تاریخ انتشار: 10ارديبهشت1395|19:34

| کد خبر: 141138

جاى خالى نگاه كلان صنفى در کانون وکلا

وكيل رسول رضائى چيانه

وکیل ملت: مقدمه: از تولد كانون وكلا با وجود مهنت ها و محبت ها تا به امروز ادامه داده ايم از امروز بعد هم با تمام هجمه ها و نابسامانى ها ادامه خواهيم داد به نظر اين دادستان براى ما سالهاست كه با عبارات كليدى و شعارهاى زيباى "استقلال كانون وكلا " و "قانون و قانون مدارى " -هم كه از آن بحث هاى ويژه در اين حوزه است و معمولا هم روزانه با توجه به وجود فضاى مجازى -برايمان تكرار مي شود.

اما سوال اساسى اينجاست كه چرا اين موضوعات بايد با اين قدمت به حيات خود ادامه دهند و ما وكلا تا چه دوره و عصرى بايد به اين نگرانى و اضطراب و اين وضعيت تن  دهيم تا به حال از خود پرسيده ايم كه عملكرد ما چه نقشى در اين تشويش ايفاء كرده است اين سوال و پاسخ هاى آن مي تواند در تحليل و واكاوى وضعيت فعلى و چگونگى رهايى از آن نقشى اساسى داشته باشد در عين حال چه عواملى در ادامه اين وضعيت خوف و رجاء نقش دارند بديهى است وقتى بحث از عوامل است محدود شدن به يك عامل دردى را چاره نخواهد كرد اما راهى جز بررسى مجزاى عوامل نيز متصور نيست به قول استاد سخن :


 " به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل  
وگر مراد نيابم به قدر وسع كوشم "
پس در اين نوشتار بناست :
الف)فقدان نگاه كلان صنفى
ب)موانع نگاه كلان صنفى
را در حد بضاعت قلم  مورد بررسى قرار دهيم ليك آنچه بايد مورد تاكيد قرار گيرد اينكه بناى ما بررسى موضوعى است كه قابليت طرح داشته حال آنكه تطبيق موضوع با اشخاص و گروه هاى مختلف مورد نظر ما نيست واگر هم منطبق باشد كه به قول علما : "العاقل فى الاشاره"

تبيين موضوع

استقلال كانون وكلا يا بهتر است بگوييم استقلال نسبى كانون وكلا را بايد در مقابل استقلال كامل و مطلق كانون وكلا ارزيابى كرد حال چرا استقلال نسبى (نيم بند) موضوع با عنايت در تبصره يك ماده چهار قانون كيفيت اخذ پروانه وكالت دادگسترى كه مقرر ميدارد: " مرجع رسيدگى به صلاحيت نامزدها(نامزدهاى هيات مديره كانون هاى وكلا دادگسترى)دادگاه هالى انتظامى قضات ميباشد " كاملا روشن است پس بايد دست از اين ابهام شست و از زعما پرسيد در پى اعاده استقلال مطلق هستند؟ يا در صدد حفظ استقلال نسبى؟ و يا تحت هر عنوانى ، نسبيت بخشيدن به اين استقلال نسبى (يعنى حتى عدول از وضعيت فعلى)

