چرا دولت روحانی باید 4 سال دیگر ادامه یابد؟/روحانی دولت را از وضعیتی شبیه به وضعیت یک کشور زلزله زده تحویل گرفت

وکیل ملت: چرا دولت روحانی باید 4 سال دیگر استقرار یابد؟ این سوالی است که این روزها بسیاری از فعالان و تحلیلگران سیاسی اصلاح طلب به آن پاسخ می دهند.

تاریخ انتشار: 14ارديبهشت1395|12:57

چرا دولت روحانی باید 4 سال دیگر ادامه یابد؟/روحانی دولت را از وضعیتی شبیه به وضعیت یک کشور زلزله زده تحویل گرفت
| کد خبر: 143755

چرا دولت روحانی باید 4 سال دیگر استقرار یابد؟ این سوالی است که این روزها بسیاری از فعالان و تحلیلگران سیاسی اصلاح طلب به آن پاسخ می دهند. از سویی رقبای این جریان فکری و سیاسی هم اصرار دارند که با ضعیف و ناکارآمد جلوه دادن دولت روحانی افکار عمومی را نسبت به این دولت و انتخاب مجدد آن دچار تردید کنند. احمد پورنجاتی در این باره می گوید امروز جریانی در تلاش است مردم را دچار اشتباه محاسباتی کند؛ اشتباه محاسباتی ای که در نهایت در مورد تصمیم سال 92 دچار تردید شده و به این نتیجه برسد روحانی انتخاب درستی نبوده است؛ جریانی که به گفته او می خواهند انتخابات 96 را تحت تاثیر فضاسازی های رسانه ای خود قرار دهد.

پورنجاتی همچنین در مورد احمدی نژاد به عنوان یکی از رقبای حسن روحانی در انتخابت ریاست جمهوری معتقد است به پدیده احمدی نژاد باید به عنوان یک پدیده تاریخی در ایران نگاه کرد که نمی تواند رقیب جدی برای روحانی باشد.
 

چرا دولت روحانی باید 4 سال دیگر ادامه یابد؟


فکر می کنید چه لزومی دارد که دولت روحانی 8 ساله شود؟

البته تصمیم درباره ادامه کار دولت ها برای 4 سال دوم با مردم است. افکار عمومی براساس ارزیابی که از چشم اندازهای پیش رو، عملکرد و کارنامه دولت داشته تصمیم می گیرد که چگونه انتخاب کند.

شاید بهتر باشد سوال اینگونه مطرح شود که فعالان سیاسی در موضعگیری ها و تحلیل های شان اصرار دارند مردم در کنش سیاسی سال 96 باز هم به این دولت اعتماد کنند. علت این تاکید چیست؟

برد روحانی در سال 92 درواقع از نظر جریانی که 8 سال کشور را یکپارچه اداره می کرد نتیجه غیرمترقبه ای بود که قابل پیش بینی و خوشایند نبود. بنابراین تلاش فزاینده و البته آشکار و پنهانی در محافل خاصی که همراهان سیاسی دولت احمدی نژاد بوده اند صورت می گیرد که البته این روزها عریان تر و آشکارتر نمود پیدا کرده تا افکار عمومی را دچار اشتباه محاسباتی کند. اشتباه محاسباتی که در نهایت به این مساله منتج می شود که در تصمیم سال 92 تردید کرده و به این نتیجه برسند انتخاب درستی نبوده است، چرا که عملکرد و کارنامه دولت ضعیف و ناکارآمد جلوه داده می شود. بنابراین لازم است که این مسائل برای مردم شفاف سازی شود.

فکر می کنید با رسانه هایی که در اختیار دارند در این اقدام موفق بوده اند؟

این جریان از روش های مختلفی استفاده می کند. تمام تلاش این جریان سیاسی که حتی در بسیاری از موارد خارج از پرنسیب و چارچوب رقابتی با نقض اخلاق سیاسی انجام شده برای این بوده است تا دولت یازدهم از دیدگاه افکار عمومی ناتوان و بدعهد و ناموفق جلوه کند.


فکر می کنید حافظه تاریخی مردم در مورد دولت نهم و دهم تحت تاثیر این مانور تبلیغاتی قرار گرفته یا می گیرد؟

البته همه به خاطر دارند که دولت گذشته در عرصه اقتصادی، اجتماعی، سیاست داخلی و به خصوص بین المللی چه وضعیت اسف باری داشته است. اکثریت افکار عمومی جامعه ایران هرگز از خاطر نخواهندبرد که دولت یازدهم، کشور را در وضعیتی شبیه به وضعیت یک کشور زلزله زده تحویل گرفت. آسیب های جدی به زیرساخت های کشور وارد شده بود. نه تنها به زیرساخت های اقتصادی بلکه به نظام های برنامه ریزی و اداره کشور و منابع سرمایه ای ضربه جدی وارد شده بود.

