید در شب» انجام داد که هیچ وقت منتشر نشد. دلایل مختلفی برای این عدم انتشار ذکر شد. اما هرچه بود می شد فهمید که شرایط برای احمدی نژادی ها هم سخت است. لابد برای همین هم هست که این مشاور رسانه ای حالا گمان می کند به صلاح اش نیست مصاحبه اش با ما حضوری باشد. گفت و گویی که پیش رو دارید با ارسال سوالات ما برای آقای جوانفکر و به شکل کتبی انجام شده است. اگرچه که بخشی از پرسش ها را هم در جلسه ای که برای عکاسی، ایشان را ملاقات کردیم پرسیدیم،

نکته بارز صحبت های، بی علاقگی آقای جوانفکر برای پاسخ دادن به همان ابهاماتی است که همچنان باقی است. عدم تمایل برای توضیح دادن در مورد ادعاهای شگفت انگیز احمدی نژاد، طفره رفتن از اظهارنظر درباره دولت کنونی و جناح بندی های آینده و پوزش از پاسخ دادن به سوالاتی که وضعیت اسفندیار رحیم مشایی، یار غار محمود و پاشنه آشیل او را روشن می کند.

علی اکبر جوانفکر را شاید هنوز هم باید بیشتر یک فعال رسانه ای دانست تا فعال سیاسی، اما به نظر می رسد خودتان تصمیم گرفتید از فضای رسانه ای فاصله بگیرید و در قامت یک فعال سیاسی مطرح شوید؛ آن هم از طیف آقای احمدی نژاد که حالا دیگر نه اصولگرا شناخته می شود، نه اصلاح طلب و نه حتی اعتدال گرا! اگر قرار باشد خودتان اسلوب و مرام سیاسی جریان تان را تعریف کنید چه نامی بر آن می گذارید و این تبدیل شدن به یک فعال سیاسی را برای خود گامی به جلو می دانید؟

در ابتدا سلام و درود می فرستم به شما و خوانندگان محترم. با وجود تلاش های دامنه دار سیاسی و رسانه ای صورت گرفته برای معرفی دکتر احمدی نژاد به عنوان نماینده یک جریان خاص سیاسی، باید به این حقیقت اذعان کرد که ایشان هرگز در قامت یک جریان سیاسی بروز و ظهور نداشته اند. تجربه دوران مدیریتی دکتر احمدی نژاد به روشنی نشان می دهد که ایشان فارغ از هرگونه گرایش سیاسی، همواره در موضع دفاع از انقلاب و ارزش های ناب آن از جمله اجرای عدالت و حراست از استقلال و آزادی و نیز خدمت مفید، صادقانه و بی منت به مردم بوده اند؛ بنابراین من ایشان را مدافع راستین انقلاب و نماینده واقعی مردم می شناسم. بنده نیز نه در موضع یک فعال رسانه ای یا سیاسی بلکه عضوی بسیار کوچک از خیل عظیم ملت ایران هستم.

برای مردی که اولین اتفاق زندگی کاری اش اخراج از اروپا به دلیل حمایت از فتوای امام (ره) در مورد سلمان رشدی بوده، چه اتفاقاتی می افتد که سه دهه بعد در دادگاه به جرم نداشتن التزام عملی به انقلاب اسلامی محاکمه می شود؟ آیا شما از دیدگاه های انقلابی دهه 60تان فاصله گرفته اید یا فکر می کنید اتهامات وارده به شما دور از واقعیت بوده است؟

بسیار روشن است که بنده در دفاع از انقلاب و آرمان های آن راسخ تراز همیشه هستم و البته هنوز برای این سوال شما پاسخ روشنی نیافته ام که چرا هدف چنین رفتاری قرار گرفته ام.

درباره شروع آشنایی شما با آقای احمدی نژاد، مقطع حضور ایشان در شهرداری عنوان شده، زمانی که به نظر می رسد با آقای ناصری (مدیر خبرگزاری ایرنا) به مشکل خورده بودید. این اختلاف در ایرنا باعث دلخوری تان از جریان اصلاح طلبی است یا اساسا با طرز فکر اصلاح طلبان اختلاف اساسی دارید؟

بنده برای آقای ناصری مدیرعامل وقت ایرنا احترام قائل هستم و اختلاف نظرم با ایشان بیشتر متاثر از جنبه های مدیریتی بود.البته من هرگز با اصلاح طلبان قرابت فکری نداشته ام.

دولت آقای احمدی نژاد از همان روزهای اول، متهم به شعارزدگی بود و حاشیه های رسانه ای زیادی به همراه داشت. عده ای اعتقاد دارند خود ایشان و همراهان رسانه ای شان کاملا براساس استراتژی ای مشخص این خیرسازی ها را راه می انداختند. مثلا از همان طرح پرسش هلوکاست تا ماجرای هاله نور، یا معجزه هزاره سوم. حرف هایی که با جدیت تمام بیان می شدند و مثل بمب فضای کشور و دنیا را تکان می دادند. نظر شما چیست؟

دولت های نهم و دهم در همه زمینه ها، دارای یک کارنامه عملکردی بسیار موفق، درخشان و بی نظیر است و «شعارزدگی و حاشیه پردازی» نمی تواند زیبنده کسانی باشد که به اذعان مراجع آماری بین المللی بالاترین راندمان کاری در طول سال های قبل و پس از انقلاب را از خود بر جای گذاشته اند.