پس از روشن شدن صورت مساله خوب طبيعى است پاسخ بيشتر دائر مدار اعاده استقلال مطلق و يا حفظ استقلال نسبى خواهد بود حال آنچه بيش از پاسخ ها اهميت دارد اينكه براى گفته ها چه كرده و يا چه راهكارى در اختيار داريم؟!؟!؟
امروز براى رسيدن به هر هدفى برنامه هاى مختلفى طراحى و براى اجراى همين برنامه ها هم راهكارهاى مختلفى انديشيده مي شود كه معمولا از اين امور به نگاه كلان تعبير ميشود
اگر بخواهيم تاريخ كانون وكلا را بررسي كنيم به اعتبار امور و حوادث گوناگون مى توانيم تقسيم بندى هايي ارائه كنيم كه با توجه به هدف نوشتار و تاثير و تاثر اشخاص و نقش ايشان در سرنوشت كانون تاريخ كانون وكلا را
١-از سال ١٣١٥تا انقلاب سال١٣٥٧
٢-از انقلاب١٣٥٧تا قبل از تصويب قانون كيفيت اخذ پروانه وكالت دادگسترى مصوب١٣٧٦
٣-پس از تصويب قانون كيفيت اخذ پروانه وكالت دادگسترى تاكنون
تقسيم ميكنيم
بديهى است دو دوره اول در اين نوشتار مورد نظر نيست چرا كه به واقع امروز با عنايت در ميانگين سنى جوان وكلا دوره تاريخى آخر مورد نظر است . چه ، در دو دوره سابق هم شيوه اداره كانون وكلا در مقايسه با يكديگر و هم نسبت به اين دوره تفاوتى بنيادين دارد و در عين حال اشخاص تاثير گذار اين دوره (دوره آخر)متبادرتر به ذهن هستند و از طرفى مقايسه اين دوره با دو دوره ديگر اساسا منطقى نيست ؛ نحوه اداره و تمشيت امور در آن ايام تابع قوانين و نظامات به غايت متفاوتى بوده .

الف فقدان نگاه كلان صنفى

حال پرسش هايي به ذهن خطور ميكند :
استقلال كانون وكلا در هر يك از قالب هاى پيش گفته (مطلق ، نسبى و نسبى تعديل شده) آيا صرفا با شعار قابل تحقق است ؟ يا بايد چاره اى ديگر انديشيد؟
در اين داستان توطئه يا تئورى توطئه چه جايگاهى دارد ؟
واقعى است يا خيالى است ؟
جايگاه اشخاص موثر را چگونه ميتوان ارزيابى نمود؟
آيا نمى توان پاسخ همه سوال ها را در فقدان منافع كلان صنفى جست؟
پيش تر اشاره شد بدون هدف و نقشه ى راهى براى آن هدف تصور رسيدن اگر محال نباشد اما از نظر انديشمندان طنزى بيشتر نمى نمايد ما چه استقلال كانون وكلا را شعار قلمداد كنيم و چه باورى بسته جان ، بايد براى آن برنامه داشته باشيم بدون برنامه رسيدن يا حفظ و نگهدارى  از امور اگر غير ممكن نباشد يقينا عقلايى نيست.
بحث توطئه يا تئورى آن هم بسيار مطرح مي شود  پاسخ اينكه اگر توطئه گرى به واقع وجود دارد راهكار ما براى مقابله با وى چيست چرا كه از دست دادن سنگرها يكى پس از ديگرى اگر استراتژى بوده اين حالت دفاعى هرگز مورد پذيرش نيست آيا بناست ما هميشه در يك سوم دفاعى خود بازى كني

م آيا زمان آن نرسيده براى يك سوم ميانى و دفاعى حريف برنامه داشته باشيم (خروج از وضعيت انفعال به فعال) مساله اينجاست كه بايد تيم باشم و تيم بودن يعنى اينكه بپذيريم تعويض و روى نيمكت هم بخشى از بازى است مهم اين است كه خوب بازى كنيم خوب گل بزنيم خوب حفظ توپ كنيم و نهايتا با نتيجه اى قابل قبول بازى را به پايان ببريم (سياست ، كياست ، تدبير ، همدلى ، گذشت ،نگاه تيمى و...داشته باشيم )بسيار پيش آمده كه زيبايي بى نظير بازي ها تحت تاثير حواشى قرار گرفته سعى كنيم از حواشى بپرهيزيم(به موضوعات غير ضرور دامن نزنيم ،گاهى بخود بگوييم نياز نيست من در هر موردى حرفى براى گفتم داشته باشم ،عجول نباشيم اگر ميخوام اقدامى كنيم نتايج آن را نسبت به همه بسنجيم و...) چرا كه آسيبش دامن تيم را ميگيرد
و اگر بحث توطئه يا تئورى توطئه منتفى است استناد بدان سو استفاده اى بيش نيست  
نقش افراد در اين پروسه چگونه قابل ارزيابى است آيا ايشان به جايگاه ها اعتبار ميدهند؟ يا جايگاها به ايشان؟ و يا هر دو بهم ؟
به نظر نگارنده بهترين وجهش اين است كه اين دو بهم بيايند
شخصى شدن موضوعات آثارى دارد كه اتهام بستن و فرار از برنامه محور شدن از آن جمله اند
و سوالاتى كه بخشى از آنها را براى نمونه مطرح ميكنيم در ذهن به وجود مي آورد

