شما در روز چقدر رانندگى مى كنید؟ و چقدر “زندگی”؟! تعجب نكنید. بله این سؤال ها ظاهراً ربطى به یكدیگر ندارند. اما شاید بشود به نوعى به هم ربط پیدا كنند. چطور؟ كمى حوصله كنید تا برایتان بگوییم.

 

شاید شما هم با این نظر موافق باشید كه مشكل اصلى ما در زندگى و موفقیت در آن، نداشتن قدرت تشخیص كارها و رفتارهاى خوب و بد از یكدیگر نیست بلكه گره كارمان اینجاست كه فراموشكار هستیم و یادمان مى رود، دائم باید كسى یا چیزى چرت مان را پاره كند.

 

وقتى فرصتى براى زندگى واقعی پیش می آید ما حواسمان جاى دیگرى است و به قول معروف در باغ نیستیم و اغلب زمانى متوجه حقیقت زندگى مى شویم كه آن را از دست داده ایم و فرصت زیادى براى جبران آن نداریم و اگر غافلگیرانه و ناگهانى این فرصت به پایان برسد كه افسوسی ابدی است.

 

داشتم فكر مى كردم اگر ما بتوانیم گاهى، بعضى از كارها را نماد و فرض كنیم، شاید در ضمن انجام آن، متوجه “زندگى” قرینه اى براى نكات ظریف یا راه حل هایى شویم كه كمكمان كنند مفهوم زندگى را عمیق تر درك كنیم.

 

از آن جا كه براى خود مِن همیشه جاده و سفر و ماشین مفاهیمى از حركت و مقصد نهایى را تداعى مى كند یك دفعه به نظرم آمد كه رانندگى هم می تواند شبیه به زندگى كردن باشد. من چند نكته كه در این مورد به نظرم آمده را مى گویم :

 

1. واى به حال راننده اى كه نمى داند كجا مى خواهد برود.
رانندگى(زندگى) هدف نیست. امكان و راهى است براى رسیدن به مقصد. باید بدانیم كه براى دیدن چه كسى یا تجربه چه چیزى سختى راه را به جان مى خریم.

 

2. اگر مقصد ما آزادراه و جاده مستقیمی هم دارد كه سریعتر می توانیم به مقصد برسیم حتماً از همین راه برویم.
كدام آدم عاقلى وقتى اتوبانى نزدیك و در دسترس هست مسیرهاى پرپیچ و خم و كوچه پس كوچه را انتخاب مى كند؟

 

3. كمربند ایمنى جلوى تصادف را نمى گیرد اما باعث مى شود آسیب كمترى ببینیم.
پس قبل از شروع حركت حتماً آن را ببندیم. كمربند ایمنى قبل از هر حركتى در زندگى می تواند شروع كردن به نام پروردگار باشد.

 

4. حواسمان به اشكالات رانندگى خودمان باشد نه دیگران.
حرف زدن زیاد حواس را پرت مى كند، قضاوت هاى ناعادلانه در مورد رانندگى بقیه، ورود ممنوع رفتن و چراغ قرمز را رد كردن و … به جریمه شدن یا اشتباه رفتن و گرفتارى هاى بعدى منجر مى شود.

 

در حال حركت، پیامك فرستادن و با تلفن همراه حرف زدن هم ممنوع چون معنایش این است كه ما ظاهراً در حال رانندگى هستیم اما دل و حواسمان جاى دیگرى است.

 

5. سعى كنیم كه سرعت حركت مان را در رانندگى (زندگى) طورى تنظیم كنیم كه نه از حد مجاز بالاتر باشد و نه آن قدر كند برویم كه راه بقیه را هم بند بیاوریم.

سبقت بى جا و لایى كشیدن هم لزومى ندارد، چون وقتى به مقصد برسیم نمى پرسند كه چند دقیقه ای آمدى بلكه مى گویند چطور آمدى و چند نفر را با خودت آوردى!

 

6. آینه هاى ماشین براى تضمین سلامت سفر است نه براى قشنگى.
اگر آینه نباشد نه از اتفاقات پشت سر و اطراف مان خبر دار می شویم و نه امكان سبقت داریم. آینه ما در زندگى، اطرافیان و زندگى دیگران است كه می توانیم انعكاس اشكالات و مسائل احتمالى را در آنها ببینیم.

 

7. اگر بیمه نامه داریم دلیل نمى شود كه هر طور دلمان خواست رانندگى كنیم.
اگر گواهینامه پایه یك داریم قاعدتاً باید رانندگى مان هم بهتر از بقیه باشد، اما به صرف داشتن گواهینامه كسى راننده خوبى نمى شود. دید خوب و عكس العمل مناسب و به موقع در رانندگى خیلى مهم است.

 

شاید كسى اصلاً گواهینامه نداشته باشد ولى رانندگى اش عالى باشد.(البته موقع رانندگی همیشه گواهینامه همراهتان باشد)

 

8. اگر در رانندگى(زندگى) در جاده هاى كوهستانى و گردنه هاى خطرناك یا جاده هاى برفى و مه آلود حركت مى كنیم، توجه داشته باشیم كه یك غفلت كوچك میتواند منجر به سقوط در ته دره شود.

 

پس در مسیرهاى مشكوك و مبهم كه دید كافى نداریم با احتیاط كامل و با دنده سنگین حركت كنیم و چراغ مه شكن و زنجیر چرخ به همراه داشته باشیم. همچنین حواسمان باشد كه هر لحظه امكان دارد با موانع و حیواناتى در جاده برخورد كنیم كه راه را موقتاً مسدود مى كنند. با آنها صبورى كنیم و بگذاریم رد شوند!

 

9. حواس مان به آمپر بنزین هم باشد.
ببینیم با این ذخیره سوخت و انرژى كه داریم تا كجا میتوانیم برویم و اگر بنزین مان زیاد نیست و وقت هم محدود است پس بى خود پرسه نزنیم و دور جاده ها و خیابان ها نگردیم.

 

10. به ایست پلیس نامحسوس توجه كنیم.
نادیده و ناشنیده گرفتن آن به ضرر خودمان است چون دوربین ها شماره متخلف را ثبت مى كنند و بالاخره كمى جلوتر پلیس او را مجبور به توقف خواهد کرد.

 

توجیه كردن خلاف و عذر و بهانه آوردن و آسمان و ریسمان به هم بافتن نتیجه نخواهد داشت. باید اشتباه را پذیرفت و جریمه آن را پرداخت. فكر مى كنید پلیس نامحسوس در جاده زندگى كیست؟

 

11. آن قدر با تدبیر و مجهز رانندگى(زندگى) كنیم كه سربار دیگران نشویم تا مجبور نشوند ماشین ما را با خود یدك بكشند.
به نظر شما راننده اى كه بوكسل شده به مقصد مى رسد با كسى كه پیش بینى و محاسبه كرده و با تجهیزات و دقت كافى رانندگى كرده یكسان است؟

 

12. تك سرنشین حركت نكنیم.
اگر در جاده اى سرسبز و زیبا و براى رسیدن به مقصدى زیباتر حركت مى كنیم حداقل چهار نفر دیگر را هم با خودمان ببریم كه دعاى خیرشان پشت سرمان باشد.

 

خوش به حال آنهایى كه میتوانند به همراه خودشان به اندازه یك اتوبوس یا قطار، مسافر در راه مانده را به مقصد برسانند … امیدوارم شما هم رانندگان خوبی در جاده زندگی باشید.

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top