خیلی از منتقدان دولت های نهم و دهم این دولت ها را متهم به جنگ افروزی می کنند. اینکه سیاست های همراه با جهان هراسی این دولت ها سبب شد تا مشکلات کشور و تحریم ها این چنین پیچیده شوند، تحریم هایی که به گفته آقای احمدی نژاد کاغذهای باطله ای بیش نبودند حتی دولت ایشان را هم عملا در سال های پایانی فلج کرده بود. ولی به نظر می رسد شما همچنان اعتقاد به این مساله ندارید. درست است؟

دولت قبل بهترین روابط را با کشورهای مختلف جهان داشت و ادعای جنگ افروزی یا جهان هراسی در دولت های نهم و دهم، دروغ محض است. تحریم های ناحق اعمال شده از سوی آمریکا و بعضی کشورهای هم پیمان او، ریشه در ایستادگی ملت ایران بر حقوق هسته ای خود و البته بعضی رفتارهای خائنانه در داخل کشور دارد و بنده هیچ ارتباطی میان تحریم ها با کاغذ باطله خواندن آنها نمی بینم. البته از یاد نبرید که آمریکا و کشورهای 1+5 نیز بد عمل نشان داده اند که توافقات شان با ایران در قالب برجام، چیزی فراتر از یک کاغذ باطله نبوده است. شما کافی است به بررسی تهدیدهای انجام شده از سوی آمریکا علیه ایران بپردازید تا دریابید که تهدیدهای آمریکا علیه ایران در دولت یازدهم به مراتب نسبت به دولت قبل افزایش یافته است.

انتقاد دیگری که زیاد از سوی منتقدان دولت وارد می شود درباره دخالت آقای احمدی نژاد در ریز امور بود. ایشان از فوتبال تا سینما تا برق تا انرژی هسته ای، آمارهایی از فعالیت کار کارشناسی براساس نفر- ساعت می دادند و تاکید داشتند خودشان همه جا حاضر بوده اند. آمارهایی که آقای احمد توکلی اخیرا در مصاحبه ای نوروزی به آنها انتقاد شدیدی کرده بود. این آمارها از کجا می آمد؟ چه اصراری به ارائه آمارهای بعضا غیرواقعی وجود داشت؟ شما به عنوان مشاور رسانه ای ایشان چه نقشی در اصلاح مسائل مطروحه داشتید؟

یک دول فعال و پرکار، تاثیر و حضور خود را در بسیاری از صحنه ها نشان می دهد و این نه فقط یک اشکال نیست بلکه یک حسن و ویژگی ممتاز است که باید از همه دولت ها مطالبه شود. سوال شما در مورد آمارها نیز بسیار مبهم است و برای آن پاسخی وجود ندارد، مگر آنکه موضوع مشخصی را مطرح کنید که قابل پاسخگویی باشد.

چند جمله معروف از آقای احمدی نژاد به جا مانده که مثلا خود شما به عنوان بازوی رسانه ای دولت، هیچ گاه سعی در مستندسازی اش نکردید؛ مثلا از همان جمله معروف «گوجه فرنگی در کنار خانه ما در نارمک ارزان تر است» تا «دختربچه ای که در زیرزمین خانه اش انرژی هسته ای تولد کرده». اینها بلوف سیاسی بودند یا واقعیت داشتند؟ هیچ وقت نخواسته اید در این موارد روشنگری کنید؟

این نوع از سوالات از نظر بنده ارزش پاسخگویی ندارند.

شما سال 92 برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کردید. بعد هم تعبیرتان از انتخاب شاگرد تنبل برای آقای روحانی در رقابت با آقایان قالیباف و جلیلی را به کار بردید. یعنی اعتقاد دارید اگر آقای مشایی می ماند پایگاه اجتماعی داشت و رای می آورد؟

پیش تر در این زمینه اظهارنظر کرده ام و فکر نمی کنم توضیح بیشتری درباره این گونه موضوعات لازم باشد.

الان خیلی ها بر این باورند که در دست داشتن تابلوی انتقاد از احمدی نژاد، رای آور است؛ اهرمی که روزگاری شخص ایشان و طیف حامی اش در رقابت با تیم آقای هاشمی و اصلاح طلب ها استفاده می کرد. شما به این ادعای تازه اعتقاد دارید؟

نظر آن خیلی هایی که شما می فرمایید، محرم است و بنده نظری درباره آن ندارم.

مصاحبه شما با آقای رشیدپور حواشی زیادی به دنبال داشت و بالاخره هم منتشر نشد؛ چرا؟

این سوال شما متوجه کسانی است که از پخش مصاحبه جلوگیری کردند و بنده نیز نمی دانم که کدام بخش از صحبت های من باعث برآشفته شدن آنها شده است. البته سانسور ظاهرا دو بخش دارد؛ یا قسمتی از مصاحبه را سانسور می کنند و اجازه می دهند بقیه آن پخش شود یا از پخش کل مصاحبه جلوگیری می کنند؛ که به نظر می رسد سانسور کل مصاحبه از نظر آقای رشیدپور ارجح بوده است.

