درد دل یک قاضی با پرونده هاش

وکیل ملت: چشمای قرمزشون که بالای صورت صاف آبیشون بود نگاهم می کردند. دل کندن از آنها برای من هم سخت بود.

تاریخ انتشار: 5ارديبهشت1395|00:21

درد دل یک قاضی با پرونده هاش
| کد خبر: 137574

 برایشان توضیح دادم ولی حرفی نزدند. قول دادم تا زود برگردم و این، من و  آنها را آرام می کرد.

بعضی ها بی تابی می کردند. قدری باهاشون صحبت کردم. 252/90/ د - 5  من و تو بیش از یکسال است که با هم بودیم. خیلی معطل شدی و اینطوری دارم تنهایت می گذارم. 756/91/ د – 5 تازه آمدی ولی چاره ای نیست باید بروم. فرصت نکردم حرفاتو خوب بشنوم ولی حتما حرف های زیادی برای گفتن داشتی. 91/ 856/ د – 5 دیر اومدی ولی خوب چاق شدی. فکر کنم پونصد صفحه شدی. 500/91/ د- 5 تو چرا ناراحتی؟ تو که موقوفی تعقیب هستی دیگه با من کاری نداری. 113/91/د-5 خوشحالی آره! فکر می کنی من بروم می توانی حقیقت را لابلای اوراقت پنهان کنی ولی اشتباه فکر می کنی، آنهایی که تو را ساختند تا حقی را ناحق کنند به مقصود نمی رسند.

شماره های 1371/90/ د-5 ، 67، 110، 200 و 566 / 91 / د- 5 شما هم پرونده های آرامی بودید. نگران نباشید. من بروم، شخص دیگری به شعبه می آید و حرف های شما را می شنود.

اگر در این مدت حقی از شما ضایع کردم مرا ببخشید ...همگی خداحافظ

کلید واژه ها درد دل - قاضی - پرونده هاش
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top