در جاشیه اعتراض افغانستان به ثبت میراث مولوی به نام ایران و ترکیه

مولوی بالاخره هموطن چه کسانی است؟

وکیل ملت: با ثبت میراث مولوی به نام ایران و ترکیه در یونسکو و اعتراض افغانستان باز هم این موضوع تکراری مطرح می شود که مولانا متعلق به کجاست؟ فحوا و معنای اشعار مولانا به گونه ای است که در آن پرسش از موطن آدمیان مسخره و مضحک است:"

تاریخ انتشار: 21خرداد1395|00:58

مولوی بالاخره هموطن چه کسانی است؟
| کد خبر: 169266

گفتم زکجایی تو "تسخر "زد و گفت ای جان!
نیمی ام زترکستان نیمی ام  زفرغانه
نیمی ام زآب و گل نیمیم زجان و دل
نیمی ام لب دریا نیمی همه دردانه
گفتم که رفیقی کن با من که منم خویشت
گفتا که بنشناسم من خویش زبیگانه


مولانا در بلخ بدنیا آمد در ماجرای یورش مغول به قلمرو خوارزمشاهیان به غرب گریخت و در قونیه سکنی گزید. زبان غالب تمام این سرزمینها در آن روزگار فارسی بوده است حتا در قونیه چنانکه بهاولد فرزند مولوی در شعری می گوید:


فارسی گو که جمله دریابند
گرچه زین غافلند و در خوابند
شصت تا هفتاد هزار بیت خود مولوی نیز فارسی است اما اینکه ملیت مولوی چیست در واقع پرسش و دغدغه ای مدرن است. مفهوم دولت -  ملت مفهومی مبتنی بر ساختار هگلی و از نظر تاریخی پس از وستفالی است. ایران به مثابه یک کشور مفهومی جدید است و تلقی که اکنون از ایران وجود دارد در گذشته وجود نداشته، ایران مورد اشاره در شاهنامه نیز منطقه ای بوده است که بلوچستان بزرگ کنونی و بخش های وسیعی از افغانستان و نیز خراسان(خراسان داخل ایران تا مرو) را شامل می شده است. مولانا از نظر خودش اهل ناکجا بوده است ، وطن در جهان فکری او جایی فارغ از نام و مختصات جغرافیایی است. علامه اقبال لاهوری به خوبی این معنا را در تبیین معنای "حب الوطن من الایمان" آورده است:
این وطن مصر و عراق و شام نیست
این جهان جایی است کاو را نام نیست


مولوی با نگاه مدرن پس از پدید آمدن معنی دولت-ملت متولد بلخ (افغانستان)و ساکن قونیه(ترکیه) است. با این همه مولوی محصول " ایران زمین" یا ایرانشهر به تعبیر دکتر سیدجوادطباطبایی است. ایران زمین گستره ای فراتر از ایران کنونی است که مرزهای جغرافیایی آن از شرق تا چین بوده است همانجا که ابن بطوطه مغربی گزارش می دهد که شعر سعدی در بارگاه امرای چین و در نغمه خنیاگرانش زمزمه می شده و شندولی در سین کیانگ دستور زبان فارسی می نوشته است .

ایرانشهر از غرب نیز تا بالکان و بوسنی امتداد داشته است یعنی جایی که سودی بوسنوی یکی از بزرگترین شارحان حافظ می زیسته است.


ایران زمین با ایرانشهر به گستره ای جغرافیایی گفته می شود که مضامین و معارف مشترک فکری و فلسفی اش حتا بر اندیشه غیرفارسی زبانانش نیز مشهود است و چنان ذوقی را می آفریند که افرادی چون قطران تبریزی که به گفته تذکره نویسان حتا قادر به فارسی سخن گفتن روان نبوده در عداد شاعران پارسی گوی است.


با این همه اما اگر بخواهیم ورای واقعیت و در چارچوب حقیقت سخن بگوییم مولوی هموطن آنانی است که با او همدل اند، زبان عشق او را می فهمند و دنیایی را زندگی می کنند که او ترسمیش کرده است:
ای بسا هندو و ترک همزبان
ای بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان محرمی خود دیگر است
همدلی از همزبانی بهتر است
 

سهند ایرانمهر

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top