مهدی رحمتی جزییات جدیدی از ماجراهای بازی تیمش و تراکتورسازی را مطرح کرده است.

*از بازی استقلال وتراکتور صحبت کنید.

قبل از توضیح درباره این موضوع در ابتدا برای پیشکسوتان شریف باشگاه استقلال که در جایگاه استادی قرار دارند بابت آنچه دیدند معذرت خواهی می کنم. من همواره حرمت همه بزرگترها و به خصوص مربیانم را حفظ کرده ام و می توانید این را از همه آن عزیزان سوال کنید. از آقای غلامحسین پیروانی و حسین فرکی تا هر عزیزی که برای یک ساعت مربی ام بوده است. اما حرکات من فقط عکس العمل بود.

*چه عملی شما را به عکس العمل وا داشت؟

با شروع بازی تاکتیک هایی خارج از زمین چمن شروع شد که از گذشته با آنها آشنایی کامل دارم. داد و بیداد، حرف های نامناسب، اعتراض های تحریک آمیز! در حالی که هنوز در بازی اتفاقی نیفتاده بود. بنده به عنوان کاپیتان استقلال وظیفه داشتم این موضوع را به اطلاع داور برسانم و بعد از این کار متاسفانه حرف های زشتی شنیدم. باز خویشتن داری کردم. اما فایده ای نداشت. این بار از آقایان خواستم ساکت شوند ولی از قبل می دانستند که من به برخی از حرف ها و حرکات حساسیت دارم. خلاصه اینکه داور مسابقه ترجیح داد به من کارت زرد بدهد. می خواهم به چند نکته اشاره کنم. پارسال در بازی رفت و برگشت پیکان و استقلال مشکلی به وجود آمد؟ در دو بازی اول تراکتور در جام حذفی و لیگ مشکلی ایجاد کرده ام؟ آنجا تعدادی از تماشاگران شعارهای ناپسندی علیه من و حریف سر دادند. چطور آقایان اخلاق مدار کوچکترین کاری برای شعارها انجام نداده اند. در فرهنگ ایرانی یاد گرفته ایم حرمت بزرگتر را نگهداریم اما به شرطی که بزرگی ببینیم. کسانی که حالا از من انتقاد می کنند در روزهایی که حرمت و شخصیت ما در رختکن تیم لگدمال می شد کجا بودند؟ آقایی که بعد از بازی استقلال و ملوان به راحتی آب خوردن خطاب به بازیکنان گفت بی غیرت، بی... و... باز. بنده همان جا ایستادم و گفتم مودب باش و حرف دهانت را بفهم. از همان جا سناریوی رفتنم کلید خورد. حالا حرفهای فرهنگی و اخلاقی نزند! البته همان موقع جا خورد و گفت منظورش غیرت و شرف فوتبالی است! من از اساتید اخلاق و ادبیات و فرهنگ این مملکت می خواهم بپرسم که بی شرف فوتبالی و بی غیرت فوتبالی توهین نیست؟! مگر می شود کسی در زمین بازی بی غیرت باشد و همان نان و لقمه فوتبال را سر سفره خانواده خود ببرد؟ این آقایان اخلاق مدار چرا در آن روزها ساکت بودند. چرا همان موقع با این بی فرهنگی ها برخورد نشد؟

سوال من این است که بین آن توهین های داخل رختکن و تهمت هایی که زده می شد با شرافت فوتبالی دو روز قبل که آقایان مدعی اش شدند چه فرقی وجود دارد؟ این بزرگی چرا با اعتراض بازیکنان بزرگ فوتبال ایران در سال های گذشته همراه بوده؟ من فوتبالیست وقتی می بینم با این رفتارها برخورد نمی شود، بلکه به تعداد صفرهای رقم قراردادشان اضافه شده است، چه فکری می توانم کنم جز اینکه فرهنگ و اخلاق در این فوتبال در اولویت قرار ندارد!

*شاید اگر بازی را برده بودید، این اتفاقات نمی افتاد.