چطور است كه ما هنوز پس از تقريبا دو دهه اى كه در دوره تاريخى اخير قرار داريم جز اتهام بستن به يكديگر مسير چندانى را نپيموده ايم ؟ چگونه است كه همچنان سليقه اى و بدون ضوابط مشخص كلى و اساسى در حركتيم ؟ خوب مشخص است سرانجام محركى كه بدون هدف و نقشه راه به حركت در آيد جز خروج كلى و جزيى از مسير ، تصادف  ، درگيرى اجزاء و خداي ناكرده واژگونى و در نهايت طى طريقى نامطلوب ، نيست . براى نگارنده بد و خوب مطلق وجود ندارم هرچه مى انديشم نمى توانم بپذيرم افراد يا گروه ها على الدوام خود را متصف به سرچشمه فضائل ، علوم ، شجاعت ، درايت ، كياست وآنچه نيكان همه دارند خود يكجا داشته كند/نند و طرف يا طرفهاى مقابل هم در مقابل اين اوصاف قرار دهند اين رفتارها از نظر عموم اخلاقا مذموم است پس براى ما به طريق اولى ناصواب چون هرچه را تسبت ميدهيم بايد توان اثباتش را هم داشته باشيم  


نگارنده بر اين باور است كه اين قبيل رفتارها نه تنها كمكى به اداره امور نمى كند بلكه در گام اول عقلانيت را به يغما ميبرد و در گام بعد هم مسير را به انحراف ميكشد
چگونه است كه در حدود دو دهه ، آينده راه ما كه هيچ وضعيت اداره بسيارى از كميسيون ها هم مشخص نيست چرا بايد ما نقشه راهى براى آينده چند ساله خود نداشته باشيم چطور بپذيريم كه طى تمام ادوار مختلف هيات مديره در اين دوره تاريخى منافع كلان طراحى و در نظر گرفته نشده است اين سخن خوب نيست اما با تمام احترام بايد گفت همه هيات مديره ها (بحث به هيچ عنوان اشخاص نيست و برآيند عملكرد هيات مديره ها مد نظر است) در اين وضعيت نا بسامان نقش داشته اند حالا با نسبتى متفاوت برابر ، كمتر ويا بيشتر اين همه اختلاف و سخنان و تحليل هاى غير مستند يا اساسا مستند غير موثر را نمى توانم جز فرافكنى و فرار رو به جلو تعبير كنم


برام جالب است جامعه هم در اشخاص گير كرده ما فرهيختگان هم دليل اينكه بت مي سازيم اساسا چيست نفع شخصى است ؟ يا اينكه بت نيست اما بهتر است بت شود و يا... هرچه باشد پسنديده نيست
چرا عادت كرده ايم در گذشته بمانيم؟


چرا طرح و راهكارى عملى براى اجرا نداريم ؟
تمام آنچه گفته شد دال بر فقدان نگاه كلان صنفى است . اگر ما براى ١٠سال آينده خود برنامه داشنيم اگر وظايف و مسئوليت ها تعريف ميكرديم ديگر امروز درگير گذشته و x/y نبوديم . يك مجموعه پويا ، منظم و داراى سيستم بى نياز از اشخاص است يا بهتر بگويم وابسته به اشخاص نيست  


اين ضرورت ايجاب ميكند هيات مديره فعلى با هر نگاهى يك بار اين درد را چاره كند با وجود اين همه اختلاف غير ضرور ما را نيازى به دشمن ساختگى و واقعى نيست اين همه انديشه كه صرف منكوب كردن زير سوال بردن ايجاد شبه و...مى شود چرا نبايد درگير ارائه راهكار و برنامه باشد  


