بسيار دشوار است كه يك تئوري بزرگ فلسفي را در چند سطر گفت. تلاش مي كنم با ساده ترين بيان "اخلاق فرانوع گرايانه " را توضيح بدهم.
فايده:
شناخت مباني حقوق حيوانات
فلسفه گياه خواري
بازخواني مفاهيم اخلاقي و حقوقي فعلي با مفاهيم مدرن
تشخيص اين مفهوم كه بسياري از قواعد حقوقي ريشه در اخلاق دارند

پاسخ ما كه خود را اشرف مخلوقات مي دانيم خير است. پاسخ فلاسفه بزرگي چون ايمانوئل كانت كه فيلسوف حقوق بشري است نيز خير است.
خلاصه:پاسخ عمده مكاتب اخلاقي خير است.
اما پاسخ برخي اخلاقيون جديد چون پيتر سينگر بله است.
رفتار كنوني ما با حيوانات مبتني بر "نوع گرايي" است. به اين مفهوم كه ما انسانها نسبت به "نوع خودمان" متعصب و جانبدار مي باشيم و در رفتار خود با "انواع" ديگر موجودات با تعصب و جانبداري رفتار مي كنيم.اما بايد بدانيم كه همه موجودات"حساس"داراي مصالحي هستند كه نوع بشر در رفتار خود بايد آنرا در نظر بگيرد.اخلاقيات بايد به فراسوي "نوع بشر" گسترش يابد. براي مثال درخت موجود"غير حساسي" است اما در قطع آن بايد در نظر بگيريم كه آيا مصالح "نوع بشر" و "غير نوع بشر" رعايت مي گردد يا خير؟
جهت اثبات اين سخن ابتدا سري به فلسفه يونان باستان مي زنيم. يونانيان باستان خود را برتر از "بربرها" مي دانستند. استدلال ايشان و بزرگان فلسفه مثل ارسطو در دو گزاره خلاصه مي شد:
نخست، غايت كم عقل تر، خدمت به عاقلترها است. دوم،بربرها كم عقل تر از يونانيان هستند. نتيجه:بربرها بايد در خدمت يونانيان باشند. با اين استدلال بربرها به بردگي يونانيان در مي آمدند.
اكنون ترديدي در بطلان چنين استدلالي نيست. اين استدلال نفي كرامت انسان، نفي برابري و عين برده داري و تبعيض نژادي است.
در ديدگاه فعلي نيز كه انسان خود را اشرف مخلوقات مي داند دقيقا از فرمول فوق استفاده شده است. با اين تفاوت كه بجاي بربرها "نوع غير انسان" قرار داده شده است. اما واقعيت اين است كه علم اثبات كرده جهان براي انسان پديد نيامده است( نظريه داروين)
انسانها و حيوانات مي توانند"درد و رنج" را درك نمايند. جدا كردن جوجه پرنده از مادرش، براي مادر و جوجه موجب درد است. يا كتك زدن حيوان موجب درد است.البته شايد ايراد شود انسان عاقل، مصلحت انديش، حزم انديش و... است اين استدلال هم صحيح نيست آيا نوزاد انسان عاقلتر است يا نوزاد حيوانات؟! به هر ترتيب " درد" وجه مشترك انسان و انواع ديگر موجودات است. يعني اخلاق حكم مي كند كه موجب " درد" هيچ موجودي نشويم. واقعا اين لكه ننگي بر تمدن بشري است كه نوع بشر را تنها در دايره اخلاقيات جا دهيم و خود را بري از هرگونه تكليف اخلاقي در برابر "نوع غير بشر" بدانيم. اگر اين امر را نپذيريم چگونه مي توانيم به كساني چون ارسطو يا قائلين به تبعيض نژادي خرده بگيريم؟
با اتكا به همين انديشه هاست كه گفته اند:

همه ی موجوداتی که درد را حس می کنند، استحقاق حقوق بشر را دارند.

درود بر اين انديشه


وكيل پايه يك دادگستري

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top