هفته نامه صدا - مهدی یزدانی خرم: عزیز نسین بی تردید مشهورترین طنزنویس غیرایرانی است برای مخاطبان ایرانی. تیراژهای سرسام آور کتاب هایش در دهه های چهل، پنجاه و حتی شصت خورشیدی نشان می داد که جامعه مخاطب ایران چه میزان به او و نوشته هایش علاقه دارد. در نزدیک به سی سال گذشته به خاطر برخی موضع گیری های عقیدتی او در ترکیه، دیگر کتاب هایش در ایران چاپ یا تجدیدچاپ نشدند.

نسین به سرعت وارد دایره کتب های ممنوع شد و بعدتر که کار افست فروش ها بالا گرفت پای ثابت بساطی های خیابان انقلاب شد. حالا بعد این همه سال انتشار پنج اثر از او در فاصله زمانی نسبتا کوتاه و فروش حیرت انگیزشان خبر می دهد که او کماکان برای مخاطبان ایرانی و حتی نسل تازه جذاب است.

طنز عزیز نسین به شدت اجتماعی و رادیکال است. او در عمر هشتاد ساله اش بیش از صد عنوان کتاب نوشت، جامعه ترکیه روزگارش به خصوص در دهه های بعد مرگ آتاتورک موضوع اصلی او بودند. نسین نویسنده محبوب چپ ها بود. طوی که برخی آثارش را صمد بهرنگی نیز به فارسی برگرداند. مشیِ انتقادی اش و حمله مداومش به بوروکراسی بیمار ترکیه، شیفتگی دولت مردان و طبقه متوسط نسبت به غرب، زندگی پرتناقض در استانبول و فقر شدید فرهنگی و اقتصادی ترک ها در سال های نویسندگی اش درون مایه اکثر داستان های او هستند.

مردم ایران، دوباره عاشق عزیز نسین شده اند
عزیز نسین زبانی روزمره و سهل و ممتنع داشت و بسیار پُرنویس بود. در عین حال تشابه های بسیار زیاد میان جامعه آن روز ایران با ترکیه؛ شباهت های فرهنگی و تاریخی باعث شد تا داستان هایش در ایران فروشی خارق العاده داشته باشند. تا جایی که می توان اذعان کرد جنس طنزنویسی او روی کار نویسندگاه طنزنویس انتقادی مانند خسرو شاهانی، عباس پهلوان، برخی داستان های فریدون تنکابنی و... تاثیر مستقیم داشت.

افسانه نسین چنان بود که شایع شده بود یکی از مشهورترین مترجمان کتابهایش؛ رضا همراه داستان های خودش را به نام او منتشر می کند تا دیده و خوانده شوند! از سویی دیگر عزیز نسین در کشور خودش نیز بارها به زندان افتاد. او در یکی از بحرانی ترین ادوار تاریخ ترکیه می زیست. در زمانه کودتاها و فقر اقتصادی شدید.

ترکیه زمان نسین از یک سو در کشمکش دائمی با یونان و قبرس و کردهاست و از سویی دیرگ خفقان هولناکی بر مطبوعات و ادبیات سایه افکنده است. به خصوص بعد کودتای سفید 1971 و بدتر از آن کودتای خونین 1980 ارتش که به اعدام نخست وزیر و برخی همراهان او مجر شد، نظامیان با پررنگ تر کردن کمونیست ستیزی شان و حمله به احزاب زیرزمینی تندروی چپ کار را برای نویسندگانی چون عزیز نسین بسیار سخت کردند.

جنس داستان های او به شدت رئالیستی و فاقد پیچیدگی های روایی ست و موضوعش نیز مردمان طبقات مختلف از جمله ارتشی ها، کارمندان، کارگران و روشنفکران. جامعه مخاطب ایرانی آن زمان در نسین و نقدهایش شباهت هایی با خود می دید. در عین حال داستان های او می توانست مخاطبانش را بخنداند و قطعا این ورای هر دلیلی، مهم ترین علت خوانده شدن انبوه کتاب های او بود.