در حقیقت شرایطی که دولت یازدهم کشور را تحویل وضعیت طبیعی انتقال قدرت از یک دولت به دولت دیگر نبود. چیزی شبیه فاصله یک چاه عمیق با کف زمین، شکل و شمایل این انتقال قدرت همراه با مشکلات بود.

در این میان تلاش جریانی که توسط مردم کنار گذاشته شد معطوف به این بوده و هست که با دو شگرد و در دو بستر در برابر برنامه های دولت روحانی (هم سیاست های جبرانی دولت روحانی برای پر کردن گودال های عمیق دوره احمدی نژاد، هم بخش هایی که برنامه ها و سیاست های جدید دولت یازدهم است) بایستد. آن ها از راهبرد ویژه ای که من اسمش را مهار دوگانه می گذارم استفاده می کنند.

منظور از مهار دوگانه این است که در مرحله طرح سیاست ها، افکار عمومی را با نوعی اغواگری تخریب کره است. متاسفانه با اطلاعات نادرست، بمباران تبلیغاتی، فضاسازی سیاسی و بهره گیری از انواع رسانه ها (که برخی حتی متعلق به بیت المال است) از موضع ارزشی و انقلابی و دهن پرکن استفاده می کنند گویی که دولت یازدهم قرار است مغیر سیاست های کلان نظام جمهوری اسلامی ایران حرکت کند.

مولفه دوم این راهبرد این است که وقتی نتیجه ای از تخریب ها نگرفتند و برنامه های دولت از سوی مراجع قانونی مورد تایید قرار گرفت شروع به تزریق نوعی افزایش انتظارات در جامعه و بهره گیری از شگرد تعجیل در نتیجه گیری می کنند. تا دیروز چرایی برنامه را زیر سوال می بردند. بعد از تصویب و عملیاتی شدن بحث زمان و سرانجام را پیش می کشند. این شه مهار دوگانه در دستور کارشان قرار دارد.
 

چرا دولت روحانی باید 4 سال دیگر ادامه یابد؟

فکر نمی کنید نتیجه انتخابات اخیر نشان داد مردم این شیوه مهار دوگانه را دریافته و تحت تاثیر آن قرار نگرفته اند؟

بعد از انتخابات اخیر که جلوه بسیار معناداری از گرایش افکار عمومی بود، تلقی از نتیجه این انتخابات این است که با تمام محدودیت هایی که وجود دارد و البته مطالبات و ناکام ها، دولت روحانی دست کم به مهم ترین اولویت های خود وفادار بوده و به نتیجه رسانده است. مردم همچنان به دولت اعتماد دارند. دولت هم گام های بلندی برداشته است. اگر نگرشی در مورد گرایش اکثریت داشته باشیم می توان گفت نتیجه بی تعارف ارزیابی افکار عمومی اعتماد دوباره بوده است.

نقدی که برخی تحلیلگران به اصلاح طلبان و حامیان دولت وارد می دانند صحبت از دو دولت گذشته است. برخی معتقدند تداوم این روش و به میان آوردن صحبت از خسارات دولت گذشته می تواند حتی ضدتبلیغ بوده و انتخابات آتی را تحت تاثیر قرار دهد. چرا که ممکن است بدنه اجتماعی احساس کند دولت در مقابل برخی ناکارآمدی ها مسئول نیست و همه چیز را به گردن دولت گذشته می اندازد. شما چقدر با این تحلیل موافق هستید؟

مهم این است که در پاسخ به چه پرسش و مساله ای دولت گزارشی از عملکرد دولت قبل ارائه می دهد. اگر پرسش این باشد که چرا پروژه های بزرگ کشور و ظرفیت های مهم تولید دچار وقفه فعالیت و کاهش راندمان شده اند، دولت کنونی باید به مردم بگوید دلیل این بوده است که منابع سرمایه ای کشور یعنی درآمد انبوه فروش نفت عمدتا به جای این که به توسعه زیرساخت ها تخصیص داده شود به گونه ای پوپولیستی و از موضع جلب رضایت موقت افکار عمومی به صورت نقدینگی بی سر و سامان در جامعه درآمده است.