ببینید، من خودم آذری و متولد آذربایجان هستم و هنوز خیلی از اقوامم در تبریز زندگی می کنند و به آذری بودنم افتخار می کنم و اگر صحبتی می کنم درباره تیم محبوب تراکتورسازی نیست اما حالا که صحبت از شرافت فوتبالی شده مجبورم درباره یکسری مسائل صحبت کنم. از کارشناسان فوتبال و اهالی رسانه یک سوال دارم. مگر تعریف شرافت فوتبالی در ایران و آسیا با هم تفاوت دارد؟ آیا شرافت فوتبالی در داخل یک معنا دارد و در خارج از کشور معنایی دیگر؟ اعضای باشگاه پاختاکور ازبکستان بنده خدا نبودند؟ قلب نداشتند؟ امید نداشتند؟ چرا کمیته بین الملل فدراسیون فوتبال درباره اعتراض ازبک ها شفاف سازی دقیق نمی کند؟ چرا نمی گویند که چند بار از ازبکستان با ایران تماس گرفتند و اعتراض و گلایه کردند؟ به سازمان نظام وظیفه نامه بلند بالا می نویسند که بازیکن سرباز می خواهیم چون در این شرایط سیاسی مقابل تیم های عربستانی بازی داریم اما به وقتش به خاطر بازی با استقلال تیم دوم را به میدان الهلال عربستان می فرستند و می بازند و باعث صعود تیم ال سعود می شوند تا پاختاکور حذف شود! حالا از جوانمردی و شرافت فوتبالی صحبت می کنید! به خاطر تسویه حساب های شخصی و قبلی خود با استقلال همه فکر و ذکرشان به این بازی بود و به آل سعود باختند. حالا که باعث صعود الهلال و عدم قهرمانی استقلال در لیگ شدند، خسته نباشند. البته تاکید می کنم هرگز اعتقاد ندارم در بازی با الهلال، فیرپلی رعایت نشده. اما ما که می گوییم مسلمان هستیم باید به این تضادها پاسخ قانع کننده بدهیم. روزی که استقلال در کورس قهرمانی مسابقه حساسی با تراکتورسازی داشت، آقایان به خاطر رفتار و عملکرد گذشته شان از رویارویی با مردم آذربایجان خودداری کردند و همراه استقلال به تبریز نرفتند. استقلال در آن بازی چند مهره اصلی اش را نداشت و نرفتن آقایان هم به تیم ضربه روحی زد و ما آن بازی را باختیم. اما آیا آن روز کلمه شرافت فوتبالی وجود نداشت؟ بعد از بازی گفتند «امروز نقطه عطفی در تاریخ آذربایجان بود» آیا متولدین آن خاک و سرزمین نباید بپرسند چرا؟ چون تیم نایب قهرمان «قهرمان واقعی» فصل قبل، امسال چهارم شده! کجای این نقطه عطف قابل افتخار است؟ در همین تراکتورسازی پارسال دقیقا هفته بیست و نهم لیگ چهار بر یک استقلال تحت هدایت آقایان را شکست نداد؟ آن روز بعد از بازی، تونی اولیویرا از نقطه عطف تاریخ آذربایجان صحبت کرد؟ آن هم تراکتوری که در هفته آخر اگر نفت شکست داده بود، قهرمان لیگ چهاردهم می شد! همه این بزرگنمایی ها و وارونه جلوه دادن برخی واقعیت ها برای این بود که آقایان می خواهند منت الکی سر فوتبال بگذارند. برد و باخت بازی یکشنبه در حساب و کتاب های شخصی خودشان بسیار مهم بود و به همین خاطر تیم دوم خود را مقابل الهلال قرار دادند. این حرف من را همه طرفداران منصف فوتبال خواهند پذیرفت.

*در جریان بازی با تراکتورسازی عکسی از شما گرفته شده که زبان تان بیرون است و شایعه شده به سمت نیمکت تراکتور این حرکت را کرده اید؟

من داشتم با علی حمودی صحبت می کردم و آن صحنه دقیقه یک مسابقه بود و نیازی نیست توجیه کنم. چون ترسی از کسی ندارم که بخواهم واقعیت را کتمان کنم. حالا این شایعه می تواند شیطنت باشد یا به خاطر اتفاقات مسابقه، یا حدس و گمان.

*آخر مسابقه چرا شلوغ شد؟

یک آقایی که کت و شلوار طوسی پوشیده بود، حرف زشتی به سیروس دین محمدی زده بود و باز این تصور به وجود آمده بود که من دنبال دعوا هستم. در حالی که می خواستم بچه ها را جمع کنم و به سمت سکو برویم و از تماشاگران عذرخواهی کنیم. در آن صحنه ها هم چون سر و صدای استادیوم زیاد بود باید فریاد می زدم. حالا حساب کنید یک آدم عصبی و ناراحت فریاد هم بزند. چهره اش چه شکلی می شود؟!

*در صحبت هایت به اتفاقات رختکن پس از بازی استقلال و ملوان اشاره کردی، این سناریوی رفتن تو همان جا کلید خورد. اما بعدها اعلام شد خودت نخواستی بمانی.