شما ممنوع التصویر هستید و آیا در این باره چیزی به شما ابلاغ شده است؟

آزادی جزو حقوق اساسی هر فرد است و هیچ کس حق ندارد آن را از دیگران نفی کند. بنده ممنوع التصویر نیستم هرچند که آشکارا چنین به نظر می رسد که عده ای تصمیم و نظر خود را فراتر از قانون می دانند و به هیچ کس نیز پاسخگو نیستند.

صحبت هایی که انجام داده بودید چه نکاتی داشت که ایشان نتوانستند منتشرش کنند؟

شاید مناسب باشد که آقای رشیدپور را مخاطب سوال خود قرار دهید و از ایشان بپرسید مگر جوانفکر چه چیزی مطرح کرده بود که از پخش آن جلوگیری به عمل آمد. اطلاعات ایشان در این باره، بیشتر از بنده است.
 

وعده یارانه 250 هزار تومانی حقیقت دارد؟

چه کسی برنامه شما را بازبینی کرده بود و احتمالا نظر به منتشر نشدن مصاحبه داده بود؟

در این زمینه به بنده توضیحی داده نشده و من نمی توانم پاسخ روشنی به شما بدهم.

از میان نزدیکان آقای احمدی نژاد مدت هاست که خبر و مطلبی از آقای مشایی منتشر نمی شود. ایشان در این زمینه ممنوعیت قانونی دارند؟ به ایشان توصیه ای شده؟ شما به عنوان یک فعال رسانه ای فکر می کنید در صورت امکان بهتر نیست ایشان بیایند و در رابطه با شائبه هایی که در موردشان مطرح می شود پاسخگو باشند؟

بنده سخنگوی آقای مشایی نیستم و باید از خود ایشان بپرسید.

شما به عنوان مشاور مطبوعاتی آقای احمدی نژاد جایگاه رسانه ای ایشان را چطور ارزیابی می کنید؟ الان چند نشریه، سایت یا خبرگزاری نزدیک به ایشان هستند و حاضرند منصفانه نظرات ایشان را منعکس کنند؟

برای بنده مهم آن است که ایشان چه جایگاهی در میان مردم و افکار عمومی دارند. می توانم بگویم ایشان جایگاه ممتازی دارند.

شما، آقای احمدی نژاد و اغلب نزدیکان ایشان جایی در رسانه ملی ندارید. در این زمینه ضابطه ای وجود دارد؟ دلیل این بایکوت رسانه ای را می دانید؟ به شما چیزی گفته اند؟

طی دو سال و نیم گذشته، آقای احمدی نژاد در رسانه ملی بدون جایگاه نبوده اند. صدا و سیما بارها و بارها این امکان را برای افراد اصلاح طلب و اصولگرا فراهم کرده تا علیه رئیس جمهور سابق سخن بگویند. دست اندرکاران رسانه ملی باید از خود بپرسند که چرا این همه سخن پراکنی علیه دکتر احمدی نژاد، افکار عمومی را تحت تاثیر قرار نداده است؟! آیا به راستی آنها به اشتباهات خود واقف خواهندشد؟

در مورد نظرات آقای احمدی نژاد در حوزه های اجتماعی با وجود هشت سال ریاست جمهوری شان همچنان سوءتفاهم های بسیاری وجود دارد. منتقدان شان ایشان را فردی تند و معتقد به فضای بسته اجتماعی و سیاسی می دانند، اما بعضی از ابراز نظرهای ایشان و آنچه اغلب حامیان شان می گویند با این تصور در تعارض است. شما به عنوان فردی که از افکار فرهنگی اشان مطلعید چه نظری در این مورد دارید؟ کدام تصمیمات و اقدامات آقای احمدی نژاد را گویای اعتقاد به آزای شان در زمینه های اجتماعی و سیاسی می دانید؟

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، رئیس جمهور دارای اختیارات و مسوولیت های مشخصی است و همه نهادهای حاکمیتی نیز باید آن را به رسمیت بشناسند. با وجود مقاومت ها و مخالفت هایی که بعضی نهادها در برابر اختیارات رییس جمهور داشتند، دکتر احمدی نژاد تمامی تلاش خود را به انجام رساند تا هم وظایف خود در حراست از حقوق اساسی و قانونی بپردازد. موارد فراوانی در این زمینه وجود دارد که من فقط به یکی از موارد اشاره می کنم.

در دولت آقای خاتمی از اکران فیلم سینمایی «به رنگ ارغوان» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا جلوگیری شده بود اما دکتر احمدی نژاد شخصا وارد این موضوع شدند تا در نهایت این فیلم روی پرده رفت. البته ما هیچ گاه از آقای حاتمی کیا انتظار نداشتیم که قدردان این موضوع باشد. بنده می توانم به مواد متعدد دیگری در این زمینه اشاره کنم اما ترجیح می دهم که شما با انجام یک کار تحقیقی، مصادیق آن را برای مردم بازگو کنید.

عده ای بر این باورند که مخالفت آقای احمدی نژاد با فعالیت احزاب و ان جی اوها و همین طور تعطیلی بسیاری از اتحادیه ها و انجمن های صنفی (مثل خانه سینما یا انجمن روزنامه نگاران) در دوران ایشان نشانه های روشنی از گرایش فکر ایشان در مورد تکثرگرایی سیاسی و اجتماعی است. شما چه فکر می کنید؟

این ادعای شما غیرمستند و خلاف واقع است و دکتر احمدی نژاد هرگز چنین مخالفتی را ابراز نکرده اند.

