فهم رفتار میتینگ دختر و پسرهای جوان تهرانی

سهند ایرانمهر

وکیل ملت: فراخوانی در فضای مجازی منتشر می شود که مخاطب عمده آن متولدین دهه 80بوده اند. موضوع فراخوان هم گردهمآیی یا میتینگی در مرکز تجاری کوروش شاید به مناسبت پایان امتحانات. آنها که در صحنه بوده اند از خیل جوانانی گفته اند که بی پروا و با پوششی خاص،آرایش غلیظ یا سیگاری در گوشه لب، در انتظار همسالان خود بوده اند.

تاریخ انتشار: 19خرداد1395|12:39

فهم رفتار میتینگ دختر و پسرهای جوان تهرانی
| کد خبر: 168313

در موعد مقرر جمعیتی -که به گفته شاهدان عینی  میان 600تا 2000 نفر و گاه بیشتر در نوسان است- گردهم می آیند عمدتا نوجوان. پلیس امنیت هم وارد عمل می شود. برخی از تعقیب و گریز گزارش داده اند و برخی از متفرق کردن آرام جمعیت اما هر دو گروه در گزارش خبر تعطیلی مرکز تجاری همداستانند.

ماجرای پیش گفته در میان کاربران کمجازی بازخوردهای متنوعی داشته است . برخی از شجاعت  جسارت و سرکشی نسل جدید گفته اند و برخی به سراغ مقایسه این نسل با نسل های گذشته رفته اند و برخی این به اصطلاح :"فنچ ها" را به سخره گرفته اند.

 دربیشتر این نگاه ها آنچه باعث انحراف موضوعی ماجرا شده است کلمه:"میتینگ" است چنانکه برخی آن را یک فعالیت مدنی اعتراض آمیز تلقی و پیش بینی هایی سیاسی -  اجتماعی را نیز همراه آن کرده اند. باید دانست که  کلمه :"میتینگ" در جهان معنایی نسل های قبل از 60 طعم ایدئولوژیک و سیاسی بسیار غلیظی دارد اما هرچه به سمت جلو می رود بتدریج از غلظت آن کم می شود تا جاییکه به جرات می توان گفت هشتک میتینگ تجمع فوق عاری از هرگونه شائبه سیاسی و نمادی از تغییر در معنای واژه های بین نسلی است چنانکه بسیاری دیگر از واژه ها از "انقلاب" تا "سیاست" از" زندگی" تا "ارزش" برای نسل های جدید تر ما دچار دگرگونی عمیق شده است.

 آن شکافی بین نسلی که معمولا در مباحث جامعه شناسی از آن یاد می شود در واقع تفاوت در جهان معنایی واژه هاست. نسل جدید در مقوله اطلاعات و ارزش و هنجارها برخلاف نسل های گذشته دیگر تک منبعی نیست و دریچه های مختلفی برای  معنا افزایی به کلیدواژه های خود دارد در این میان شبکه های اجتماعی ، ماهواره و ده ها طرق دیگر تسهیل کننده این پروسه اند بنابراین مآخذ ارزشهای این نسل برخلاف نسل گذشته مجمع الجزایری از فرهنگ عامی رایج در جهان امروز است.

 سخن گفتن از سطحی شدن نسل جدید البته انتقامی است که نسل گذشته از تلاش ذهنی بی ثمر برای درک تفاوت سبک زندگی نسل جدید و قدیم می گیرد زیرا قادر به درک این سطح از ساده گرفتن و قدسیت زدایی از آن همه مفاهیم پرطمطراق نسل خود از عشق تا زندگی و... نیست.

 نسل جدید سبک زندگی به مراتب متفاوتی از نسل گذشته خود دارد و حتا همراهی او در برخی مناسک اجتماعی و سیاسی نسل گذشته با واژگان و فلسفه مختص این نسل قابل تببین است نه ادعاها و آرزوهای نسل گذشته چنانکه حضوردختران و پسران نوجوان با ظاهری به شدت متعارض با الگوی مطلوب برگزار کنندگان راهپیمایی های رسمی، هرچند از سوی برگزارکنندگان احاله به تایید و تصدیق آرمان های نسل گذشته می شود اما در سبک زندگی و نگاه خود این جوانان کمتر نشانه ای از این ادعا را می توان یافت .