بازگشت کتاب های نسین به بازار ایران بعد این همه سال با استقبال اولیه بسیار درخشانی روبرو شده بود و قطعا خاطره نسلی ای که از او باقی مانده بی تاثیر بود در این اتفاق. بی تردید بسیاری از داستان های او دیگر کهنه و تاریخ مصرف گذشته اند. دیگر توان زنده بودن ندارند. اما هستند آثاری از او که باز هم می توانند در میان مخاطبان جدید این نسل خود را جا بیاندازند.

مردم ایران، دوباره عاشق عزیز نسین شده اند
نسین به دلیل ساده خوانی و نگاه انتقادی عامیانه اش نویسنده ای ست برای مخاطبانی گسترده. ترجمه فصیحی از برخی از مشهورترین داستان های او که گویا قرار است ادامه پیدا کند نشان خواهدداد که آیا باز هم عزیز نسین می تواند به نویسنده ای همیشه حاضر در کتاب خانه های تحلیل رفته خانواده های ایرانی تبدیل شود یا خیر؟ فعلا که در یک ماه گذشته ایام به کام بوده است و این چند کتاب، به خصوص کتاب نه چندان داستانی «بچه های امروز معرکه اند» توانسته رکوردی از خود به جا بگذارد.

نسین در سال 1995 از دنیا رفت. در زمان مرگ هشتاد سال داشت و بی تردید مشهورترین نویسنده ترکیه بود کنار یاشار کمال. زمان نشان خواهد داد که آیا او هنوز زنده است یا نه...

«نام گزارش برگفته است از یکی از کتاب های نسین با نام «یادداشت های یک تبعیدی»


صد سال تنهایی

عین اله غریب: اکنون از تولد عزیز نسین در یکی از جزیره های استانبول صد سال می گذرد. اصل بارز این عصر را می توان در یک گزاره ساده تبیین کرد: در این سده اگر از تمامی فضایل انسانی برخوردار بوده اما به هر دلیلی کسی را به نقد بنشینید از دید او انسان بدی هستید، چنانکه برخلاف این اگر از تمامی رذایل انسانی برخوردار بوده اما به هر دلیلی کسی را همواره تصدیق کنید از دید او انسانی خوبی هستید. پس بهره مندی از روحیه انتقادی در انی عصر مستقیما به طرد از طرف همگان می انجامد. و از اینجسات که نسین چنانکه جمال ثریا هم می گوید: «همواره تنها بود، پیش از مرگ و پس از مرگ.»

نویسندگان اغلب حیاتی نامتعارف دارند اما نامتعارفی حایت نسین غرابتی دیگر دارد. او در جوانی همزمان در دو رشته تحصیل می کرد: رشته تانک در دانشکده افسری و رشته تزئینات در دانشکده هنرهای زیبا! خدمت او در نظام دو دهه بیشتر طول نکشید. اگر او نزدیک چهل سالگی از ارتش اخراج نمی شد ما هرگز از توان او در نویسندگی باخبر نمی شدیم. حیات حرفه ای او در حکم یک نویسنده از حیات شخصی او غریب تر است. او از ویتنام گرفته تا آمریکا، از آفریقای جنوبی گرفته تا روسیه، بابت قریحه ای که در هجویه های اجتماعی داشت از چهار گوشه جهان جایهز گرفت. ام، دقیقا به خاطر همین قریحه یک دهم عمر خود را در زندان گذراند. و جالب اینکه یک سال از این یک دهم به لطف شکایت رضاشاه پهلوی از یکی از هجویه های او صورت گرفت.

مردم ایران، دوباره عاشق عزیز نسین شده اند
به یقین می توان گفت که قریب به پنجاه سال هیچ کس، از ملکه الیزابت گرفته تا باقی سر محل، از انتقادهای تند او در امان نبودند. حتی خود او! در یک مصاحبه تا روزنامه نگار می پرسد که آیا او آثار خود را مثل فرزندان خود می داند یا نه، او پاسخ می دهد: «اگر این گونه باشد باید قبول کنم که بسیاری از فرزندان من نقاص العضو و برخی ناقص العقل به دنیا آمده اند.»

