نوستالژی پنکه های دوران کودکی

وکیل ملت: سلینجر در «ناتوردشت» به همه چیزهای مربوط به کودکی می گه " چیزهای مسخره دیوید کاپرفیلدی" که از قضا ، حالش رو نداره در موردش حرف بزنه،

تاریخ انتشار: 20خرداد1395|03:12

نوستالژی پنکه های دوران کودکی
| کد خبر: 168775

یکی از چیزهای خوب کودکی که من برخلاف"هولدن کالفیلد"، سعی کردم، همیشه برای حرف زدن در موردش، حال کافی رو داشته باشم و از قضا به ندرت دیوید کاپرفیلدیه همین تصویره:ما هم یه دونه از این پنکه ها داشتیم. پنکه فیلپیسی بود که این اواخر از گردن شکست، کاسه وسطش طلایی رنگ بود.

جلوش می نشستیم و در حالیکه از هیجان کنترل سخت حجم بادی که با نشاط ناتمامش تو حلقمون می رفت، خر کیف بودیم، به انعکاس تصویرمون تو قاب طلایی و براقش خیره می شدیم و داد می زدیم آآآآآآآآآآآآآ هروقت یه هلیکوپتر از بالاسرمون رد می شد هم همین صدا رو در می آوردیم.


بوی لیمو و شربت سکنجبین،یه حوض سیمانی کوچیک که اول صبح شلنگو مینداختم توش و تا ظهر ده بار سر می زدم، ببینم چقدرش پر شده؟، بوی پوشال کولرهای کوچیکی که با پارچ آب پر می شد، انتظار یخ بستن ترکیب شیر و شکری که مثلا بستنی بود و برخلاف ما، یخچال قدیمی فیلکو، هیچ عجله ای در انجمادش نداشت در کنار عملیات پیچیده نصب شبونه پشه بند و حساسیت عجیب من و #آقام به پشه که تا صب انرژیمونو - برای کنترل ورود و خروج بقیه اعضای خانواده به پشه بند- می گرفت، همه و همه؛ مختصات روزهایی بودن که اسمشون شروع تابستون بود.


الان که فکر می کنم تنها چیزی که تو اون تابستونا نبود" گرمای آزار دهنده " بود. گرمای آزاردهنده تابستون دقیقن از وقتی شروع شد که ماها بزرگ شدیم و دیگه هیچ چی جای اون روزها رو نگرفت و تو تصویر هیچ کولر گازی ای انعکاس صورت خندون هیچ بچه ای نقش نبست. اینها هیچکدوم تقصیر تکنولوژی نیست، تکنولوژی اون روزها هم بود، این زندگیه که زیادی "هولدن کالفیلد"ی شده و دیگه کسی حال اینو نداره که در مورد چیزی حرف بزنه الا اینکه، هر سال بگه:"گرمای امسال، بی سابقه اس".

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

نوید
|
20خرداد ماه 1395
0
0
زیبا بود ممنون

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top