در همان دوره ارزش پول ملی یک سوم شده است. در شرایطی که درآمد بالای نفتی وجود داشته نرخ ارز کاهش چشمگیری داشته است. این پرسش ها مطرح می شود چرا صنعت خودروسازی به این روز افتاده؟ چرا صنعت حوزه های اکتشاف نفت و گاز دچار وقفه شده؟ چرا حوزه های مشترک نفتی همچنان رها شده و همسایگان هرچه خواستند بردند و خوردند اما اتفاقی در کشور ما نیفتاد؟ پاسخ این پرسش ها را به مردم نگوییم چرا که این برداشت می شود که ناکارآمدی این دولت را لاپوشانی کنیم؟

همه این مسائل باید گفته شود چرا که طرف مقابل به جای این که پاسخگو باشد موضع طلبکارانه دارد. اگر حساب و کتاب درستی وجود داشت باید حتی در محاکم بالادستی مورد بازخواست قرار می گرفت.

در چه شرایطی پیش کشیدن عملکرد دولت گذشته می تواند به دولت ضربه بزند؟

دولت یازدهم شبیه یک وسیله دوکابینه موازی فعالیت می کرده است. یک کابین آن متوجه عملیات جبرانی برای خرابکاری های گذشته بوده است. در این حوزه باید توضیح می داده که چه اتفاقی افتاده است. در کابین دیگر برنامه ها و وعده هایی بوده که پیش از انتخابات مطرح کرده است. مثل برنامه ای که برای سیاست خارجه مطرح کرده یا اولویت رشد اقتصادی در عین کنترل تورم یا ایجاد آرامش سیاسی و خروج از حالت قطبی شده که جمع خودی و غیرخودی وجود داشته باشد و... در این بخشی که مربوط به وعده ها و برنامه های دولت است اگر کم و کاستی مشاهده شد نمی توان به گردن دولت گذشته انداخت.



چرا دولت روحانی باید 4 سال دیگر ادامه یابد؟

می توان توضیح داد که بخشی از انرژی دولت مصروف این شد که در صنعت نفت در دولت گذشته 100 هزار نیروی فله ای و غیرمتخصص به یک دستگاه اضافه شده اند و حجم دولت افزوده شده، می شود گفت به چه دلیل دولت نتوانسته دولت را کوچک سازی کند و یا توضیحاتی از این قبیل اما نمی توان به گردن دولت قبل انداخت. افراط در اشاره به عملکرد دولت گذشته در این شرایط ضدتبلیغ است در عین حال با توجه به این که شاهد نوعی برخورد طلبکارانه از سوی این جریان هستیم و با فرض فراموشکاری عمومی بعضی مواقع باید یادآوری کرد.

فکر می کنید اگر دولت روحانی 4 سال دیگر بر قوه مجریه ریاست نکند تکلیف برجام و البته برجام دومی که روحانی از آن صحبت می کند چیست؟

اولا من با کلیشه سازی مثل برجام دوم چندان موافق نیستم. به این دلیل که اصولا کلیشه سازی روش مناسبی نیست. برای مثال زمانی در اوایل انقلاب توسط نیروهای داواطلب ارگانی تحت عنوان جهاد سازندگی برای اوایل انقلاب اتفاق خوبی بود چرا که نیروهای داوطلب بدون کمترین چشمداشت با استفاده از امکانات مازاد و حتی اسقاطی دولت خدماتی را ارائه می دادند که مفید هم بود اما یک باره این موضوع تبدیل به الگو شد که انگار همه دستگاه های دولتی باید واحدی تحت عنوان جهاد سازندگی آن اداره یا سازمان داشته باشند.

به جای این که ساختار اداری کشور را چابک کنیم بخش دیگری را اضافه کردیم. بخشی که نه بروکراسی قدیم بود نه پدیده ای جدید. برای همین مشابه سازی همیشه هم جواب نمی دهد. من به منتقدینی که نگرانی سیاسی در مورد برجام دوم و سوم دارند کاری ندارم. منظورم این است که پدیده برجام به عنوان پروژه ای که مجموعه نظام بر روی آن توافق دارند، تایید شده و مجموعه توانا و حرفه ای آن را به سرانجام رساند که آثاری فراتر از حل و فصل یک مساله بین المللی دارد بر هیچ کس پوشیده نیست.