نسین نوشته های خود را همواره با اسم مستعار چاپ می کرد، و شمار نام های متسعار او بالغ بر دویست مورد است! چنانکه «عزیز نسین» هم نام واقعی او نیست! غرابت قلم او خود نوشته ای مستقل می طلبد. مثلا او در ترکیه تا بن دندان مردسالار پیرامون زن ها می نویسد: «زن ها ذاتا موجب تعالی هستند، هرچه به آنها دهید صد چندان باز پس می گیرید؛ نطفه دهید کودک می گیرید، چهاردیواری دهید آشیانه می گیرید، لختی سبزه دهید وعده ای غذا می گیرید، اگر به آنها تبسم کنید آنها دل خود را دودستی به شما تقدیم می کنند، ... و اگر مشتی گِل به سمت آنها پرت کرده اید، خود را برای غرق شدن در یک باتلاق آماده کنید.»

غریب تر از همه اینکه او به سختی تمام عمر گذرانید و همواره طنز نوشت! البته وجه خیام گونه طنز او بر همگان آشکار است. صحبت از آثار نویسنده ای این گونه نامتعارف دشوار است، و شاید بهتر آن باشد که به مفهوم نیچه ای بر قطعه هایی از خود او بسنده کرده و از تلاش برای معرفی متعارف او دانسته و خواسته دست کشیم.

1- نسین سال 1953 نخستین مجموعه از داستان های خود را چاپ کرد. کتاب هیچ نفروخت. چنانکه او مجبور شد بابت بدهی ناشر و چاپخانه همه کتاب ها را یکجا به نرخ کاغذ باطله به یک دلار بفروشد. اما، پیش از این کار در یکی از روزنامه های پرتیراژ یک آگهی چاپ کرد با این متن: «از خودکشی منصرف شدم. سر صبح که به قصد خودکشی از خانه بیرون آمده بودم غریبه ای کتابی در دستم چپاند به نام ماترک. کتاب را که یک مجموعه از داستان های کوتاه طنز بود خوانده و از خودشکی منصرف شدم. این کتاب را به همه، همه بخت برگشته های مغموم محزون توصیه می کنم. و از نویسنده و ناشر هم بسیار سپاسگزارم. امضاء: یک شهروند معمولی.» ناگفته نماند که این آگهی به فروش کتاب هیچ کمکی نکرد.

مردم ایران، دوباره عاشق عزیز نسین شده اند
2- در بخشی از کتابی که سال گذشته یعنی بیست سال پس از مرگ نسین از او چاپ شد- کتابی که از یادداشت های او در نقد کتاب هایی که خوانده است شکل می گیرد- نسین در تعریف داستان کوتاه می نویسد: «هرکسی برای داستان تعریفی دارد که البته اغلب قابل بسط نیست. من در داستان کوتاه بیش از همه دنبال عینیت هستم. البته در هر داستانی می توان به امور ذهنی هم پرداخت، اما به نظر من در داستان کوتاه بهتر است که ذهنیت را هم عینی کنیم، امور معقول را هم محسوس کنیم.

عینی کردن یک امر ذهنی یعنی: تثبیت آن، و فقط امور عینی را می توان ثبت کرد. عینی کردن یعنی بعد دادن، رنگ و لعاب دادن، در یک کلمه یعنی موجودیت بخشیدن به وجود، و حیات بخشیدن به هستی. چیزی که موجودیت یافته، حیات یافته، دیگر عینی شده است. و می توان از او پرسید که چیست؟ کیست؟ از کجا آمده و به کجا می رود؟ در پی چیست؟ حتی در داستان هایی که اساس آنها بر انتزاع مبتنی است هم نباید از عینیت چشم پوشید. برای عینیت دادن و تعین بخشیدن پیش از هر چیزی به یک رخداد بنیان می گیرد، و هر داستانی ضرورتا به توصیف یک رویداد می پردازد. رخداد چیزی است که تمامی عناصر تشکیل دهنده داستان پیرامون آن به تلفیق می رسند. رخداد اسکلت داستان است. اگر این اسکلت نباشد، گوشت داستان می ریزد، خونش می چکد، و می میرد.»

