خاطرات قضایی

فاطمه محمدی

وکیل ملت: اوراق پرونده و اظهارات شاکی و متهم را خواندم و چند کلام با شاکی صحبت کردم و متوجه قضیه شدم ولی جهت انجام تشریفات قانونی روبه متهم کردم و گفتم: « مفاد شکایت شاکی و گزارش مرجع انتظامی برای شما قرائت شد چه می گویید؟

تاریخ انتشار: 5ارديبهشت1395|14:54

خاطرات قضایی
| کد خبر: 138010

اوراق پرونده و اظهارات شاکی و متهم را خواندم و چند کلام با شاکی صحبت کردم و متوجه قضیه شدم ولی جهت انجام تشریفات قانونی روبه متهم کردم و گفتم: « مفاد شکایت شاکی و گزارش مرجع انتظامی برای شما قرائت شد چه می گویید؟»       

 پدر 65 ساله گفت : آقای قاضی سه تا پسر دارم. فرزند سومم سالمه ولی دو تای اول هردو مجنونند. گاهی اوقات در بیمارستان روانی بستری می شوند اما وقتی بهبود پیدا می کنند دیگر هزینه نگهداری آنها را در آنجا ندارم و مجبورم آنها را به خانه بیاورم. وقتی به خانه می آیند من و همسرم و پسر سالممان در اتاق می خوابیم و درب را قفل می کنیم! و آن دو تا در هال می خوابند. دیشب با صدای پسر بزرگم از خواب بلند شدم که به سرعت به هال رفتم و دیدیم پسر دومم دو تا پیچ گوشتی روبروی سینه او گرفته است.  فرزند کوچکم که به همراه مادرش به هال آمده بود گفت پدر جلو نرو بهت آسیب می زند که نرفتم، اما پسر بزرگم با یک آچار فرانسه به سر پسردومم کوبید که مجروح شد و به زمین افتاد. او را به بیمارستان بردم که در آنجا مرا به عنوان ضارب معرفی کرد و پلیس دیشب مرا بازداشت کرد. در حالی که حلقه های اشک در چشمانش جمع بود بغضش ترکید و گفت: « دیشب در بازداشتگاه تنها شبی بود که راحت خوابیدم!»

کلید واژه ها خاطرات - قضایی
دسته بندی یادداشت , حقوقی , تلگرام + ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top