قبول دارم در سال های اخیر تصمیم عجیب و اشتباه گرفتم. اما شهامت پذیرفتن آن اشتباه را داشتم و نمونه اش کناره گیری از تیم ملی و مصاحبه ای که بعد از آن انجام دادم بود. ولی بعد از آن تجربیات، مگر دیوانه بودم از استقلال بروم، از تیمی که دوستش داشته و دارم و کاپیتانش بودم؟ بعد از بازی از داخل باشگاه و اطرافیان مربی شنیدم باید بروم. اما تا آخرین بازی لیگ با تمام وجود برای تیمم بازی کردم. به دلیل رفاقت و ارتباط خوبی که با اکثر دروازه بان های لیگ داشتم چند نفرشان با من تماس گرفتند و گفتند میخواهی از استقلال بروی؟ جواب دادم نه. از آنجا که موضوع رفتن مرا رسانه ای نکرده بودند، دوستان دروازه بانم بعد از صحبت با من تصور کردند قرار است به عنوان نفر دوم به استقلال بیایند و از آمدن منصرف شدند. یادتان نیست سوشا مکانی مصاحبه کرد و چه حرف هایی زد که به او گفته بودند که فصل بعد رحمتی در استقلال نخواهد بود و این تصمیم قطعی کادر فنی است. ولی سوشا نمی خواست استقلالی شود و تلفنی به من موضوع را گفت. متاسفم که گفتند رحمتی شرط گذاشته اگر حمید بابازاده نباشد، من هم می روم. از قدیم گفته اند گذر زمان حقیقت را آشکار می کند. اگر این چنین بود چرا الان حمید بابازاده در استقلال نیست؟ آقایان سر موضوعی از بابازاده دلخوری داشته اند. من عینا گفتم خواهش می کنم از حمیدخان در کادر استفاده کنید. اگر خواهش کردن را شرط قلمداد می کنند حرف دیگری ندارم! من یک یا دو ماه قبل در اینستاگرامم درباره نقاب مطلبی منتشر کردم. حالا می بینم برخی ها مطالب مرا حفظ می کنند. اما این را هم بدانید از قدیم گفته اند «تو حرف را بنداز، صاحبش آن را بر میدارد» و یک جمله هم خطاب به پیشکسوتان عزیز و محترم استقلال می گویم، زمانی که آقایان مدام علیه ناصرخان حجازی اسطوره کبیر و جاودانه باشگاه استقلال یا آقای حسن روشن که از بهترین های تاریخ است مصاحبه می کردند، ساکت بودند و نمی گفتند حرمت پیشکسوت را نگه دارید. یا زمانی که علیه منصور پورحیدری به عنوان پدر استقلال و جواد زرینچه صحبتی می شد واکنشی نشان نمی دادند. حساب فرهاد مجیدی، آندرانیک تیموریان، بنده، مجتبی جباری و... هم جدا بماند.

*چرا استقلال در نیم فصل دوم افت زیادی کرد؟

کادر فنی و مدیریت باشگاه در این خصوص صحبت های کامل تری دارد. ولی در این چند ماه هرچه بدهی ها به بازیکنان خارجی که در واقع برای سکونشینی و نیمکت نشینی جذب شده بودند، به باشگاه استقلال تحمیل شدند و چند میلیارد بدهی روی دست باشگاه گذاشتند. جذب عجیب و سوال برانگیز این قبیل بازیکنان خارجی صدمات فراوانی به استقلال زد. یا مثلا همین پارسال در روز آخر نقل و انتقالات احمد جمشیدیان و مجید غلام نژاد را کنار گذاشتند و یک و نیم میلیارد به بدهی باشگاه اضافه کردند.

*ظاهرا در آستانه محرومیت قرار داری؟

محرومیت برای چه؟ مگر چه اتفاقی رخ داده محروم شوم؟ کاری کرده ام؟ درگیری رخ داده است؟ به عنوان کاپیتان استقلال از تیمم دفاع کردم و وظیفه داشتم این کار را انجام بدهم. من و استقلال شایسته دلجویی هستیم نه محرومیت.

*صحبت خاصی مانده؟

فصل قبل استقلال با تیمی با تجربه تر صاحب عنوان پنجم لیگ برتر شد و پس از آن هفت، هشت بازیکن رفتند و این فصل بازیکن جام جهانی رفته جدیدی به تیم اضافه نشد، بلکه جوان هایی مستعد و کم هزینه به استقلال ملحق شدند.  اول فصل همه می گفتند استقلال پنجم هم نمی شود. اما الان جزو سه تیم بالای جدول است. در همین بازی گل اول حریف خطا بود و می توانستیم بازنده نباشیم. علی رغم همه اتفاقات و نتایج رخ داده، شخصا از هواداران شریف و عزیز تیم استقلال بابت حمایت هایشان تشکر می کنم و به دلیل نتایج نیم فصل دوم و باخت اخیر از تک تک آبی دلان معذرت می خواهم.

دسته بندی ورزش + , داغ ورزشی ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top