با چند سطر خبر و پیام تسلیت وجدانمان را راحت نکنیم

وکیل ملت: دلم می خواهد چیزی در مورد سانحه منجر به کشته شدن سربازها بنویسم، از جدال لفظی یک کارشناس با مسوول مونتاژ اتوبوس که چند وقت پیش در رادیو شنیدم و ناراحتی کارشناسی که می گفت:" شما جنس مقاوم سقف و بدنه نمونه خارجی را با نازک ترین و غیر ایمن ترین جنس جایگزین کرده اید" و طفره رفتن های مسوول مربوطه،

تاریخ انتشار: 3تير1395|16:26

با چند سطر خبر و پیام تسلیت  وجدانمان را راحت نکنیم
| کد خبر: 172657

دلم می خواست دقیق شوم در جزییات و تجارب کشورهای توسعه یافته ای که دست آخر عطای سربازی اجباری را به هزینه ها و ناکارآمدی های این شیوه بخشیدند و به سرباز حرفه ای رو آوردند و ده ها سخن دیگر که یادم افتاد از این دست حرفها را بالاخص وقتی چند سال پیش سربازانمان سر مرز پاکستان به گروگان گرفته شدند، نوشتم اما واقعیت این است که :"خبر" و "تحلیل" و حساسیت افکار عمومی در کشورهای توسعه یافته از آن رو مهم است که جامعه و ساختار پیوستگی مدنی با یکدیگر دارند در غیر این صورت نوشتن و گفتن بی فایده است.

به راستی چند رسانه، چند خبرنگار و چند نهاد پس از ده ها حوادث مشابه رانندگی پیگیر آن شدند که صنعت و نهادهای مرتبط با حمل و نقل در جهت عدم تکرار حادثه اقداماتی را انجام داده اند یا نه؟نهادهای مقصر قبلی در ماجراهای قبلی چه؟آیا توبیخ شدند؟آیا چیزی تغییر کرد؟
فراموش نکنیم در حالی برخی به شکل مضحک از شناسایی عوامل(!) مقصر در حادثه سقوط اتوبوس سربازان سخن می گویند که در این کشور هنوز اولویت خرید هواپیمای نو پس از آن همه سقوط و قربانی انکار می شود!
 این تصور که این روضه خوانی ها در مورد حادثه جانکاه اخیر به جز گرم کردن تنور رسانه ها و پرملاط کردن استاتوس ها و توییت ها تاثیر دیگری خواهد داشت بی تردید تصور احمقانه ای است، زیرا سانحه سالیان پیش اتوبوس نخبگان المپیادی از حیث زیان سهمگین معنوی و مادی برای کشور و منابع انسانی اش کافی بود تا دنیا دنیاست سخن و عمل مسئولان کشور بر مدار ایمن سازی حمل و نقل و جاده ها و... بچرخد اما چه شد؟
 برای فهم عمق آن فاجعه کافی است به یاد بیاوریم که مریم میرزاخانی که امروز برتارک حوزه فیزیک می درخشد از معدود بازماندگان آن حادثه است هرچند چنان کاستی ها زیاد است که همین یکی هم در این کشور نماند.
ساختاری که برای مرگ المپیادی های فیزیک در جاده ها تکانی نمی خورد بی تردید از مرگ سربازان هم دچار تغییر نمی شود و اگر قرار باشد خرد و وجدان را تا این حد حقیر و بی اهمیت نشان دهیم که با چند سطر خبر و پیام تسلیت ، مناسک لازم را انجام داده شده بدانیم و دوباره نقطه سرخط،  پس این راهم بدانیم که اگر نابخردی، سنت و عادتمان شود که شده، هیچ مرز پایان دهنده ای بر این همه مصیبت و نکبت وجود ندارد چنانکه اگر فلان نخبه ها در حادثه ای از دست مملکت برود بازمانده آنان نیز از کف می رود و اگر سربازی در جاده از دست برود سرباز بجامانده نیز در مهلکه دیگر( نزاع و جنگی ناخواسته و پرهزینه یا معرکه دیگری از بیخردی) از دست می رود.
شکوه در چنین جامعه ای شکوه از حوادثی که در هرجای جهان در کمین آدمیان می تواند باشد، نیست گلایه از عاقبت نیندیشی و تکرار اشتباهات است، اشتباهاتی که هربار آیین عزاداری و غم پروری اش را نیک می دانیم اما به گاه عاقبت اندیشی و بستن راه تکرار، جملگی همه چیز را به طاق نسیان می سپاریم.

 

سهند ایرانمهر
 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top