مردم ایران، دوباره عاشق عزیز نسین شده اند
3- چندی پیش پسر نسین مقاله ای چاپ کرد متشکل از نامه هایی که پدرش به هنگام تحصیل او در فرنگ برای او ارسال کرده بود. در یکی از این نامه ها به نحو درست برخورد با هنر از طرف آنان که هنری نیستند در کمال سادگی و به زیبایی تمام توسط نسین به هجو آمده است: «علی عزیزم! تصمیم گرفتم گه گاه برای تو شماره ای از مجله هنری که خود هم در آن می نویسم ارسال کنم، اما نه همیشه. اگر پسندیدی بیشتر می فرستم، اما حق اشتراک نمی گیرم. در تابستان و دیگر ایام تعطیل که آنجا نیستی هدر می رود، هم مجله هم پول من. اطلاع تو از اخبار هنری کشورت مهم است، پرداختن به هنر هم، اما، به اندازه. تو هنری نیستی، ادبی هم نیستی، پس بهتر است این دو فرق برنامه تو باشند نه برنامه است.

بسیاری از اهالی علم با هنر و ادبیات هیچ سر و سری ندارند. البته من دوست ندارم تو از آنان باشی. اما در عین حال دوست ندارم که بیش از اندازه خود را هنری و ادبی بپنداری. بماند که این با خواندن مجله ذاتا شدنی نیست. آنان که این گونه می پندارند بر خطا هستند. به رغم این باز هم اگر دوست داشتی بیشتر می فرستم. اما حق اشتراک نمی گیرم. اگر بخواهی از مجله های علمی آنجا که با رشته تو مرتبط است برای تو سالانه حق اشتراک می گیرم، هزینه اش اصلا مهم نیست. اما برای اشتراک در یک مجله هنری یک کروش هم نمی دهم. تو هنری نیستی. باز اگر اینجا بودی چیزی، آنجا بخواهی تمام وقت خود را صرف هنر و ادبیات اینجا بکنی چیزی می شود شبیه داستان های هجوآمیز من!»


آزادی خواه شورشی

«عزیز نسین» همواره در مسیر زندان و تحریریه نشر در رفت و آمد بود.

داود وفایی: واقعیت این است که برای شناخت عزیز نسین و آثار این نویسنده طنزپرداز بزرگ ترکیه و فراز و نشیب هایی که در طول زندگی خود داشته حداقل تاریخ صد سال اخیر ترکیه را باید از نظر بگذرانیم. منظورم دوره پس از فروپاشی عثمانی و روی کار آمدن آتاتورک تا زمانه فعلی است. ویژگی منحصر به فرد این دوره تقریبا صدساله، حاکمیت استبداد و دیکتاتوری و خفقان در کشور ترکیه است.

مردم ایران، دوباره عاشق عزیز نسین شده اند
بعد از مرگ آتاتورک، دوره حاکمیت تک حزبی و فشار بیش از حد بر مذهبی ها و چپ ها ادامه یافت تا دهه 50 میلادی که حزب دموکرات به رهبری عدنان مندرس روی کار آمد. در این دوره، فضا نسبتا مناسب بود و آزادی هایی داده شد اما جالب است که عزیز نسین در همین دوره هم به همراه 100 نفر از نویسندگان چپگرا دستگیر و به 9 ماه زندان محکوم شد.

در مقاطع بعدی دولت در اختیار دو حزب عدالت جمهوری خواه خالق بود تا این که مردم در زمان اوزل نفسی کشیدند و در نهایت حزب عدالت و توسعه به رهبری اردوغان روی کار آمد. حزب اقای اردوغان هم در ابتدا موجب فراهم آمدن فضای باز سیاسی شد اما رفته رفته صبر و تحمل خود را در برابر منتقدان از دست داد. کودتاهای متعدد نظامیان را هم نباید از نظر دور داشت که در همین مقطع زمانی تقریبا هر ده سال یک بار وارد کارزار می شدند و شرایط را تحت کنترل خود در می آوردند. اگر طنز را هنری بدانیم که عدم تناسب اموری را نشان می دهد که در ظاهر متناسب به نظر می رسند، و اگر قبول داشته باشیم که یکی از عوامل عمده تولید طنز وجود فشارهای اجتماعی، نابرابری های اقتصادی و در یک کلمه محدودشدن آزادی هاست، ظهور چهره هایی مانند عزیز نسین در جامعه ترکیه را باید امری طبیعی بدانیم.

