ای خدای قدر، اینک اما نسیم را بهل که توفانی باید بر این زمین طاعون زده ی هزار خدا. خدایان خشم، خدایان منقبض محتلم، خدایانی که بر مرکب انسان مکلف، انسان محق را ناخوش دارند.
 ای خدای شب نزول، شب تقدیر. با من بگو آیا این تقدیر شوم که به نام تو، چنان کنند که آدمی به جایی التجا برد که از بهشت نمی گویند و به جایی امید بندد که جهنم را کابین بوسه و عشق نمی کنند، تقدیر کدام شب قدر بود که آدمی چنین بی قدر و سرگردان شده است؟


آه ای خدای قدر،، در تقدیر ما تبسمی، لمحه ای از ترحم یا دستان عطوفتی از خود را قرار ده تا اندکی از این خدای خشمناک که جز تکفیر و تعزیر نمی شناسد رها شویم و به خدایی تو خو بگیریم، خدای قلم، خدای نقش و رنگ  (صبغه الله و من احسن من الله صبغه)،خدای کلام، خدایی که اینسان از آدمی انتقام نمی گیرد


 ای خدای قدر، سخن بگو ما را توان فهم زبان ایما و اشاره نیست، ما را مجال شناختن تو در میان این همه خدا که در برابرمان ایستاده اند و دندان قروچه می کنند،نیست.
آه ای خدای قدر، ای سوسوی نور شب تاریک در چشم ناامید وحشت زدگان ما را دریاب و نجاتمان ده نه از آتش که از مومنان به خود از آنانکه برای تو خون می ریزند از آنانکه به نام تو خطبه می خوانند و برای تو تکفیر می کنند.


 آه ای خدای قدر کاش سخن می گفتی، کاش به جای "استوی علی العرش"، رحمانیت خویش را با گام های زمینی ات بشارت می دادی، الغوث الغوث از سکوت تو، از صبوری ات از این همه تسمه که الله الله گویان بر گرده ها کشیده می شود.


 بک یا الله به حق انسان، به حق آدمیانی که در تقدیرشان زندگی در کبد است، در قفس درد، در خارزار بی رحم حیات، در بازار مکاره خدایانی که هرکدام دیگری را انکار می کنند. در تقدیر ما چیزی قرار ده از جنس تنفس، از جنس  آبی آسمان و زمین سبز، از جنس نهراسیدن از گفتن :"دوستت دارم" چیزی از جنس رسولان صادقی که سودای بهشتشان به جهنمی شدن زمین نیانجامد، بک یاالله!
 

دسته بندی اخبار داغ ,
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top