"جناب ظریف این بار دیگر خنده ندارد - باور کن!"

وکیل امیرسالار داودی

وکیل ملت: اردلان یازده سالش بود که دست در دست پدر و مادرش از ایران به سوئد رفت.

تاریخ انتشار: 17خرداد1395|12:11

"جناب ظریف این بار دیگر خنده ندارد - باور کن!"
| کد خبر: 166749

اما نه آن افسر ایرانی فرودگاه مهر آباد که مهر خروج را بر پاسپورت او یا پدرش ( احتمالا آن زمان کودکان پاسپورت جدا و متمایزی از والدین شان نداشتند) اعمال کرد و نه آن افسر سوئدی فرودگاه استکهلم می توانستند حتی حدس بزنند که پسر بچه یازده ساله ایرانی می خواهد مقیم شود،  روزی عضو حزب کارگران سوسیال دموکرات سوئد خواهد شد و تا عضویت علی البدل هیئات رهبری این حزب پیش رفته و سپس در سال ۲۰۱۴ از حوزه انتخاباتی استان استکهلم به مجلس این کشور سلطنتی مشروطه گام می نهد و سرآخر هم که ردای وزارت امور اجتماعی این کشور اسنکاندیناوی را به شایستگی تن پوشه اش می سازد .


و حالا اردلان شکرآبی میزبان وزیر خارجه سرزمین مادری و پدری اش است و با فارسی سلیس از وزیر خارجه جمهوری اسلامی استقبال می نماید.
سوئد اما کشوریست که به اصطلاح مهاجر پذیرش می نامند و به دلیل رشد منفی جمعیتش طی سال های اخیر میزبان پناهندگان ایرانی و عراقی و کرد و افغانستانی و پاکستانی و هندی و سومالی و لبنانی بسیاری بوده است.


معروف است که در دهه ۶۰ شمسی و تا اواسط دهه ۷۰ هر هواپیمایی که از ایران به سوئد می رفت ، کلهم اجمعین مسافرینش می توانستند اقامت موقت و سپس دائم و چندی بعد هم تابعیت سوئد را به دست آورند.
اردلان در جامعه ای بی ارتباط با سُنَن و فرهنگ و آداب و رسوم خودش و خانواده اش و ایضا مواجهه ناخواسته با زبانی  به غایت منحصر به فرد و سخت به جهت فراگیری ،  توانست پلکان موفقیت را یکی پس از دیگری  سپری نماید  و تا جایی پیش برود  که به عنوان تابعی از جامعه اقلیت ایرانی های حاضر در کشور سردسیر شمال اروپا به عنوان نماینده ای شایسته از  جامعه سوئدی های ایرانی تبار  خوش درخشیده و مبدل به صاحب  منصبی شایسته گردد.


با دیدن تصاویر استقبال مقامات سوئدی و من جمله اردلان از وزیر همیشه خندان خارجه ایران یعنی جناب ظریف ، یک لحظه خودم را گذاشتم جای اردلان و البته ظریف....
جای اردلان قرار گرفتم و فکر کردم چطور می توانم با کسی مواجهه کنم که نماینده جامعه ای است که من و خانواده ام را نخواست و مع هذا همچنان  لبخند بر لب داشته باشم و از آن سو خودم را جای ظریف که گذاشتم فکری شدم که او نیز چطور به چشمان اردلان می نگرد؟


آری ، اردلان خیلی ضرر نکرد که از قضا کلی سود هم کرد. چه اینکه او الان در سیستم شایسته سالاری سختگیرانه ای همچون کشور سوئد آنقدر شایسته بوده است که به مقام وزارت دست یابد و اما کشور من از وجود اردلان و اردلان ها طی سال های متمادی مضی محروم شده است، تا جایی که وقتی بعد از ۸ سال شخصی مانند ظریف سکان امور را به دست می گیرد همه ما از خوشحالی به حال احتضار  فتادیم...


بسیاری از ممالک جهان و خاصه کشورهای اروپایی از رجال سیاسی جوان بهره می گیرند و نمونه اش اطریش که وزیر خارجه اش جوانی بیست و هفت ساله است و یا همین اردلان شکرابی خودمان که در میانه دهه سی زندگی اش است ...


اما ما همچنان دست به دامن ظریف هستیم که تازه بعد سی سال خدمت در مقام وزارت چند باری ناچار شد تا  با ویلچیر به مذاکرات خود را برساند....
و یا اینکه چند وزیر دولت یازدهم بالای هفتاد سال سن دارند و چند نفر هم بالای شصت سال .....


این ها را عرض کردم تا بگویم ما می توانستیم امروز اردلان را داشته باشیم و اما خیلی راحت از کنار او و مانند او  عبور کردیم و لابد در دل گفتیم آنها که می خواهند بروند ، خیالی نیست و به جهنم که می روند و بروند که دیگر بر نگردند...


البته داستان اردلان در برابر داستان تمام ورودی های یک سالی در دانشگاه علم و صنفت که همگی به صورت دسته جمعی در دانشگاه معتبری در کانادا بورس شده اند و احتمالا که نه و به واقع  تحقیقاً هیچکدامشان باز نمی گردند ، داستان ساده ای است.


قدر اردلان ها را حالا بدانید....
 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

یک غیر اصلاح طلب غیر نانجیب
|
18خرداد ماه 1395
0
1
از همان حالت احتضار از خوشحالی وزیری که اعتقاد به یک بمب امریکا داره به مرگ برید

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top