در حوزه رسانه و فرهنگ هم که شما به آن اشراف کامل دارید منتقدان می گویند تفکرات و جهت گیری وزرای ایشان، آقای صفار هرندی و حسینی بیانگر علاقه ایشان به فضای باز و متکثر فرهنگی نیست. شما چه فکر می کنید؟ همین طور در حوزه مطبوعات و رسانه حضور آقای رامین برای مطبوعاتی ها خاطرات ناخوشایندی را رقم زد و دوران ایشان با محدودیت ها و فشارهای بسیاری همراه بود. موافقید؟

باید اذعان کنم که وزرای فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت های نهم و دهم به رغم تلاش هایی که به عمل آوردند، نتوانستند منویات دکتر احمدی نژاد را آن طور که مد نظر ایشان بود به درستی به نتیجه برسانند. البته باید بپذیریم که بعضی نهادهای ذی نفوذ و خارج از کنترل دولت نیز در حوزه فرهنگ حضور دارند که صاحب تاثیر هستند و به جای هم افزایی می توانند تلاش های دولت را بی اثر یا خنثی کنند. با این وجود در دولت قبل، رسانه های منتقد از دست رییس جمهور وقت جایزه دریافت کردند و چندصدایی در فضای رسانه ای وجود داشت، اما امروز عملا شاهد حاکمیت فضای تک صدایی در حوزه رسانه ای هستیم.

آقای احمدی نژاد چقدر فضای رسانه ای را دنبال می کنند؟ چقدر در فضای مجازی حضور دارند یا از تحلیل های مطبوعات و رسانه های داخلی و بین المللی آگاه می شوند؟ چقدر به این موضوعات علاقه دارند  و برای آن وقت می گذارند؟ شما به عنوان مشاور ایشان در این زمینه، چقدر تسلط ایشان و آگاهی شان را از این حوزه تایید می کنید؟

کسی که دارای ارتباطات گسترده با لایه های مختلف اجتماع است، اطلاعات خود را از مجاری گوناگون به دست می آورد. دکتر احمدی نژاد نیز به لحاظ ارتباطات گسترده ای که دارند، پیوسته در معرض دریافت اخبار و اطلاعات هستند. علاوه بر این، خبرگزاری ها و رسانه ای داخلی و خارجی نیز منبع مناسبی برای دریافت اخبار و اطلاعات محسوب می شوند.

دوست و دشمن آقای احمدی نژاد تایید می کنند که ایشان به خوبی می توانند فضا را به نفع خود تغییر دهند. ایشان به عنوان یک سیاستمدار، نبوغی ذاتی در همراه کردن رسانه ها با خود دارند و در بزنگاه ها برای برگرداندن موج یا شکستن اتمسفر رسانه ای، فوق العاده عمل می کنند. استفاده شان از رسانه های همسو هم بسیار قابل توجه بوده. این استعداد ایشان از کجا ناشی می شود؟ مشاوره شما و دوستان تان چقدر به ایشان کمک می کرده؟ مواردی را به یاد دارید که خود آقای احمدی نژاد تیزهوشی اش را در استفاده از مدیا نشان داده و شما را هم حیرت زده کرده باشد؟

شما اشاره کردید که ایشان دارای یک نبوغ ذاتی هستند و بنده نیز به این حقیقت اذعان می کنم. با این وجود ایشان به مشاوره نیز اهمیت ویژه ای می دهند و برای انجام تصمیمات مهم همواره با افراد ذی صلاح رایزنی می کنند. در زمینه رسانه ای نیز، توصیه ها و نظرات مشورتی افراد معتمد خود را مورد توجه قرار می دهند.

آقای احمدی نژاد معتقد بودند دولت شان دولت پاک دستان است. آیا بعد از ماجراهای رحیمی، مرتضوی، بابک زنجانی و اتفاقاتی مثل دکل گم شده نفتی، همچنان فکر می کنند اطرافیان شان پاک دست بوده اند؟ بعدها هیچ وقت پشیمان نشدند که چرا این اندازه به همه اطرافیان شان اعتماد داشتند؟

فکر می کنم در طراحی سوال تان باید دقت بیشتری صورت بگیرد. آیا می توانم از شما سوال کنم که اتهام آقای رحیمی چه ارتباطی با دولت آقای احمدی نژاد یا جایگاه ایشان به عنوان معاون اول دولت قبل داشته است؟ آقای مرتضی به چه چیزی محکوم شده است؟ بابک زنجانی از دست چه کسانی جایزه و لوح تقدیر دریافت کرده است؟ او برای انتخابات به حساب چه کسی پول واریز کرده است؟ با کنار هم قرار دادن اتهامات بی اساس نمی شود بر آنها لباس حقیقت پوشاند. یادتان باشد که دولت قبل پاک دست ترین دولت تاریخ ایران بوده است و رژیم صهیونیستی قادر به انتقام گرفتن از دکتر احمدی نزاد و دولت او نبوده و نخواهد بود.

