قانون اساسي و حقوق ملت

بهمن کشاورز

وکیل ملت: قانون اساسي، مهم‌ترين سند قانوني كشور است. قانون اساسي ما ويژگي‌هاي نظام اسلامي و همچنين روش‌هاي اجرايي و حقوق مردم را در بردارد. با مراجعه به مقدمه قانون اساسي، جنبه‌هاي آرماني و عقيدتي جمهوري اسلامي را مي‌توان دريافت. در مقدمه قانون اساسي، مسائل اصلي، چه درباره برآيندي كه به پيروزي انقلاب منتهي شد و چه، كليات و مباني آنچه در اصول قانون اساسي آمده است، روشن مي‌شود. شيوه حكومت در اسلام، ولايت‌فقيه عادل، اقتصاد وسيله است نه هدف، زن در قانون اساسي، ارتش مكتبي، قضا در قانون اساسي، قوه مجريه، وسايل ارتباط‌جمعي و نمايندگان، عناوين اصلي مقدمه قانون اساسي است. بنابراين، مي‌توان دريافت چه مواردي محل توجه قانونگذاران قانون اساسي بوده است.

تاریخ انتشار: 1تير1395|11:59

 قانون اساسي و حقوق ملت
| کد خبر: 172195

  اگر به فصل اول اين قانون كه اصول كلي را در بردارد مراجعه و اصول دوم، سوم، چهارم تا سيزدهم را مطالعه كنيم، درخواهيم يافت كه مطالب بسيار مهمي در آنها آمده است كه اگر دقيقا به حيطه اجرا درآيد، زاينده بركات عظيم خواهد بود.     مثلا اينكه در اصل ششم تصريح‌شده است: «در جمهوري اسلامي ايران، امور كشور بايد به اتكا آرای عمومي اداره شود.» يا در اصل هفتم، تصميم‌گيري و اداره امور كشور، از طريق شوراها در نظر گرفته‌شده است.     يا در اصل هشتم، امربه‌معروف و نهي از منكر، وظيفه‌اي براي مردم نسبت به يكديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت، شناخته‌شده است؛ يا در انتهاي اصل نهم آمده است: «... هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور، آزادي‌هاي مشروع را، هرچند با وضع قوانين و مقررات، سلب كند.»        همچنين، اگر اصول ۱۹ تا ۴۲ فصل سوم قانون اساسي را كه بيان‌كننده حقوق ملت است، بررسي كنيم، مفاد اين اصول را بسيار نزديك و گاه كاملا منطبق بر اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق بين‌المللي حقوق مدني و سياسي خواهيم يافت.     البته در جاي‌جاي قانون اساسي، موارد و مطالب ديگري آمده است كه مي‌توان آنها را در قالب حقوق شهروندان و حقوق شهروندي و نهايتا، حقوق بشر بررسي كرد.     سوال مهم قابل طرح اين است: آيا آنچه در فصل سوم آمده، حقوقي است كه حكومت، دولت و نظام اسلامي به مردم ايران داده يا اينكه چون مردم ذاتا از اين حقوق برخوردار بوده‌اند، قانونگذار قانون اساسي اين حقوق را در فصل سوم گردآوري كرده و برشمرده است؟    پاسخ روشن است. همچنان كه اين سوال مطرح‌شده كه چون ظلم، بد و مردود است خداوند آن را منع كرده يا به لحاظ منع خداوند، نبايد ظلم كرد و پاسخ صريح اين است كه مذموم بودن ذاتي ظلم موجب حرمت آن است.     درباره فصل سوم قانون اساسي نيز ازآنجاكه مردم به‌خودي‌خود و ذاتا، داراي حقوق مندرج در اين فصل بوده‌اند قانونگذار قانون اساسي به‌منظور تدوين آن، آنها را يكجا جمع كرده است.                        بي‌جهت نيست كه قانونگذار در اصل ۵۶ قانون اساسي و در آغاز فصل پنجم، مي‌فرمايد: «حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است. هيچ‌كس نمي‌تواند اين حق الهي را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروه خاصي قرار دهد و ملت اين حق خداداد را از طرقي كه در اصول بعد مي‌آيد، اعمال مي‌كند.» فتامّل! و ا... اعلم

کلید واژه ها قانون - اساسي - حقوق - ملت
دسته بندی یادداشت , حقوقی ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

ایرانی 99
|
2تير ماه 1395
0
0
قانون (ساخت بشر) مانندپیچی است که هرموقع خواستند بپیچندیابازکنند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top