وی در سال 1915 در استانبول به دنیا آمد. پدرش باغبان بود و او را برای تحصیل به مدرسه ای در سلیمانیه استانبول برد. عزیز نسین بعدها وارد مدرسه نظام شد و پس از اتمام دوره درسی خود با درجه ستوانی وارد ارتش شد اما با این ادعا که فرد مسئولیت پذیری نیست. او را پس از مدتی از ارتش اخراج کردند. اولین بار در سال 1946 روزنامه ای به نام «مارکو پاشا» را منتشر کرد که محور اصلی مطالبش طنز بود. او در این روزنامه به انتقاد از سیاستمداران می پرداخت. این روزنامه بارها توقیف شد و سرانجام عزیز نسین را در همین ارتباط دستگیر و به یک سال حبس محکوم کردند.

مردم ایران، دوباره عاشق عزیز نسین شده اند
عزیز نسین در بیشتر زمینه های ادبی قلم زده است. اما آثار او اغلب به طنز اجتماعی اختصاص دارد. او در مصاحبه ای از طنز متعهد و مسئول بحث می کند و می گوید: «معتقدم فقر و محرومیت بیش از عوامل دیگر موجب بروز طنز می شود. طنزپرداز باید به طبقه اجتماعی خود واقف باشد و برای رفع دردها و آلام مردم طبقه خود بنویسد.»

عزیز نسین در بسیاری از اثار خود به هجو دیوانسالاری و نابرابری های اقتصادی در جامعه ترکیه می پردازد و مردم با خواندن این آثار با او همذات پنداری می کنند. او همیشه دغدغه اندیشیدن مردم را داشت. در همه کتاب هایش روی جهالت و نادانی تاکید دارد و با زبان طنز مردم را تشویق به فکر کردن می کند. او اواخر دهه 50 یک مرکز آتش انتشاراتی تاسیس کرد و نامش را «دوشون» به معنی بیندیش گذاشت.

نسین به خاطر داستان ها و سروده هایش بارها موفق به دریافت جوایز جهانی شد. در سال 1972 مرکز وقفی عزیز نسین را به پیشنهاد همسرش بنا نهاد. این مرکز سالانه تعدادی از کودکان بی سرپرست را تحت پوشش خود قرار می دهد. عزیز نسین در سال 1995 بر اثر سکته قبلی از دنیا رفت. وصیت کرده بود او را بدون هیچ مراسمی در بخش نامعلومی از محوطه مرکز وقفی اش دفن کنند که بازماندگانش چنین کردند.

بیشتر کتاب های عزیز نسین پیش از انقلاب در ایران توسط کسانی چون رضا همراه، احمد شاملو، صمد بهرنگی و ثمین باغچه بان به فارسی ترجمه شده بود. اما پس از انقلاب تا آن جا که نگارنده اطلاع دارد کتاب های منتشرشده این نویسنده ترک بیش از پنج شش مورد نبوده است.  سال 1382 خاطرات کودکی او با ترجمه همین قلم توسط نشر میترا منتشر شد. شعرهای عزیز نسین با ترجمه رسول یونان در سال 84 توسط نشر مشکی چاپ شد. بخشی از شعرهای او زیر عنوان «بیهوده می بارد این باران» با ترجمه مژگان دولت آبادی در سال 94 منتشر شد.

مردم ایران، دوباره عاشق عزیز نسین شده اند
اواخر سال 94 کتاب «بچه های امروز معرکه اند» به قلم نگارنده ترجمه و توسط نشر مرکز منتشر شد و در مدت دو هفته به چاپ رسید. سه کتاب از او با ترجمه ارسلان فصیحی در بهار 95 توسط نشر ققنوس منتشر شد. کتاب «صد سال رمان نویسی در ترکیه» نیز در سال 87 توسط نشر میترا منتشر شد که بخشی از آن به معرفی عزیز نسین و آثارش اختصاص دارد.

کتاب «بچه های امروز معرکه اند» در دهه 60 میلادی یعنی تقریبا 55 سال پیش توسط عزیز نسین نوشته شده و بیش از 40 بار به زیر چاپ رفته است. نگارنده این کتاب را ده سال پیش در زمان دولت قبلی از متن اصلی به فارسی ترجمه کرد؛ از طریق یکی دو ناشر اقدام به گرفتن مجوز ارشاد به کتاب های عزیز نسین اجازه چاپ نمی دهد و همان ند کتاب همکه قبلا منتشر شده از دستشان دررفته. بالاخره عمر دولت قبلی به سر آمد و دولت آقای روحانی زمام امور را به دست گرفت. با نشر مرکز وارد صحبت شدم و دوستان با روی گشاده از انتشار کتاب استقبال کردند و مشکل مجوز هم به راحتی حل شد و کتاب خوشبختانه به شکل زیبایی منتشر شد.