اگر بخواهیم مصداقی تر سخن بگوییم: حضور برخی دختران کم حجاب و پسرانی با ظاهر غیرمتعارف در راهپیمایی 22 بهمن برای بسیاری از مردم مایه تعجب است و در نهایت به رفتار دوگانه گشت ارشاد احاله داده می شود، طرف مقابل هم این مساله را  نشانه تداوم آرمان های خود درمیان نسل جدید می داند اما واقعیت ان است که این نوجوانان  نه در پی تجلی متعارف در مناسک ایدئولوژیکند و نه در پی تایید آن، آنها این مناسک، این تجمعات و این گردهمایی را در چارچوب سبک زندگی  خود می فهمند.

هرچند نسل ما به اشتباه فکر میکند این نسل را می شناسد اما مختصات این سبک جدید تا حد زیادی برای ما ناشناخته است گاهی رگه های از اپیکوریسم و زندگی دم غنیمتی، گاهی نیهلیسم و گاه نوعی آنارشی، این نشانگان متفاوت و متعارض این گمان را ایجاد کرده است که این نسل نسل سرگردانی است که درخلاء برخی ارزشها سربرآورده است اما این گزاره نیز چندان متقن نیست .

 در منصفانه ترین نگاه می توان گفت که جامعه درحال گذرا ایرانی که یکبار در کشاکش سنت اصیل و مدرنیزم (نه مدرنیت)، رای به سنت داد این بار نیز گرفتار همان دوگانه است اما مشی و روش خود را نه در گود سیاست که در سبک زندگی منحصر به فرد خود دنبال میکند.

اگرچه فرهنگ عمومی جوانان در بسیاری از نقاط جهان از همین جنس است اما رویکرد جامعه ما به جوانانی از جنس میتینگ کوروش یا رویکرد رسمی توام با قوه قاهره و برچسب ابتذال و هنجار شکنی است که نتیجه آن حساسیت زایی و امنیتی کردن همه تجلیات این نسل از آب پاشی در پارک آب و آتش تا میتینگ کوروش است یا استفاده ابزاری از آنان در جهت تایید بخشی از مطالبات سیاسی(چه ازجانب حکومت و چه از جانب گروه های سیاسی موافق و مخالف و حتا اپوزیسیون)

از این منظر هر دو گروه در درک این نسل راه به خطا می برند چنانکه درکی از ذائقه و انتخاب و حتا مسیر حرکت این نسل ندارند (مورد مرتضی پاشایی به خوبی این شکاف و عدم مفاهمه را نشان داد).

نسل ما و جامعه ما قادر به درک این نسل و مفاهمه با آن نیست زیرا شناخت و ایجاد ارتباط با گزاره های ذهنی این نسل نیاز به فضایی شفاف و مبتین بر گفتگویی دارد که در آن نه هراس از زیر سوال بردن باورها و هنجارهای غالب وجود داشته باشد و نه همه چیز از منظر امنیتی و ایدئولوژیک سنجیده شود.

 این دو در فضای کنونی کشور ما وجود ندارد و از همین منظر نگرانی بابت تبعات سوء رویکردی توام با مخاصمه با این نسل کاملا بجاست زیرا پاک کردن صورت مساله و نشان دادن واکنش تند به آن، احتمال وقوع چالش های اجتماعی و منتهی شدن آن به چالشی سیاسی و حتا امنیتی را در آینده ممکن می سازد.

نوع نگاه و برخورد دیگران به این نسل البته تغییری در واقعیت ها، تعارض ها و تناقض های جامعه ما نخواهد داد، این نسل اما درست یا غلط، راه خود را خواهد رفت، الگوهای خود را برمی گزیند ، سبک زندگی خود را پیش خواهد برد و خواسته و ناخواسته اما تدریجی و آرام فضای کلی سیاست، اجتماع  و...را نیز به سمت خود خواهد کشاند . 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top