مشروعیت کانون وکلا از کجاست؟

مهدی مزروعی

وکیل ملت: کانون وکلای دادگستری نهادی است اصیل و اصالت آن ناشی از اصالت حقوق اساسی ملت و خاصه حق دفاع است،و دفاع از استقلال آن و تلاش برای تقویت و توسعه آن ماهیتی ملی می یابد.لازمه حفظ اصالت کانون مستقل این است که به هیچ وجه دامن به رفتار سیاسی یا ایدئولوژیک نیالاید

تاریخ انتشار: 10ارديبهشت1395|12:07

مشروعیت کانون وکلا از کجاست؟
| کد خبر: 140985

1-گاهی برای شناخت درست یک موجودیت،بد نیست دست به شناخت چرایی مخالفت با وجود آن بزنیم.ببینیم چرا می خواهند نباشد یا چرا میخواهند به شکلی که الان هست،نباشد.کانون وکلای دادگستری نهادی است صنفی؟ نهادی است مدنی؟  نهادی است صنفی-مدنی؟یا نهادی است صنفی و ذاتا مدنی؟ پاسخ این پرسش راهبرد کلان یک کانون را تعیین می کند.میدانیم که سال هاست به طرق مختلف مسیر درهم پیچیدن کلاف کانون های وکلای دادگستری مستقل در حال طی شدن است،از برخوردهای قهرآمیز ابتدای انقلاب 57 و تعیین سرپرست انتصابی تا ایجاد نهاد موازی 187 و خلق لایحه جامع وکالت و تا صدور احکام سنگین قضایی علیه وکلای دادگستری.
2-واقعیت این است،گوهری که مرحوم مصدق و یارانش در سال 1331به ملت و دادگستری نوین ایران هدیه دادند،سالهای سال ناشناخته ماند و شاید مصیبت هایی که در این سه دهه بر سرش آمده ،خیری است که در لباس شر ظاهر شده تا این گوهر بازیابی و بازشناسی شود.
3-سوال: چرا کانون وکلای دادگستری نباید مستقل باشد؟!جواب:چون  قدرت،فارغ از محتوای ایدئولوژیک و ساختارش، ماهیتا فزون خواه و توسعه طلب است.وکیل دادگستری مستقل یکی از ابزارهای بیرونی برای تضمین صحت اعمال قوه قضائیه است که اجازه کار و ارزیابی عملکرد این وکیل باید بعهده یک سازمان مستقل از حاکمیت سیاسی و قضایی باشد.


4-وکیل مستقل بدون وجود یک کانون مستقل چیزی جز یک فرد متخصص در حقوق نیست و ابدا واجد وصف ناظر نخواهد بود.وصف نظارتی وکیل جایی برجسته تر می شود که حقوق اساسی یک فرد در معرض نقض قرار میگیرد،اینجاست که عملکرد وکیل تنه به تنه قدرت میزند و رفتار و گفتار وکیل حتی اگر نخواهد،شبیه یک کنشگر مدنی به نظر می رسد و البته هست.در اینجا مهم این است که فرد در معرض تعرض،یک انسان است و همین کافی و مهم است.شاید مسلمان باشد شاید هم نه،شاید چپ باشد شاید هم راست،شاید ایرانی شاید هم نه،دفاع وکیل مستقل از حقوق انسانی و اساسی اوست نه دفاع از مرام و مسلک او و همین است که ممکن است با قرائت رسمی جور درنیامده و حاکمیت سیاسی یا قضایی را آزرده خاطر کرده و وکیل را مخالف خود بپندارد یا او را به چشم یک فعال سیاسی ببیند.در حالیکه یک کنشگر مدنی به مانند یک فعال یا مخالف سیاسی در پی این نیست که تمام یا قسمتی از قدرت را از حاکمیت مطالبه یا کسب کند.تمام این موارد دائرمدار وکیل است.


5-کانون وکلا یک نهاد صنفی است که به دلیل نقش جوهری وکیل متبوعش در دفاع از حقوق اساسی،ذاتا مدنی است،البته بدون اینکه خود راسا در این زمینه نقشی ایفا کند.کانون وکلا باید مستقل باشد تا طبق قانون،وکیل با اجازه او به کار بپردازد و تحت نظارت او باشد و عنداللزوم تمام قد  به حمایت از وکیل متبوع خود برخیزد،در غیر اینصورت وکیل از ایفای نقش جوهری خود عاجز خواهد بود.


6-با این شناخت، کانون وکلای دادگستری نهادی است اصیل و اصالت آن ناشی از اصالت حقوق اساسی ملت و خاصه حق دفاع است،و دفاع از استقلال آن و تلاش برای تقویت و توسعه آن ماهیتی ملی می یابد.لازمه حفظ اصالت کانون مستقل این است که به هیچ وجه دامن به رفتار سیاسی یا ایدئولوژیک نیالاید.با این شناخت دیگر نباید از کانون توقع صدور بیانیه له یا علیه این و آن داشت. با این شناخت،می توان به کانون وکلای مستقل عشق ورزید چون عشق به حقوق ملت،موجه و عقلانی است.با این شناخت باید از کانون در برابر منفعت محوری،معامله گری و استفاده ابزاری پاسداری کرد.
7-دفتر دانش ما جمله بشویید به می ...
 

دسته بندی یادداشت , حقوقی , تلگرام ++ ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top