چرا برای نقض حقوق کودکان کار کمپین تشکیل نمی دهیم؟

دكتر وحيد قاسمي عهد

وکیل ملت: كنار پياده روهاي ميدان هفت تير پسر بچه اي فال حافظ مي فروشد. هميشه كتاب مدرسه و دفتر مشقش باز است. هر زمان كه با او مواجه مي شدم مبلغي تقديم مي كردم. روزي به بالاي سر او رسيدم و دست در جيب هاي كت و شلوارم مي كردم كه مبلغي بدهم ولي ظاهرا پولي نبود رهگذري كه شاهد تلاشم بود در كنار گوشم زمزمه كرد:"گولشو نخور اينها كارشونه .

تاریخ انتشار: 4ارديبهشت1395|19:25

چرا برای نقض حقوق کودکان کار کمپین تشکیل نمی دهیم؟
| کد خبر: 137436

 اين كتب و دفترم فيلمشه" من هم همقدم او براه افتادم و سخنانش را تصديق كردم و خرسند از اينكه تقدير بوده است به اين شياد پولي نداده ام به دفتر رسيدم. با خودم فكر مي كردم كه آيا بايد كمك مي كردم يا خير؟
واقعا كداميك از گزينه ها درست بود؟و چرا رهگذر بجاي منصرف كردن من از كمك هيچ توجهي به "حقوق تباه شده كودك" نداشت؟
واقعيت اين است كه سالهاست در هر تقاطعي با
 فوجي از كودكان كار يا كودكان خياباني كه مشغول گدايي هستند روبرو مي شويم . فارغ از اينكه كمك مي كنيم يا خير ما تا چه اندازه به" حقوق از دست رفته " ايشان حساسيم . واقعيت اين است كه هر روزه در جلوي چشمانمان شاهد نقض حقوق بشريم. بي پرده بگويم  آيا آنقدر كه از نقض حق آزادي بيان رنجوده مي شويم از اين نوع برده داري نوين آزرده مي شويم؟يا براي برخي كه آنقدر يك تار ناموي نا محرم مهم است از اين استثمار حالي به حالي نمي شوند؟
من و همه كسانيكه تصور مي كنيم روشنفكريم و از نقض حقوق بشر آزرده ايم چرا تا كنون هيچ كمپين و فعاليت مدني خاصي در برابر اين ظلم نكرده ايم؟يا چرا هيچ سياسي از صدر تا ذيل به اين حقوق از دست رفته اشاره نمي كند؟ چرا شعار هيچ كانديد اعاده حقوق اين بشرهاي نا توان نيست؟
شايد علت امر ريشه در "فرهنگ "حاكم بر جامعه ما داشته باشد. اكنون در تفكرات روشنفكران غربي حقوق بشر به عنوان يك پارادايم اساسي جلوه مي كند. ايشان پس از نسل بندي حقوق بشر، اكنون كار را به جايي رسانده اند كه مي گويند" همه ی موجوداتی که درد را حس می کنند، استحقاق حقوق بشر را دارند."
خواننده گرامي!
درست است كه ما توجهي به حقوق اين كودكان نمي كنيم اما همان غربي كه در ديد مان ملحد است اكنون پس از تثبيت حقوق انسانها غصه دار مرغهايي است كه در مرغداريها تحت بهره كشي انسانهاست همچنين دغدغه ايشان جلوگيري از انجام آزمايشات پزشكي بر روي حيوانات است . به فكر نجات  و آزاد سازي همه نوع حيواني است كه در اين كره خاكي تحت استثمار بشر است. (كتاب آزادي حيوانات نوشته پيتر سينگر) "جمعيت حمايت از حيوانات " با هدف اعطاي حقوقي مشابه حقوق بشر براي حيوانات است. قانون اساسي سوئد، سويس و آلمان براي حمايت از حيوانات دستخوش تغيير مي شود. در سازمان ملل اعلاميه ممنوعيت آزمايش روي ميمونها تهيه مي شود.
و اكنون اسپیسیسیزم( Speciesism )  به معناي پیشداوری یا نگاه جانبدارانه برای امیتازدهی به منافع همنوعان خود و علیه اعضای دیگر انواع جانداران ديگر است مي رود كه چيزي معادل تبعيض نژادي باشد.
شايد اين تلقي از حيوانات براي ما كمي مضحك باشد و شايد هم ژستي براي بالا بردن كلاس اجتماعي. اما واقعيت اين است كه همه اين نوع تفكرات ريشه در "فلسفه حقوق و فلسفه اخلاق "دارد و فلاسفه بزرگي چون پيتر سينگر در خصوص آن كتاب فلسفي نگاشته اند.
با قياس اين نوع تفكرات مي توانيم درك كنيم چرا يك غربي كودك زشت و بدقيافه آفريقايي را از دل دنياي فقر و وحشت به فرزندخواندگي مي گيرد اما من و تو روشنفكر و مذهبي هيچ وقعي به حوادث پيرامونمون نمي نهيم
شايد الان مي توانيم بگوييم ما يك چيزمون هست يا بگوييم ما خيلي پوست كلفتيم.

 

دسته بندی یادداشت , حقوقی , تلگرام + ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top