آقای احمدی نژاد خاستگاه اصولگرایی داشتند اما در دولت دوم شان حمایت خیلی از جریان های اصولگرایی را از دست دادند. اولا آیا ایشان هنوز خودشان را اصولگرا می دانند؟ دوم اینکه فکر می کنید اگر تجربه امروز را داشتند، باز هم بدنه دولت شان را برپایه نیروهای اصولگرا می چیدند؟

شما دو مبحث کاملا متفاوت را با هم خلط کرده اید. یکی اصولگرایی به مفهوم یک فکر و اندیشه انقلابی و دیگری یک جریان که مدعی اصولگرایی است. شما این دو را در سوال خودتان، یکی فرض کرده اید. دولت دکتر احمدی نژاد از نظر فکری و اعتقادی یک دولت انقلابی و ارزشگرا محسوب می شد،  اما وامدار هیچ یک از جریانات سیاسی نیز نبود. اتکای عمومی دکتر احمدی نژاد بر به کارگیری نیروهای انقلابی و ارزشگرا بود که متاسفانه بعدا معلوم شد معدودی از آنها، میثاق نامه خود با رییس جمهور را نقض کرده و با بعضی از جریان های سیاسی پیوند خورده اند.

مشخصا به نظر می رسید دولت بهار قرار است با ریاست جمهوری اسفندیار رحیم مشایی ادامه پیدا کند، اما این گونه نشد. آیا واقعا آقای احمدی نژاد پیش بینی نمی کردند که مشایی رد صلاحیت می شود؟

مایل به پاسخگویی به این گونه سوالات نیستم.

لابد شما بارها تحلیل هایی از این دست خوانده اید که احمدی نژاد در دفاع از مشایی هزینه های زیادی پرداخت کرد. فکر می کنید این هزینه ها چقدر منطقی بودند؟ خود آقای احمدی نژاد برای کسانی که از ایشان به خاطر اصرار بر حمایت از مشایی، دلخور شدند چه خوابی دارند؟

یادتان باشد که براساس یک سنت تاریخ، دفاع از حق و حقیقت همیشه مستلزم پرداخت هزینه هایی است که گاهی ممکن است این هزینه ها بسیار سنگین باشد.



وعده یارانه 250 هزار تومانی حقیقت دارد؟

افراد زیادی بعدها از آقای احمدی نژاد و دولت ایشان اعلام برائت کردند، از بعضی وزرای سابق کابینه تا روزنامه کیهان و... آقای احمدی نژاد چقدر این اعلام برائت ها را نگران کننده می دانستند؟

آقای احمدی نژاد هرگز نگران این گونه رفتارها نبوده اند. فکر می کنم در سال های پس از دولت قبل، برخی افراد تحت تاثیر فشارهای وارده، با عدول از حق و عدالت، وزن سیاسی و اجتماعی خود را کاهش دادند. البته بسیاری نیز در برابر این فشارها مقاومت کردند و حاضر نشدند چشم خود را بر حقیقت ببندند.

آقای باهنر در یکی از آخرین مصاحبه های شان گفته اند نزدیکان احمدی نژاد چهار دسته اند و ما (یعنی اصولگرایان) هرگز نمی توانیم با آن عده ای که احمدی نژاد را با دوست صمیمی اش (که منظور اسفندیار مشایی است) قبول دارند کنار بیاییم و آنها خط قرمز ما هستند. فکر می کنید به این ترتیب نسبت بین اصولگرایان و هواداران آقای احمدی نژاد چه خواهدشد؟ گمان می کنید آقای احمدی نژاد برای پررنگ کردن فعالیت های سیاسی شان حاضرند از نزدیک با مشایی اعلام برائت کنند؟

تنها برائت دکتر احمدی نژاد متوجه شیطان و قدرت های شیطانی است.

در دولت آقای احمدی نژاد توجه ویژه ای به ورزشکاران می شد اما حتی بعدها آنها هم مدعی شدند که حمایت شان از ایشان ناخواسته بوده. حتما داستان آقای حمید سوریان را شنیده اید که مدعی شده اند ناخواسته و تحت شرایط خاص مدال شان را به آقای احمدی نژاد تقدیم کرده اند.

توجه ویژه دولت قبل به ورزشکاران با هدف تشویق و دلگرمی آنها به افتخارآفرینی در میادین ورزشی بین المللی بوده است. فشارآوردن بر دیگران از جمله ورزشکاران برای تغییر موضع، همیشه یک امر نکوهیده تلقی می شود.

بعضی ها معتقدند آقای احمدی نژاد در انتخابات سال 92ترجیح می دادند روحانی یا عارف پیروز شود؛ آیا ایشان هنوز هم از برخی چهره های اصولگرا دلخور هستند؟

ایشان از هیچ کس دلخور نیستند.

قبل از انتخابات جمله ای به نقل از آقای احمدی نژاد منتشر و البته بعد تکذیب شد. گویا ایشان گفته بودند اصلاح طلبان درجه سه و چهار هم اصولگرایان را شکست می دهند و اصولگرایی مرده است. نظر شما درباره این روایت که عملا هم درست از آب درآمد، چیست؟
درباره این ادعاهای بی اساس قبلا توضیح داده شده است و لازم نیست بار دیگر به آن پرداخته شود.

