در باب معيشت وکلا/ بدون وكيل كانونى متصور نيست

رسول رضایی چیانه

وکیل ملت: براى رسيدن به علم و فضيلت مقدماتى لازم است كه اگر فراهم نباشند يا فراهم نشوند رسيدن به آن اگر غيرممكن نباشد يقينا" سخت خواهد بود . يكى از اسباب و ضرورات غير قابل انكار دست يابى به علم و دانايى موضوع معيشت است . نمى توان با دغدغه معيشت قدم در مسير فضيلت نهاد . در اين نوشتار در پى تبيين و تفهيم اين مدعا هستيم كه چرا معيشت على الخصوص در مورد وكلاء مقدمه فضيلت است ؟

تاریخ انتشار: 25ارديبهشت1395|14:29

در باب معيشت وکلا/ بدون وكيل كانونى متصور نيست
| کد خبر: 150678

وكلاء با توجه به سابقه تاريخى موجود اگرچه جز اغنياء نبوده اند (هرچند تعداد قليلى در اين زمره محسوب مى شوند) اما در هر حال در دهك هاى درآمدى بالا جامعه قرار داشته اند . حق هم همين بود و هست كه باشند .

ولى طى چند سال اخير بناء به دلايل مختلف ، وضعيت مالى وكلاء كه هيچ ، معيشت بسيارى از ايشان نيز دچار مشكل جدى و اساسى شده است . همچنان كه در روايت ها آمده معيشت مى تواند ايدئولوژى انسان را دگرگون نمايد .

 نتيجتا" وقتى معيشت می تواند ايدئولوژى انسانى را كه فلسفه حيات وى بدان بستگى دارد را منقلب كند ، به طريق اولى بحث از حفظ شأن و فضيلت شعارى بيش نخواهد بود ؛ چراكه پيكار اين عناوين با معيشت شكستى از پيش مشخص و در عين حال نمايشى مضحك و درد آور را بيشتر می ماند تا واقعيت .

 از طرفى امروزه معتقداند اقتصاد و شرايط مناسب مالى زير بناى ساير موارد از جمله علم ، هنر و حتى فرهنگ نيز هست ، هرچند نمى توان به طور مطلق دل در گرو اين انديشه بست ؛ اما اين نظريه با روند جريان اجتماعى امور بشدت ارتباط دارد براى مثال برخى مشاغلى كه وجهه اجتماعى خاصى ندارند ، به راحتى با توان اقتصادى بالا عناوين افرادى را كه سالها براى رسيدن به آن عناوين تلاش كرده اند يدك ميكشند يك شبه مهندس ، دكتر و وكيل ميشوند .

اما در مقابل صاحبان مشاغل ارزشمندى كه به دليل كوتاهى هاى صنفى يا نهادى خود وضعيتشان را نتوانسته اند ارتقاء دهند يا حداقل حفظ كنند عناويشان ، هم كم كم رنگ می بازد . در دنياى كنونى چه بخواهيم و چه نخواهيم وضعيت اقتصادى مناسب در هر حال موثر در ساير امور خواهد بود براى نمونه وكيلى كه دغدغه ابتدايى ترين نيازهاى خود را دارد بله تعجب نكنيد ابتدايى ترين نيازها يعنى همان مسكن ، دفتر مناسب و گاهى حتى پوشاك يا از همه بدتر تمديد پروانه وكالت هرگز نخواهد توانست وكيلى حرفه اى باشد . چنين فردى اگر بارها و بارها هم مورد امتحان قرار گيرد،تاثيرى در او نخواهد داشت ؛ چراكه روشن است او انديشه اى مهمتر كه همانا بقاء می باشد را در سر دارد .

اما اگر همين فرد اين حداقل ها را داشته  و نسبت به وضيعت درآمد خود هم تا حدودى اطمينان نسبى (نه يقين) داشته باشد و بداند اگر درآمدى عايد وى نمى شود نه معلول شرايط بلكه به علت قصور خود اوست ، قطعا" علمش را نيز در رقابتى سالم با ساير همكارانش ارتقاء خواهد داد ؛ در دوره هاى آموزشى تخصصى شركت خواهد كرد ؛ در اوقات فراغت و با خيالى آسوده كتاب خواهد خواند و...

