حدودا 12 سال می گذرد از آن روزی که امیر قلعه نویی، با آن برنامه سه ساله معروفش روی نیمکت استقلال جلوس کرد. قلعه نویی آغاز کننده دورانی بود که قرار بود با او، پرویز مظلومی و عبدالصمد مرفاوی رقم بخورد. چرخه سه نفره ای که 12 سال، اجازه نزدیکی هیچ سرمربی را به نیمکت آبی ها ندادند. نه خودی ها و نه غریبه ها را. مرحوم حجازی و فیروز کریمی هم که خواستند این مثلث را بشکنند، برمودایی نابود شدند و دیگر خبری ازشان نشد. سه نفر مورد نظر گاهی خوب بودند و نتیجه می گرفتند و گاهی هم نه. هر از گاهی به عرش می رساندند و زمانهایی روی اعصاب می رفتند. اما هر چه بود و هر چه می شد؛ آنها بودند؛ شده بودند مثل قانون پایستگی. از بین گزینه های مدعی کنار نمی رفتند. بلکه از حالتی به حالت دیگر و از سالی به سال دیگر منتقل می شدند. هر سال این یکی، آلترناتیو دیگری می شد و سال بعد قصه برعکس می شد. دیگر کم کم نیمکت استقلال، برای خیلی ها آرزو شده بود تا اینکه پسری سرطلایی در نفت غوغا کرد. کسی که هیچ فکرنمی کرد اینگونه پیشرفت کند و سری بین سرها دربیاورد. بعد از تجربه ناکام پس و سرانجام تلخش با تیم المپیک، حدس زدنش چندان سخت نبود اما واقعیت چیز دیگری را می خواست بگوید.


او تیمش را تا یک قدمی جام چهاردهم برد. به فینال جام حذفی رساند. مثل دیگر، رقبای سابق GMM نبود. آرام و کم حرف و راضی نبود. جاه طلبی از سر و رویش می بارید. در عین حال صدای رسایی داشت. حمایت هواداران را هم پشت سر خود می دید. گویی سکوها هم دیگر خسته شده بودند و هوای تغییر به سرشان زده بود و سرانجام شد آنچه باید می شد. دوران سه نفر قبلی دیگر تمام شده بود. خوب یا بد....

حالا علی منصوریان آغازگر انقلاب شاید، زیبایی باشد که می تواند دورانی جدید را در استقلال رقم بزند. دورانی پر از بیم و امید. پر از سایه روشن. پر از سوال و در عین حال بارقه های امید. او هم برنامه سه ساله داده است. شاید سرطلایی آبی ها هم مانند ژنرال، آغاز گر عصری برای خود باشد. عصری به نام عصر علی منصور.

از کارنامه قابل دفاع علی منصوریان حرف زدیم. از انگیزه و شور و نشاطش. از تفکرات نویی که همراه خودش می آورد. از حمایت هواداران و ... از همه و همه گفتیم اما. اما شماره 10 سابق، باید بداند نیمکت استقلال، بی شباهت ترین نیمکت ممکن  به نیمکت داغ استقلال است. نفت در دنیایی دیگر بود و استقلال در سیاره ای دیگر به سر می برد. منصوریان باید بداند اینجا در بدترین سال ممکن هم، همه قهرمانی می خواهند؛ همه بازی خوب را در کنار نتیجه می خواهند و اگر هرکدامشان لنگ بزند؛ ممکن است همین ها که برای آمدنش سینه، چاک می دادند؛ با مشت های گره کرده از او بخواهند حیا و پشت سرش، رها کند.

رل اول استقلال لیگ شانزدهم باید بداند؛ اینجا پر است از حاشیه. با نمودی چند برابر بیشتر از نفت. اینجا دیگر از کاپیتان سر به زیری مثل علی عزتی خبری نیست و با ستاره هایی سر و کار دارد که با نصف مشکلات نفت لیگ پانزدهم طغیان می کند و با هیچ ریشی هم حاضر به کوتاه آمدن نمی شود. او باید بداند اگر بخواهد نتیجه هایی مثل نیم فصل اول نفت در لیگ پانزدهم را کسب کند؛ خیلی زودتر از آن چیزی که تصورش را می کند باید ساکش را بردارد و برود.

 به هر حال و با همه این گفته ها و نگفته ها باید به منصوریان تبریک گفت. باید به او تبریک گفت؛ ورودش به دنیای جدید را. دنیایی پر از تیتر یک. بازگشتش به دوران روی جلد بودن. نشستن روی نیمکتی که خیلی ها را آرزویش را داشتند و دارند. همه این خوبی ها، می طلبد روحیه آهنین سرطلایی را. اینکه بجنگد و جا نزند. مشکلاتش را جار نزند. اینجاست که او باید عیار واقعی اش را نشان دهد و فریاد بزند موفقیتش در نفت، اتفاقی نبوده است.

بله! اینجا استقلال است؛ به خانه خوش آمدی پسر استقلال...

 

 

دسته بندی خبرخوان , ورزش + , داغ ورزشی ,
منبع خبر کاپ
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top