کتاب «بچه های امروز معرکه اند» همان طور که در نگاه اول دانسته می شود عبارت از مکاتبات دو دانش آموز به نام احمد و زینب است. آن ها که زمانی همکلاس بوده اند حالا در دو شهر مختلف زندگی می کنند و قرار گذاشته اند که برای هم نامه بنویسند. در این نامه ها از وقایع تلخ و شیرینی که برای خود و خانواده هایشان رخ می دهد می نویسند؛ و این محملی است برای عزیز نسین تا به نارسازیی های تحصیلی آموزشی و مسایل غلط تربیتی در خانواده ها بپردازد و با زبان شیرین طنز از آن ها انتقاد کند.

مردم ایران، دوباره عاشق عزیز نسین شده اند
این که در وانفسای بازار کتاب در ایران و عدم تمایل جدی به مطالعه، «بچه های امروز معرکه اند» در کمتر از دو ماه به چاپ پنجم می رسد دلایلی دارد که به چند مورد آن اشاره می کنیم: جامعه کنونی ایران نیازمند خندیدن است. در این شرایط هر اثر کمدی یا طنزی که از چارچوب ها و استانداردها پیروی کند موفق خواهد بود.

نسل پیشین کتاب خوان ایران عزیز نسین را می شناسد و مشاهده کتابی از او در برهه فعلی برانگیزاننده حس نوستالژیک او خواهدبود. فرهنگ ایران و ترکیه دارای مشترکات بسیاری زیادی است. ایرانیان نه تنها با آثار عزیز نسین که با نوشته های دیگر نویسندگان ترکیه مانند اورهان پاموک و یاشار کمال نیز به راحتی ارتباط برقرار می کنند.

عزیز نسین ساده و روان می نویسد. به همین دلیل خوانندگان از هر طیف اجتماعی که باشند قادرند مطالب او را بفهمند و از مطالعه آن لذت ببرند. نشر مرکز از ناشران باتجربه و مستقل کشورمان است. بی تردید اعتبار ناشر و دقت و سلیقه ای که در انتخاب و انتشار کتاب به خرج می دهد در استقبال قابل توجه از کتاب موثر است.


همسایه ها

معرفی برخی از اثار ترجمه شدن عزیز نسین

مژگان دولت آبادی: ترجمه های متفاوتی از آثار عزیز نسین به فارسی موجود است که بیشترین آنها متعلق به رضا همراه است مترجمی که علی رغم اینکه تاثیر بسزایی در عرفی عزیز نسین به فارسی زبانان داشته است. متاسفانه ترجمه ای امانت دارانه و صحیح از بسیاری از آثار او انجام نداده؛ عزیز نسین از این موضوع اطلاع داشته و در بعضی از نقل قول هایش رنجش خود را مطرح کرده است.

مردم ایران، دوباره عاشق عزیز نسین شده اند
مترجمان دیگری چون ثمین باغچه بان که از دوستان عزیز نسین بوده، دکتر گلکاریان، احمد شاملو، صمد بهرنگی، مقصود فیض مرندی و... ترجمه های بهتری از آثار او کرده اند. اشاره به این نکته حائز اهمیت است که در آمار منتشر شده در دهه 80 میلادی که به تعداد کتاب های ترجمه و به چاپ رسیده از آثارش به سایر زبان ها اشاره کرده، ایران در مقام اول بود.

یکی از علل جذابیت و پرمخاطب بودن آثار او دردهای مشترک فرهنگی و اجتماعی است که به لحاظ تاریخی مردمان هر دو کشور آن را تجربه کرده اند. ویژگی مشترک تمامی داستان های او نگاه انتقادی و پرسش گرانه او نسبت به مسایل جامعه و رفتارهای انسانی است. با سبکی ماهرانه و منحصر به فرد و با نگاهی تیزبین جامعه در حال گذار از سنت به مدرنیته را موشکافانه در آثارش به تصویر می کشید؛ گاهی رفتار سنتی افراد جامعه اش را زیر ذره بین برده و گاهی رفتار روشنفکران و یا به ظاهر روشنفکران را به سخره گرفته است.