نهايتا چنين فضائى به شدت انديشه ماكياوليستى را ميان همكاران گسترش خواهد داد و خطر هر آيينه نزديك تر و قريب تر از پيش احساس خواهد شد . اينجاست كه ديگر چهره همكارى رنگ باخته و رقابت ناسالم غير اخلاقى رخ مينمايد اينجاست كه كم كم اين نهاد از كاركرد اصلى خود فاصله خواهد گرفت و اين كم خطرى نيست .

شايد عده اى از همكاران معتقد باشند اينها شعار است و كانون را چه به معيشت وكلاء ، در پاسخ بايد گفت :

 

#راهكارها

اولا") همچنان كه در مطلب كانون_و_برنامه_محورى اشاره شد معيشت يا حداقل دغدغه معيشت از وظايف هيات مديره درمقابل وكلاء براى حفظ اين نهاد است؛ چرا كه بدون وكيل كانونى متصور نيست.

 

ثانيا") كانون بايد در پيشنهاد حق الوكاله وكلاء وضعيت روز را با توجه به انواع خدمات ارائه شده لحاظ و مطابق قانون پيشنهاد نمايد و به هيچ عنوان پا پس نكشد.

 

ثالثا")كانون بايد در لايحه جامع وكالت از حالت انفعال يك بار براى هميشه خارج شود و به قول فوتبالى ها كه مي گويند بهترين دفاع حمله است در اين لايحه چند امر را به شدت دنبال نمايد.

الف)مشکل ماليات وكلاء را حل نمايند؛ شايسته نيست كسى كه ارائه خدمت ميكند با مشاغل پر درآمد در پرداخت ماليات هم رديف باشد .

ب)فكرى به حال قرارداد وكالت و حق الوكاله مندرج در آن شود؛ شايسته نيست وكيل پس از مدتها تلاش واستحقاق دريافت حق الوكاله با عجز و لابه از موكل تقاضاى پرداخت نمايد و او هم شان و شخصيت وكيل را لگد مال نمايد ؛ خلاف شأن اينها هم هست .

رابعا") وكلاء تاجر نيستند كه دفتر كارشان جز امكان تجارى محسوب شود پس لزومى ندارد در لايحه پيشنهادى قانون تملك آپارتمانها ايشان از حق داشتن دفتر با كاربرى مسكونى محروم شوند.

خامسا") كانون بايد با اصلاح مصوبات سخت گيرانه راه را براى فعاليت و همكارى وكلاى جوان تر فراهم نمايد .

 

 سوال : آيا حضور وكلاى جوان كانون در عرصه عدالت بهتر است يا حضور موسساتى كه توسط غير وكلاء تاسيس و اداره مى شوند؟!؟

اين سخت گيرى ها عملا" سبب جولان اين موسسات شده است و ما با عمل خود در پرورش آنها ناخواسته نقش داشته ايم.

سادسا") پيگيرى ابطال بخش نامه موسساتى كه بدون حضور وكلاء تاسيس شده و فعاليت می كنند.

 

نتيجه

نهايتا بايد گفت بدون توجه به معيشت انتظار رسيدن به فضيلت و حفظ شأن سرابى بيش نخواهد بود وكيلى كه براى امور يوميه خويش مشكل داشته باشد نه تنها علمش را در اين استرس و نگرانى فدا خواهد كرد بلكه شأن خويش را نيز اگر به ثمن بخس نفروشد حداقل نخواهد توانست با درايت از آن دفاع نمايد . مخلص كلام اينكه با توجه به راهكارهاى ارائه شده كه برخى در اختيار مستقيم هيات مديره محترم است نسبت به آنها اقدام عاجل صورت گيرد و در خصوص ساير موارد هم با اقتدار و احترام ضمن مذاكره با تبيين اصولى موارد و موضوعات براى رسيدن به نتايج روشن اقدام شود .

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top