به طور طبیعی هم بعد از موضوع برجام شرایط بسیار پیچیده و توان فرسای دوره تحریم های بین المللی کم کم کاهش می یابد و به تدریج گشایش های لازم در همه ابعاد اتفاق خواهدافتاد. بنابراین پایش برجام و استمرار آن به گواهی بسیاری یک امر راهبردی است نه تاکتیکی. صرفا یک توافقنامه نیست که بین دو کشور بسته شده باشد که به راحتی فسخ شود. این مقوله به دلیل اثرات همه جانبه ای که داشته طبیعتا یک پدیده راهبردی است نه یک پروژه محدود در یک حوزه خاص.

به نظر می رسد حتی اگر دوره بعد دولت دیگری هم باشد به عنوان یک راهبرد با آن برخورد می شود چرا که نظام برای اجرایی شدن و استمرار برجام با تمام محتوا تصمیم خود را گرفته و به نفع منافع ملی است که پایدار بماند.
 

چرا دولت روحانی باید 4 سال دیگر ادامه یابد؟

با توجه به صحبت های آغاز امسال رهبری به ویژه در مورد عبور از خطوط قرمز در مذاکرات فکر می کنید بازهم اگر دولت تغییر کند امکان تغییرات اساسی در این راهبرد وجود ندارد؟

هیچ خردمندی اتکا به تجربه ای موفق را رها نمی کند و خود را در شرایط تست مجدد و آزموده نشده قرار نمی دهد. با توجه به این که دولت روحانی در حوزه سیاست خارجی در مقیاس بین المللی به داوری حتی منتقدین، دولت موفقی بوده و تجربه قابل قبولی داشته است بنابراین گمان نمی کنم استمرار برجام با انتخاب دولتی دیگر تحت تاثیر قرار گیرد. نه تنها از نظر توانایی دولت مفروض بلکه از نظر طرف های دیگر برجام و البته حاکمیت.

پشتوانه افکار عمومی از این موضوع و اعتماد کلان نظام به دولت نشان می دهد که گرچه موضوع مذاکرات همواره وجود داشته است ولی به نظر می رسد به دلیل این که برخی مولفه ها مهیا نبوده (توانایی این کار، اجازه پیشروی در میدان مذاکرات، پشتوانه لازم از نظر افکار عمومی و مراجع بالادستی نظام) عملا اتفاقی نمی افتاده است.

بنابراین به اصطلاح منطقیون علت محدثه هرچیز علت مبقیه آن نیز هست. برجام به تدریج به بار خواهدنشست و آثارش زودتر از آنچه به طور معمول تصور می شود ظاهر خواهدشد. باید اجازه داد تا این موضوع در دور دوم ریاست جمهوری به بار بنشیند. در همه دنیا، حتی در سیستم هایی که ثبات سیاسی دارند و آنقدر مزاحمت های داخلی و خارجی ندارند باز هم 4 سال مجال کمی است.

به فرض این که برجام در دولت های بعد تداوم داشته باشد به نظر شما روحانی در 96 رقیب اصلاح طلبی خواهدداشت یا نه؟

مجموعه اصلاح طلبان آنچنان که تاکنون به طور همه جانبه، با تمام توشه و توان، فارغ از سهم خواهی سیاسی برای حل مسائل اساسی کشور به دولت روحانی کمک می کنند در دوره بعد نیز بعید است که روحانی از سوی اصلاح طلبان رقیبی داشته باشد. چه بسا که چنین گمانه ای بیشتر نوعی عملیات روانی از سوی رقبا باشد.

فکر می کنید احمدی نژاد می توان رقیب جدی برای روحانی باشد؟

بسیاری گمان می کنند به عنوان یک جریان یا شخصیت سیاسی می بایست احمدی نژاد مورد ارزیابی و توجه قرار بگیرد اما برداشت من این است که باید به احمدی نزاد به عنوان یک پدیده تاریخی در ایران نگاه کرد. احمدی نژاد به عنوان یک روش و تفکر که جز رگه ها و لایه هایی که لانه گزینی کردند و هستند (البته باید حق حیات هم داشته باشند)، نمی تواند جریانی باشد که دوباره سر برآورد و با این کارنامه باز هم موفق شود. دست کم تا چند نسل مردم به دنبال این روش و تفکر نخواهند رفت مگر این که آلزایمر سیاسی بگیریم. احمدی نژاد را باید به عنوان یک پدیده به تاریخ پیوسته نگاه کرد.



