موضوع حقوق‌های گزاف و کلان، از‌جمله مسائلی است که به نظر می‌رسد کسانی که اظهار عقیده می‌کنند، درباره آن مطلق نگریسته و مطلق قضاوت کرده‌اند.

 تردیدی نیست در جامعه‌ای که اخذ وامی چند‌میلیون‌تومانی اغلب به آرزوی دست‌نیافتنی بسیاری از مردم تبدیل می‌شود و افراد فراوانی هستند که با‌وجود کار در چند نوبت و بدون استراحت قادر به اداره زندگی خود نیستند، مطرح‌شدن حقوق‌هایی با ارقام بسیار بالا و وام‌هایی به مبلغ چشمگیر، اقساط طولانی بازپرداخت و بهره جزئی، خواه‌ناخواه جلب توجه و ایجاد شبهه و تنش می‌کند.

اینکه این حقوق‌ها یا وام‌ها در زمان کدام دولت پرداخت شده، اهمیت و موضوعیت ندارد و آنچه خواهد آمد، نیز در زمان تصدی هر دولتي می‌تواند صادق باشد.

 ضمنا در حاشیه این نکته را هم باید گفت که گمان نمی‌رود اعلام و آشکار‌کردن این‌گونه اطلاعات، جنبه افشای اسرار حرفه‌ای داشته و مجازات داشته باشد، چه‌بسا اگر مطبوعات در بیان این‌گونه مطالب آزاد باشند، کار به اینجا نمی‌کشد.
                     
  دو)    تردیدی نیست که هر کار و تخصصی قیمتی دارد و صاحبان تخصص‌های گوناگون، اگر مشغول به کار باشند و اطلاعات خود را به طور دائم روزآمد کنند، علاوه بر تخصص، واجد مزیت تجربه نیز خواهند شد.    واضح است کسی که در رشته‌های فنی و علمی تجربه و تخصص دارد و دانشش را به طور مرتب روزآمد کرده، ناچار باید در آمدی بیش از آنچه به افراد فاقد این اوصاف تعلق می‌گیرد، داشته باشد. آیا آنان که فعلا موضوع حقوق دریافتی‌شان نَقل یا نُقل محافل می‌شود از این دیدگاه ارزیابی شده‌اند؟       سه)     نکته دیگر این است که باید بین اثر وجودی یک فرد در رده‌های مختلف مدیریت از نظر اقتصادی- یعنی از نظر میزان سودی که با اِعمال تخصص خود برای سازمان متبوع یا تابعش ایجاد می‌کند- با آنچه به‌عنوان حقوق و مزایا به او پرداخت می‌شود، تناسب وجود داشته باشد. آیا بررسی شده است که از قبل حضور این افراد در سازمان‌های‌شان چه میزان سود نصیب آن سازمان می‌شده است؟                         چهار)    باید پذیرفت اين را كه فردی با کارایی بالا که حاصل تحصیل طولانی و صرف وقت برای مطالعه و هزینه‌کردن برای روزآمدکردن اطلاعات بوده، به‌طور طبیعی دستمزد چشمگیری که با این عوامل تناسب داشته باشد، مطالبه می‌کند. اگر جز این باشد یا باید در خرد او شک کرد و یا در حسن‌نیتش.    بگذریم از شخصیت‌های بسیار نادری مانند مرحوم نریمان، وزیر دارایي کابینه مرحوم مصدق که گفته‌اند پس از وفاتش در خانه کوچک و محقر استیجاری او، دو دست لباس و یک پالتو، یک چراغ خوراک‌پزی و تعدادی ظرف آلومینیومی و چند جلد کتاب باقی مانده بود. نسل این‌گونه افراد در سراسر جهان، از‌جمله ایران منقرض شده یا در حال انقراض است.  باید توجه کرد اگر کسی معادل تخصص و تجربه و کارایی‌اش مطالبه حقوق و مزایا و پاداش کند، به هیچ‌وجه نباید او را سرزنش کرد.                             پنج)     گفتیم، در حالتی نسبت به حسن‌نیت افراد باید تردید کرد؛ توضیح می‌دهیم که وقتی کسی برای کاری که عرفا برای آن حقوق درخور‌توجهی وجود دارد، رقمی بسیار اندک را می‌پذیرد و حتی برای به‌دست‌آوردن این سمت، اصرار می‌کند، آنچه متبادر به ذهن می‌شود، این است که شاید به «مداخل» این سمت از هر قبیل می‌اندیشد. همان مداخلی که باعث شد قانون‌گذار در قانون تشدید مجازات اختلاس و ارتشا و کلاهبرداری مصوب ١٣٦٧، اخذ پورسانتاژ را جرم اعلام و همین‌طور تحصیل مال نامشروع را به‌طور مطلق جرم‌انگاری کند؛ عنوانی چنان وسیع که هر چیزی در آن جای می‌گیرد.    خلاصه اینکه وقتی فردی با تخصص و تجربه و هوشیاری کافی به اشتغال به کاری حساس و پر‌مسئولیت که جنبه‌های مالی چشمگیر دارد، تن در می‌دهد؛ بدون اینکه دستمزد و مزایایی در‌خور و متناسب با آن مطالبه کند، باید منتظر گم‌شدن یا جا‌به‌جاشدن اقلام و ارقام بسیار بزرگ در سازمان او باشیم و احتمالا ناظر بردن «آش با جاش» بشویم.                             شش)     سوابق تاریخی نیز نشان می‌دهد که صرفه‌جویی و سخت‌گیری در این‌گونه موارد اقدامی غیراقتصادی است؛ زیرا از یک‌سو، کارایی سازمان را کاهش می‌دهد و از دیگر سو، به احتمال فساد و کج‌روی دامن می‌زند، والله اعلم.   

کلید واژه ها منتظر - بردن - جاش - با - آش
دسته بندی یادداشت , حقوقی ,
منبع خبر روزنامه شرق
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top