تیم‌هایی که قرار است سبد بردارند و به بازار بروند تا متاع مورد نظر خود را در این سبد جای دهند. سبدی که البته بودجه باشگاه‌ها و وضعیت بازیکنان نقش اصلی را برای پر شدن آنها ایفا می‌کند. مثل هر خرید کوچک و بزرگ دیگری قبل از برداشتن این سبد و حضور در بازار، لیست خرید باید تنظیم شود. لیستی که بنا بر نیاز و البته سلیقه شخص اول فنی هر تیم باید نوشته شود اما نقطه عجیب ماجرا اینجاست که در بیشتر باشگاه‌های ایران هنوز نفر اول مشخص نیست و این باشگاه‌ها بدون لیست خرید و داشتن سرمربی در بازار حضور دارند و این حضور نیز غالبا پررنگ است! تیم‌هایی که بدون توجه به سرنوشت نیمکت‌شان دوان دوان خود را به بازار رسانده تا از این بازار مکاره عقب نیفتند در حالی‌که خودشان هم نمی‌دانند که چه می‌خواهند و چه متاعی را باید بخرند.


این استراتژی غلط و حیرت انگیز البته مدتهاست در فوتبال ما جا افتاده و عجیب اینکه سرنوشت تیم‌هایی که به این شکل بسته شده، ناکامی و حتی نابودی بوده. از استیل آذین که قبل از حضور تومباکوویچ هر چه ستاره در فوتبال ایران بود، تور کرد و آنها را دست این سرمربی صربستانی داد تا در نهایت سقوط کند تا پرسپولیس رویانیان که تیمی پرستاره را بست و تحویل ژوزه پرتغالی داد اما شانس آورد که با این ستاره‌ها سقوط نکرد! این دو نمونه روشنی از سیاست ناکام مدیران ناکارآمد در فوتبال ایران هستند که مجید جلالی با لفظ بی کفایت از آنها یاد می‌کند و عجیب اینکه فوتبال ایران با وجود مصادیق بسیار بارز هم همین مسیر اشتباه و تاریک را انتخاب می‌کند که سرنوشت آن از قبل مشخص و مبرهن است.


این تضاد البته یک مجهول دیگر هم دارد. آنجا که به لیگ می‌نگریم و می‌بینیم که وضعیت نیمکت اکثریت قریب به اتفاق تیم‌های لیگ برتری هنوز مشخص نیست. در حالی‌که لیگ برتر قریب به دو هفته پیش به پایان رسیده و باشگاه‌ها باید برنامه‌های خود را به سرعت برای فصل بعد تبیین کنند تا از قافله عقب نیفتند اما ظاهرا تعطیلات تابستانی باشگاه‌ها تازه آغاز شده و همه در حال لذت بردن از تعطیلات هستند و فعلا هیچ‌کس عجله‌ای ندارد! این در حالی است که طبق یک قانون نانوشته تکلیف وضعیت هر تیمی در فصل جاری باید از مدتها قبل مشخص می‌شد تا سرمربی به عنوان شخص اول فنی، فرصتی برای برنامه‌ریزی و هدفگذاری در فصل آتی و البته تنظیم لیست ورودی‌ها و خروجی‌ها براساس سیاست‌های باشگاه داشته باشد اما هنوز نیمکت‌ها بلاتکلیفند و از همین رو هیچ چیزی روشن نیست.


از جمع تیم‌های لیگ برتری تا به امروز تنها پرسپولیس، گسترش فولاد و ذوب‌آهن به طور قطعی با مربی فصل قبل ادامه می‌دهند، تراکتورسازی نیز احتمالا با قلعه‌نویی ادامه همکاری خواهد داد و پیکان تازه لیگ برتری شده نیز دیروز با فرکی توافق نهایی را انجام داد اما 11 باشگاه دیگر هنوز بلاتکلیفند و سرمربی خود را نمی‌شناسند و روزها را به سرعت از دست می‌دهند؛ روزهایی بسیار بااهمیت و کلیدی که نقش اصلی در سرنوشت تیم‌ها در فصل آینده خواهد داشت.

مقایسه آنچه در لیگ ایران در جریان است با لیگ‌های معتبر اروپایی و تیم‌های بزرگ، وضعیت مبهم و نگران کننده فعلی را روشن‌تر می‌کند. آنجا که بایرن مونیخ از مدتها قبل آنچلوتی را به عنوان مربی فصل بعد خود معرفی کرده، چلسی با کونته تمام کرده، منچستریونایتد به شکل مخفیانه با ژوزه مورینیو توافق نموده و سایر تیم‌های بزرگ لیگ‌های معتبر نیز با مربیان فصل قبل خود ادامه خواهند داد.


قیاس این شرایط نشان می‌دهد که ما تا چه اندازه اصول بدیهی و اساسی فوتبال را رعایت نمی‌کنیم و از استانداردها دور هستیم. آنچه یکی از دلایل اصلی کیفیت پایین لیگ ایران و البته با نظمی تاکتیکی و بی برنامگی آزاردهنده فوتبال ایران است؛ یک لیگ بدون فرمانده و بدون برنامه.

دسته بندی خبرخوان , ورزش + , داغ ورزشی ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top