در جریان مذاکرات هسته ای، بارها به طعنه از جمله معروف «تعریف ها کاغذپاره هستند» یاد شده، به نظر شما تحریم ها واقعا کاغذپاره بودند؟

شما باید امروز از آمریکا و انگلیس و بقیه طرف های مذاکره با ایران سوال کنید که چرا به توافق خود با ایران در قالب برجام به مثابه کاغذ باطله نگاه می کنند.

عده ای از نزدیکان احمدی نژاد می گویند اگر تصمیم با او بود توافق هسته ای خیلی زودتر اتفاق می افتاد و ایران تحریم ها و هزینه های کمتری را متحمل می شد. شما این نظر موافقید؟ اگر بله، چه نشانه هایی را می توانید در تایید آن ذکر کنید؟

در این زمینه می توانم بگویم که اگر مذاکره در زمان خودش و از سوی مدافعان راستین حقوق ملت انجام می شد، دشمن اجازه نمی یافت تا این اندازه پای خود را از خطوط قرمز ملت ایران فراتر بگذارد.

در ماه های پس از توافق و برجام آقای احمدی نژاد و همفکران شان کمتر در مورد برجام صحبت کرده اند. این سکوت نسبی نشانه مخالفت و انتقادشان با توافق هسته ای است؟ یا برای همراه شدن با منتقدان مذاکرات است؟

فعلا ترجیح می دهیم به این موضوع نپردازیم.

در جریان مذاکرات تنش عمیقی میان تیم سیاست خارجی دولت و موافقان توافق و عده ای به نان دلواپسان به وجود آمد. نام بسیاری از دوستان و نزدیکان آقای احمدی نژاد را هم می شد در میان دلواپسان دید، اما ایشان به طور مشخص حمله یا دفاعی از مذاکرات نکردند. دلیلش چه بود؟

بنای دکتر احمدی نژاد بر سکوت و دوری گزیدن از پرداختن به رفتار دولت کنونی بوده است.

علی غفاریان سردبیر سایت صراط نیوز که از سایت های مشهور تندرو اصولگرا است اخیرا متنی نوشته و از آقای احمدی نژاد خواسته تا در خانه بماند و برای ریاست جمهوری نیاید. کنایه این مطلب به خانه نشینی یازده روزه آقای احمدی نژاد است  و غفاریان با اشاره به این خانه نشینی و مواضع احمدی نژاد در قابل حکم رهبری به برکناری مشایی اشاره کرده که اولین اشتباه، همان آخرین اشتباه است. فکر می کنید این گفتمان چقدر گویای نظر بدنه اصولگرایان است؟

برای نظر دیگران باید احترام قائل شد، هر چند با آن مخالف باشیم.

آقای احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری به فضاهای ورزشی علاقه داشتند و گاهی در کنار بازیکن ها در تمرینات تیم ملی حضور داشتند و... این حضور به خاطر علاقه ای است که خودشان به ورزش داشتند؟ روحانیت و مسوولان ما به خاطر معذوریت هایی که دارند حضور در این اماکن کمی برایشان سخت تر است.

شما می دانید که آقای احمدی نژاد ورزشکار و اهل ورزش است. ایشان اهل فوتبال بوده و از دوران نوجوان پیگیر ورزش و مسائل ورزشی بوده اند. ایشان در دوران ریاست جمهوری اهتمام ویژه ای داشتند که ورزشکاران ما در میادین بین المللی افتخارآفرین باشند، مقام بیاورند، به موقعیت های ممتاز دست پیدا کنند و جایگاه جمهوری اسلامی در دنیا جایگاه ویژه ای باشد که شایسته ملت ایران است. به همین خاطر برای مسابقات المپیک که در قطر برگزار شد به دوحه رفتند. همین طور در مسابقات مقدمات جام جهانی در ورزشگاه آزادی حضور یافتند و به تیم ملی دلگرمی دادند. در سایر رشته های ورزشی هم باز همین اهتمام وجود داشت و هدف اصلی ایشان هم جز این نبود که به تیم ها دلگرمی بدهند و حمایت و پشتیبانی شان کنند.

این علاقه شخصی بوده؟ الان این فعالیت های شان نسبت به قبل کمتر شده.

این اقدامات در زمره وظایف ریاست جمهوری است؛ یعنی رییس جمهور باید از ورزشکارها حمایت کند. چون ورزشکارهای ما می توانند در عرصه های مختلف برای کشورشان فرصت آفرینی کنند، یعنی مقام بیاورند و جایگاه کشورشان را در صحنه های ورزشی جهانی ارتقا بدهند. این، یک تکلیفی را برای دولت مردان به ویژه رئیس جمهور ایجاد می کند که از ورزشکاران در عرصه های مختلف ورزشی حمایت کنند. بنابراین فارغ از علاقه ای که ایشان به ورزش داشتند به عنوان یک تکلیف قانونی و ملی و با باور اینکه ورزشکاران باید مورد حمایت قرار بگیرند از آنها حمایت می کردند.

دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد و آقای روحانی از نظر فرهنگی، مطبوعات و نشریات چه تفاوتی کرده؟

ما اهتمام ویژه ای داریم که به مسائل دولت کنونی نپردازیم. چون فعلا برنامه و سیاست آقای احمدی نژاد در مقابل هرگونه رفتار و برنامه های دولت کنونی سکوت است؛ اما در دولت قبل در حوزه های فرهنگی تلاش های زیادی صورت گرفت و البته خیلی جلوتر از آنچه که رفتیم می توانستیم برویم. فکر می کنم آقای احمدی نژاد هم در داخل و هم در خارج گام های بلندی در این جهت برداشتند، طوری که شعارهای انقلاب که انعکاس دهنده فرهنگ ملت ایران هست را سردست گرفتند و در عرصه های بین المللی به آن افتخار کردند و آن را نشانه ای افتخار ملت ایران دانستند.

همین طور در سایه عرصه های فرهنگی شما هر موضوعی را که مطرح کنید گام های ما به جلو حرکت کرده؛ البته معتقدم بیشتر از این هم می توانستیم حرکت رو به جلو داشته باشیم، اما در هر زمینه ای که بگوییم شاخص هایش مشخص است. در زمینه ساختن مراکز فرهنگی در نقاط مختلف کشور که خود من خبرنگاران را به محل احداث پروژه ها می بردم. بارها در شهرهای مختلف در حوزه های فرهنگی در زیرساخت ها کارهای خوبی انجام شد. باید در گام بعدی روی نرم افزارها کار می شد که ما به آن نمی پردازیم. فکر می کنیم خلاهایی هست که باید آنها را پر کرد.

بالاخره می خواهیم بدانیم آقای مشایی الان فعالیتی دارند؟ یا در آینده قصد انجام فعالیت خاصی را دارند؟

اینها را باید از خود ایشان بپرسید. من با ایشان ارتباطی ندارم. الان اطلاعاتی ندارم اما طبق آنچه قبلا اعلام شد ایشان از سیاست کناره گیری کرده اند.

شما انتخاب حسن روحانی در انتخابات را با نمره ناپلئونی و انتخاب یکی از میان شاگرد تنبل ها عنوان کرده بودید. اگر قرار بود خودتان از میان روحانی و مثلا یکی مثل سعید جلیلی انتخابی داشته باشید سیاست های دوستان خود را به کدام نزدیکتر می دیدید؟ اگر ممکن است در حوزه اجتماعی، اقتصادی، سیاست خارجی و... با جزییات بیشتری توضیح بدهید که کدام و چرا؟

ما یک جریان سیاسی نبوده و نیستیم که بخواهیم در چارچوب تصمیمات گروهی در انتخابات شرکت کنیم. بنابراین بنده هرگز به دوستانم نگفته ام که به چه کسی رای بدهند یا به چه کسی رای ندهند. ما قائل به آزادی در انتخاب برای یکایک شهروندان ایرانی از جمله دوستان مان و حتی اعضای خانواده مان هستیم.

احتمالا تایید می کنید که بعضی سفرها و رفتارهای اخیر آقای احمدی نژاد این شائبه را ایجاد می کند که ایشان ممکن است در انتخابات سال 96 کاندیدا شوند. فکر می کنید اگر این اتفاق بیفتد، تایید صلاحیت خواهندشد؟

آقای احمدی نژاد هیچ تصمیمی برای شرکت در انتخابات سال 96 اتخاذ نکرده اند و تحرکات ایشان فقط در چارچوب تبیین گفتمان امام و آرمان های انقلاب قابل تحلیل است.

شایعه وعده یارانه 250 هزار تومانی را حتما شما هم شنیده اید. فکر می کنید این گونه شایعات برای کمک به آقای احمدی نژاد است یا تخریب ایشان؟

اولا سوال شما باید متوجه کسانی باشد که این گونه شایعات را ساخته و پرداخته می کنند. بعضی از تحلیلگران سیاسی می گویند که هدف از نشر این گونه مطالب، ترساندن غرب از بازگشت دکتر احمدی نژاد و تشویق و ترغیب آمریکا به برداشتن تحریم ها از روی دولت کنونی است اما بنده ترجیح می دهم از اظهارنظر در این زمینه خودداری کنم.

ثانیا توجه داشته باشید که مردم، صاحبان واقعی کشور و ثروت ملی هستند و جهت گیری اصلی در تمامی تصمیمات و برنامه ریزی های دولت باید به گونه ای باشد که حس تعلق خاطر و مالکیت را به طور فراگیر در تک تک ایرانیان به وجود آورد. علاوه بر آن، یارانه پول دولت نیست که به خاطر آن بر سر ملت منت گذاشته شود یا افراد از دریافت آن محروم شوند بلکه پول خود مردم است که در یک چرخه عادلانه به جیب خودشان بر می گردد. بنابراین یارانه یک حق شرعی و قانونی مردم است که باید به همه شهروندان ایرانی پرداخت شود و من فکر می کنم که حق مردم برای دریافت یارانه بسیار بیشتر از مبلغ ناچیز کنونی است.

آقای حسین شریعتمداری گفته اند اگر کار مثبتی باشد که ترامپ دیوانه بتواند انجام دهد همان پاره کردن سند برجام است و برجام تلخ ترین اتفاق سال 94 بود. با ایشان موافقید؟

مایل به اظهارنظر در این زمینه نیستم اما مرگ سندبرجام مورد اهتمام و اعتنای دولت اوباما قرار گرفته است که اینک پاره کردن آن را از ترامپ توقع کرده اند؟!