سیستم و نظام حاکم بر جامعه و فضای بوروکراسی زده بعد از فروپاشی عثمانی نیز با نگاهی ژرف مورد انتقاد او در داستان هایش است. عزیزنسین نویسنده پرکاری بود و بیش از دوهزار داستان نوشت. در پاسخ به پرسش که از او در این خصوص شد طنازانه می گوید: «این تعجب ندارد! اگر خانواده ام به جای ده نفر بیست نفر بودند مجبور می شدم بیش از چهار هزار داستان بنویسم!»

آقای سوت زن: در سال های دهه هفتاد به قلم قدیر گلکاریان در نشر توسن ترجمه و منتشر شد. در این کتاب داستان های «آقای سوت زن»، «ماجرای کنسرو»، «به من مربوط نیست»، «اوراق کلاه سبز»، «بدون کتک نمی توانم ساکت باشم»، «جناب مدیر کل جوان پسرم»، «عمر آقا را انتخاب نخواهیم کرد»، «دزد صندوق پول تلفن»، «انسان فعال و پرکار»، «پس اسب که می گویید» ارائه شده است.

مردم ایران، دوباره عاشق عزیز نسین شده اند
گور خانوادگی: دیگر اثر عزیز نسین با ترجمه قدیر گلکاریان در دهه هفتاد از سوی نشر توستن منتشر شده است. در این اثر هم مخاطب داستان های «گور خانوادگی»، «طلوع کن خورشید من بتاب»، «دختر طلایی»، «به سر گاو چه خواهدآمد»، «هی می کنم نمی رود»، «گاو را بنشان»، «اسب را جلوی ارایه ببندید»، «چگونه شلوار را می پوشند»، «کلاغ است»، «عروس از درب نمی تواند داخل شود»، «دیوانگان روستای ما بهترند»، «کنسرت فغان زائو»، «امریه به چه علت می خندد»، «خدمت مقام معظم»، «صف نوبت کالا»، «سنفونی بند پوتین» را می خواند.

مردم ایران، دوباره عاشق عزیز نسین شده اند
دنیای وارونه: دربر گیرنده پنجاه داستان طنز از این نویسنده مطرح ترک است که به همت حمیدرضا مناجاتی در سال یک هزار و سیصد و هشتاد و یک در نشر جامی منتشر شده است. این اثر گردآوری از ترجمه های اثار نسین به فارسی است که توسط مترجم های متعددی به فارسی منشتر شده است.

داستان های «نابغه هوشم، «حرف اول»، «درس اخلاق»، «عکس و تفصیلات»، «خانه خالی»، «یک خانواده کاری»، «اتول دعوا»، «زن بگیر حرفه ای»، «فلان فلان شده ها»، «قهرمان راه آزادی»، «خیس میشه یا نمیشه»، «حراج آمریکایی»، «به طرف اسفل السافلین»، «مالیه چی های نابغه»، «زنده باد قانون»، «جار پنج شاخه ای»، به ترجمه ثمین باغچه بان و هم چنین داستان های «آدم حلال زاده»، «سگ محله ما»، «گزارش»، «دونده برنده است»، «شوخی بی وسایل»، «مردی که از زور خشم مثل بید می لرزید»، «مردی که می خواست برای خودش خانه ای بسازد»، «ما آدم نمی شیم» با ترجمه مشترک احمد شاملو و ثمین باغچه بان منتشر شده است.

مردم ایران، دوباره عاشق عزیز نسین شده اند
همچنین در این کتاب داستان های «اگر تربیت خانوادگیم...»، «دیوانه ای گریخت»، «بیانیه حقوق چهارپایان»، «سه پلشک»، «اگر تو نبودی»، «غم مردم اشتها را کور می کند»، «دم سگ»، «رفقا فقط دوستان پولدار می خواهند»، «دختری که بالغ شد»، «بچه عجیب»، «خانه ما»، «بالاخره اعتراف کردند» به قلم ولی الله آصفی، ترجمه و ارائه شده است.

