پيراهن عثمان و نامه به كانون عربستان

حسن كيا

وکیل ملت: انان كه تاريخ خوانده اند نيك مي دانند كه پس از درگذشت پيامبر اسلام و اختلافات موجود بر سرجانشيني ايشان نهايتا ابازوجه رسول مكرم اسلام يعني ابابكرصديق(پدر عايشه) به خلافت برگزيده شدند و در مدت دوسال خلافت ايشان بيشتر جنگهاي داخلي با خارج شدگان از دين؛موسوم به جنگهاي رده در جريان بود

تاریخ انتشار: 28خرداد1395|18:30

پيراهن عثمان و نامه به كانون عربستان
| کد خبر: 171482

خليفه اول پيش از مرگ عمر بن خطاب از ياران نزديك پيامبر و پدر حفصه ديگر همسر ايشان را به جانشيني برگزيدند و در دوران ده ساله خلافت عمر اسلام به شكوه بسيار رسيد و دو امپراتوري عظيم ان زمان يعني ايران و روم كه در منتها درجه ضعف و انحطاط داخلي بودند مسخر گرديدند.

خليفه ثاني سرانجام به دست فيررز معروف به ابولولو غلام ايراني در محراب مسجد با شش ضربه دشنه به قتل رسيد.وي نيز پيش از مرگ شورايي شش نفره را معرفي كرد كه از بين خود خليفه ثالث را انتخاب كنند كه از ان بين عثمان بن عفان(داماد پيامبر) منتخب گرديد.

عثمان به دليل تبعيض در اداره حكومت با يورش مردم عصباني به مقر خلافتش و در هفتادسالگي به طرز فحيعي به قتل رسيد.پس از قتل عثمان؛مردم با علي بي ابي طالب(ع) بيعت نمودند و او را كه به عدالت شهره بود به خلافت انتخاب كردند.

بزرگان انزمان كه در تعيين امرا و حكام ولايات جايي نيافته بودند و معاويه كه از حكومت بر شام معزول شده بود به خونخواهي عثمان بر حضرت علي قيام كردند و پيراهن خونين عثمان را بيرق خود كردند و از ان پس هر چه ميشد عوام فريبانه به مظلوميت و خون به ناحق ريخته شده عثمان متمسك مي شدند تا جاييكه اين امر به مثل بين مردم نيز بدل گشت و هر جا موضوعي بيش از حد مورد اشارت و استفاده ابزاري قرار ميگرفت(ميگيرد)ميگويند فلان اتفاق را پيراهن عثمان كرده اند

در خصوص نامه به وكلاي عربستان و استفاده از عنوان كانون وكلاي عربستان نيز گويا ما بايد همان اصطلاح پيراهن عثمان را بكار ببريم.چه پس از گذشت مدتها از اين اتفاق كه متعاقب اعدام شيخ باقر النمر روحاني مخالف شيعه دولت عربستان و در فضاي ملتهب ضد عربستاني انزمان كه حتا متاسفانه به حمله و تعرض به سفارت عربستان نيز منجر شد.هيات مديره وقت به اتفاق ارا تصميم گرفت با استفاده از اين فرصت و نگاشتن ان نامه از فاصله موجود بين كانون وكلا و حاكميت بكاهد.

بنده به شخصه مخالف اين نامه بودم ولي معتقدم هيات مديره وقت با حسن نيت به اين كار دست زد.اما در خصوص مخاطب نامه نيز بحث شد كه عربستان كانون دارد يا نه؟كه گويا يكي از اعضا گفتند دارد كه بعد مشخص شد ندارد.به نظر بنده منظور از كانون در معناي مجازي اش جامعه وكلاي عربستان بود نه كانون به معناي حقيقي اش چون عملا امكان نوشتن نامه به تك تك وكلاي عربستان وجود نداشت و به نظر نگارنده مخاطب اين نامه بيشتر حاكميت و مردم ايران بود تا وكلاي عربستان.

اما اينكه اين به زعم برخي اشتباه دستاويزي براي حمله و تخطئه  باشد پذيرفته نيست.همه هياتهاي مديره ادواركانون وكلا اشتباهاتي داشته اند كه بايد بي رحمانه و البته در عين حال منصفانه نقد شوند.و اميدوارم نقد و كنترل عملكرد نمايندگانمان صرفنظر از نام شان به عنوان يكي از ملزومات دمكراسي در كانون وكلا و جامعه مان نهادينه گردد.

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top