ترکیب جناح ها و گرایش های مختلف فکری در این مجلس و آینده آن را چطور ارزیابی می کنید؟ فکر می کنید نتایج انتخابات به نفع شما بوده یا می تواند زمینه ساز بازگشت دوباره طیف هواداران فکر احمدی نژاد به صحنه شود؟

ما از این منظری که شما به مجلس نگاه می کنید، به ارزیابی مجلس نمی پردازیم و تمایلی هم به آگاهی از زد و بندهای داخلی مجلس نداریم.

کم نیستند کسانی که می گویند آقای روحانی اولین رئیس جمهوری یک دوره ای ایران خواهدبود؛ تحلیل شما در این مورد چیست؟ فکر می کنید اگر نظر مردم از ایشان برگردد چه جریان یا چهره ای می تواند آراء را به سمت خود جلب کند؟

من آرزو می کردم که ای کاش دولت کنونی منشاء کار و خدمت موثر و مفیدی برای کشور بود؛ به گونه ای که در سال 1396 نیز رئیس جمهور فعلی می توانست با کسی آرای مردم به خدمات خود ادامه دهد. متاسفم که آرزوی خود را بسیار دور از واقعیت می بینم.

آقای احمدی نژاد هنوز در متن جامعه هواداران زیادی دارند و ادبیات و رفتار ایشان هم برای عده ای بسیار مطلوب است. فکر می کنید اگر تصمیم به بازگشت بگیرند اقبال عمومی از ایشان چگونه خواهدبود؟

نظر بنده هماناست که شما ابراز فرمودید: دکتر احمدی نژاد در متن جامعه هواداران زیادی دارند.



وعده یارانه 250 هزار تومانی حقیقت دارد؟


نتایج انتخابات اخیر و رای قابل توجه آقای هاشمی و همراهان شان در تهران می تواند نشان دهنده تغییر افکار عمومی به نفع ایشان باشد. در حالی که یکی از برگ های برنده طیف نزدیکان به آقای احمدی نژاد و جبهه پایداری، انتقاد همه جانبه از هاشمی بوده است. با اتفاقاتی که در فضا افتاده است، در ادامه کار، نقد هاشمی همچنان در دستور کار آقای احمدی نژاد و دوستانش خواهدبود؟

یعنی شما انتظار دارید که چون ایشان رای آورده اند نباید مورد انتقاد قرار بگیرند؟! البته آقای احمدی نژاد سال هاست که به اتهامات بی پایه و اساس وارده از سوی آقای هاشمی رفسنجانی هیچ پاسخی نداده اند و فعال در موضع سکوت قرار دارند.

خیلی ها دونالد ترامپ نامزد جمهوری خواه انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا را با احمدی نژاد مقایسه می کنند. این مقایسه به نظر شما چقدر درست است؟

آقای احمدی نژاد همیشه منادی عشق و آزادی و محبت و عدالت و مدافع ارزش های اخلاقی و انسانی بوده اند و صدها میلیون انسان در گوشه و کنار جهان به آقای احمدی نژاد عشق می ورزند و ایشان را از صمیم جان دوست دارند. یک نمونه آن هم در سفر سال گذشته ایشان به شهر بورسا در ترکیه نشان داده شد. بعضی مقایسه ها از نوع قیاس مع الفارق است.

با اینکه احمدی نژاد یک سیاستمدار پوپولیست خوانده شود تا چه اندازه موافقید؟ فکر می کنید این ادعا که می گویند اغلب شعارهای احمدی نژاد برای عوام جذاب است اما مصالح و منافع ملی را در نظر نمی گیرد، نادرست است؟

اگر مردم را صاحبان واقعی کشور و ولی نعمت مسوولان دانستن و احترام و تکریم نسبت به مردم و سیاست گذاری بر پایه تقویت بنیه های اقتصاد مردم، از نشانه های پوپولیست بودن تلقی شود، باید برای همیشه و از همه فعالان سیاسی توقع داشته باشیم که پوپولیست باشند. اهتمام در جهت عزت و سربلندی یک ملت و تکریم مردم نه تنها با مصالح و منافع ملی منافات ندارد بلکه عین مصلحت کشور است.

آقای احمدی نژاد پیش از انتخاب شدن اوباما به عنوان رئیس جمهور آمریکا گفته بودند غیرممکن است این اتفاق بیفتد. براساس چه تحلیلی این حرف را گفته بودند؟ امروز تحلیل شما از انتخابات آمریکا چیست؟ فکر می کنید چه کسی رئیس جمهور می شود؟ اگر حق انتخاب داشته باشید فکر می کنید انتخاب چه کسی کمتر به منافع ما آسیب می زند؟

سوالات شما بسیار ضد و نقیض است. از یک طرف درباره جنگ افروزانه بودن سیاست های دولت قبل سوال می کنید و از طرف دیگر پیام تبریک دکتر احمدی نژاد به اوباما را مورد سوال قرار داده اید! فکر می کنم لازم است ابتدا به یک شناخت واقعی از دولت قبل دست پیدا کنید، سپس به طرح سوال بپردازید.

(در سوال مشخص است که حرفی از تبریک به اوباما ذکر نشده!)

 

هفته نامه تماشاگران امروز - فرهاد عشوندی:

دسته بندی خبر روز , تلگرام + ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top