چرا دولت روحانی باید 4 سال دیگر ادامه یابد؟

فکر نمی کنید بدنه اجتماعی اصولگرایان مفروض بر این که احمدی نژاد کاندیدا شود به او حتی رای سلبی بدهند و عکس اتفاقی که برای مجلس افتاد برای اصولگرایان تکرار شود؟

حمایت اصولگرایان از احمدی نژاد و گره زدن سرنوشت اصولگرایی با او، آن ها را دچار آسیب تاریخی بزرگی کرد اما فکر نمی کنم برای نجات خود دست به عملیات انتحاری بزنند. اگر در حمایت از احمدی نژاد نوعی اشتباه سیاسی را مرتکب شدند هیچ گاه گمان نمی کنم برای جبران این اشتباه دست به خودکشی سیاسی هم بزنند.

بعضی تحلیلگران معتقدند مواضع اصلاح طلبان و حامیان دولت در مورد احمدی نژاد می تواند اصولگرایان را به سمت این حمایت سوق دهد. ما چنین تحلیلی را قبول دارید؟

خیر. به دو دلیل؛ اول به این دلیل که پیش فرض این تحلیل باید این باشد که احمدی نژاد پایگاه اجتماعی دارد پس حالا اصولگرایان به پایگاه اجتماعی او چنگ بزنند تا اصلاح طلبان و دولت سر کار نیایند اما موضوع این است که احمدی نژاد چنین پایگاهی ندارد.

دلیل دوم این است که فرض کنیم اصولگرایان حاضر باشند مجددا با کسی پیوند بخورند که یک بار آن را تجربه کرده اند ضمن این که می دانند احمدی نژاد همان طور که خودش هم گفته هیچ تعهدی حتی نسبت به کسانی که از او حمایت کرده اند ندارد و در میانه راه حتی اگر موفق شود معلوم نیست دیگر تمکین گروهی داشته باشد. تکروی و زیاده خواهی سیاسی احمدی نژاد برای دوستان و همفکران احمدی نژاد روشن شده است. گمان نمی کنم اصولگرایان از یک سوراخ دوبار گزیده شوند.

فکر می کنید دولت روحانی در یک سال باقیمانده با چه چالش هایی رو به روست؟ در واقع پاشنه آشیل دولت برای انتخابات 96 چه خواهدبود؟

مهم ترین چالش در عرصه اقتصادی است. هم دولت به این موضوع توجه دارد و هم جامعه این را از دولت مطالبه می کند. موضوع اقتصاد مقاومتی مطرح است و تمام تلاش دولت هم این است که این راهبرد عملیاتی شود اما با همان شاخص هایی که دولت مورد تاکید قرار داده یعنی نه اقتصاد انزواگرا بلکه اقتصاد مقاومتی به معنی اقتصاد درونزای توسعه گرای متعامل با جهان.



چرا دولت روحانی باید 4 سال دیگر ادامه یابد؟
 

بنابراین مهم ترین چالش و البته دستور کار دولت مسائل اقتصادی کشور است به ویژه آنچه مربوط به بهبود وضعیت معیشت جامعه می شود می بایست با افزایش روندهای تولیدی با بهبود یا تسهیل مقرراتی باشد که به توسعه بازار کار کمک کند تا جامعه را به سمتی پیش ببرد که نتایج و پیامدهای شیرین تلاش ای سیاسی صورت گرفته را لمس کند.

بعد از اقتصاد دولت باید توجه بیشتری در عرصه سیاسی و اجتماعی نشان دهد احساس وضعیت پایدار آرامش اجتماعی و کاهش فضای افراطی گری و خودسری و شرایطی که الگوهای آن را پیش از این دیده ایم می تواند موثر باشد. از همه مهم تر دولت باید بخش های مهم انرژی خود را به صورت مبتکرانه به اطلاع رسانی پیوسته و مستمر به افکار عمومی اختصاص دهد.

واقعیت ها حتی اگر تلخ باشد و یا ناکارآمدی و همچنین پیشرفت ها را به مردم بگوید، دولت نباید درگیر حرکت های واکنشی شود و به چرخه حاشیه سازی ها بیفتد. گاهی شاهد هستیم برای مدتی بگومگوهای تریبونی اتفاق می افتد که نه تنها خاصیتی برای اداره کشور ندارد بلکه نوعی اصطکاک و ایجاد یاس و ناامیدی را عاید مردم می کند. روحانی با همان طمانینه همیشگی می تواند با مجلس جدید ارتباط فعال و مستمر برقرار کند و همچنین با افکار عمومی تعامل داشته باشد. گرچه دولت امکان داشتن رسانه منصف، غیرجناحی و ملی را ندارد که واقعیت ها را بدون برخورد گزینشی و جانبدارانه به مردم بگوید اما باید برای این موضوع فکر کرد.

 

هفته نامه صدا - مرجان زهرانی

دسته بندی خبر روز , تلگرام ++ ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top