همچنین داستان های «صف طویل»، «زنده باد طون»، «دنیا در نظر کسانی که...»، «دوئله در طول تاریخ» به قلم رضوان در این کتاب آمده است.

جایزه بزرگ: دیگر اثر این نویسنده به قلم قدیر گلکاریان در نشر توسن ترجمه و منتشر شده است. داستان های «جایزه بزرگ»، «میز یک کارمند»، «کسی که در دنیا جایی ندارد»، «کنگره جراحان»، «مرد بدون چاقو امکان ندارد»، «آیا وجود شهرت میمنت دارد»، «ماجرای یک شاعر»، «گرگ توروسی»، «همه شان به طور اعم خوبند» از داستان های این کتاب است.

مردم ایران، دوباره عاشق عزیز نسین شده اند
خاطرات یک تبعیدی: به ترجمه رضا همراه در نشر دنیای کتاب منتشر شده است. این اثر شرح دوران تبعید عزیز نسین به شهر بورسا است. نویسنده به همراه صباح الدین علی مجله فکاهی «مارکو پاشا» را منتشر می کرد و همزمان در روزنامه «جمهوریت» به روزنامه نگاری مشغول بود. سال 1947 روزنامه جمهوریت با تیتر «مرزهای آمریکا از ترکیه می گذرد» منتشر شد و همزمان او اقدام به تهیه ضمیمه ای علیه امپریالیسم آمریکا تحت عنوان «به کجا می رویم» کرد، به زعم زمامداران آن روز این عمل تحریک افکار عمومی بوده و با تعطیل کردن دفتر مجله و جمع آوری کلیه نسخ که البته هنوز توزیع نشده بودند. عزیز نسین را بازداشت و در دادگاه به ده ماه حبس و چهار ماه و نیم تبعید به شهر بورسا محکوم کردند. این کتاب که با ترجمه رضا همراه به فارسی برگردانده شده خاطرات دوران تبعید نسین است.

مردم ایران، دوباره عاشق عزیز نسین شده اند
وظیفه ملی: ترجمه پروین صمیمی در موسسه مطبوعاتی عطایی منتشر شده است. داستان های این مجموعه به این شرح است: «وحه خوانی سفارشی»، «کنگره بزرگ»، «وظیفه ملی»، «عجب ماشین تحریر قشنگی»، «شعر بگو»، «عزیزم منو بکش!»، «مساله فروش مقالات»، «صاحبخانه با وجدان»، «پیوند عشقی»، «اولین زنی که مرا درک کرد»، «مساعده»، «هموطن روغن موترو بخور!»، «موی مسواک»، «حق با شماست آقا»، «تو هنز نمی فهمی»، «وضع حمل»، «مینی ژوپ»، «ساعت فروشی»، «مغروق».

مردم ایران، دوباره عاشق عزیز نسین شده اند
مهمان آمریکایی: از این نویسنده به ترجمه فیض مرندی در سال های دهه چهل در موسسه مطبوعاتی عطایی منتشر شده است. داستان های این مجموعه به این شرح است: «یک مهمان آمریکایی به خانه ما می آید»، «دربان آپارتمان»، «پنجره طبقه سوم»، «صدای خروس»، «چگونه دایی مونو فروختیم»، «سالی یک بار»، «اگر عقل داری»، «لطفا با ما تشریف بیارین»، « آزادی سرفه»، «آدم مصنوعی»، «مرگ قسطی»، «گواهینامه رانندگی».

مردم ایران، دوباره عاشق عزیز نسین شده اند
چنین بوده اما چنین نخواهدبود: این کتاب جلد اول از مجموعه سه جلدی خاطرات دوران کودکی و نوجوانی نسین است که تاکنون فقط جلد اول آن با همت دو مترجم مفتاوت در ایران ترجمه شده است. در این کتاب با فراز و فرودهای زندگی عزیز نسین و با سبک منحصر به فرد او در بیان وقایع تلخ و شیرین زندگی اش آشنا می شویم. این اثر به قلم محمدعلی فرزانه ترجمه و منتشر شده است. عنوان اصلی این کتاب «چنین بوده ولی چنین نخواهدماند» است.

 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top