چه خوش گفت كه : " به عمل كار بر آيد به سخن دانى (بخوانيد سخنرانى )نيست "
اگر بپذيريم در حدود وظايف و مسئوليت هايمان پاسخگو باشيم اگر هيات مديره را يك مجموعه بپنداريم پاسخ روشن خواهد بود بايد همه هيات مديره پاسخگو باشند  
روزانه مطالب  متفاوتى ارائه مي شود اما غافل از اين كه اساسا نقد نيستند يا تحليل هاى شخصى اند يا گروهى ويا در خوشبينانه ترين حالت بيان خواست شخصى يا گروهى. در نقد موضوع بايد مشخص باشد و بايد بطور مستند و مستدل مورد بررسى قرار گيرد در غير اين صورت مي شود اعمال سليقه و در اعمال سلايق هم وجه ترجيحى متصور نيست  


در بيشتر موارد ما با تحليل هاى شخصى يا گروهى مواجهيم تا نقد يا با منكوب كردن كه در هر حال نه تنها گره اى باز نخواهد شد بلكه گره اى بر تسلسل گرهها خواهد افزود
واقعيت اين است كه امروز ما خوب گل به خودى ميزنيم بماند كه نه خوب تمرين ميكنيم و نه انگيزه اى (چون با اين همه درگيرى درونى در حال استهلاكيم) داريم به اصطلاح شيرازه تيم از هر نظر از هم پاشيده پاى بازيكن حريف هم كه پيچ ميخورد ما يقه هم را ميگيريم داور هم براى اينكه جلو بينندگان و شنوندگان نشان دهد ما حركت غير ورزشى مرتكب شديم اعمال قانون مى كند و تيم ما ستاره يا ستاره هايي را با نظر داور از دست مي دهد
پس به خوبى روشن است و ميتوان موانع نگاه كلان صنفى را برشمرد

ب) موانع نگاه كلان صنفى

١-تفرقه و تشتت آرا منبعث از قياس به نفس ها نه ناشى از توجه به ماهيت امور
كه ريشه در : الف ) ترجيح منافع فردى و گروهى بر منافع جمعى است
ب )نداشتن فصل الخطابى براى تصميمات و اقدامات اساسى
پ ) پرداختن به امور غير ضرور و دامن زدن به اختلافات ميان فردى يا ميان گروهى
٢-شخصيت محورى و بازى با نام ها
٣-زندگى در گذشته به جاى زيستن در حال و نگاه به آينده
٤-گروه گرايي كه سبب حذف مستقلين خواهد شد
٥-مديريت نكردن هيات مديره بجهت درگير بودن در تمام امور كلى و جزئى
٦-غربال نشدن اهداف و اهم و مهم نشدنشان  

نتيجه اينكه

با تحليل آنچه روى داده و وضعيت فعلى بايد بپذيريم عملكرد قابل قبولى نداشته ايم (همه ما در اين وضعيت به سهم خود شريكيم و استثنايي هم نداريم)  به دلايلى كه شرحش گذشت اما براى رسيدن به منافع كلان و تعريف اين منافع بايد روى تمام موانع خط بطلان كشيد بايد از شخصيت ها عبور كرد و درگير ايشان نبود (نه اين كه خداى ناكرده كم اهميت اند نه اتفاقا براى حفظ خود ايشان )چرا كه در بلند مدت آنكه بيش از همه آسيب خواهد ديد همان شخصيتى است كه سينه چاكانى داشته شخصيت واقعى و مورد احترام نيازى به اين امور ندارد گذشته از آن شخصيت ، نهاد موضوع مديريت قربانى اساسى و جدى اين بازى خطرناك است و اگر امروز گوش ها بدهكار اين مطلب نباشد قضاوت تاريخ در اين خصوص بسيار سخت خواهد بود پس زنهار از آن روز
راهكار ها اينكه


١-هيات مديره محترم مسير را براى ارائه طرح هاى بررسى شده و قابل دفاع فراهم نمايد
٢-طرحى را تصويب و ضمن آن متعهد شوند منافع كلان صنفى را تا تاريخ مشخصى به عنوان مصوبه دائمى وضع و باب اعمال سليقه را حداقل دراين حوزه ببندند
٣-بوجه مادى و زمانى براى برنامه محورى در نظر بگيرند
(در كشور ارگانهايي وجود دارند كه تخصصشان برنامه ريزى و اجراى آن است كه به اصطلاح به آينده پژوهى شهرت يافته)
 

دسته بندی مقالات , حقوقی ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top