تاریخ انتشار: 16تير1395|22:56

| کد خبر: 177841

اقدامات تروریستی اخیر داعش : بازگشت به مکتب القاعده و دست شستن از مکتب زرقاوی

سهند ایرانمهر

وکیل ملت: داعش رفته رفته برای انجام عملیات های تروریستی کور حتا در کشورهای مسلمان مصمم تر می شود. اینکه داعش امروز در ترکیه و عربستان هم دست به انجام عملیات ترویستی می زند از این جهت مهم است که پیشتر با این گمان که بخش هایی از بدنه این کشورها با گروه های تروریستی همسویی دارند، احتمال وقوع عملیات در آنها کمتر بود حالا اما هیچ کس در حریم امن و منفک از محیط خود نیست.

 این روزها داعش متحمل شکست های نظامی متعددی شده و بخش عمده ای از قلمرو خود را از دست داده است. شکست های داعش، هم نتیجه تقویت ائتلاف های منطقه ای و جهانی است و هم بواسطه رویگردانی حامیانی که حالا در توافق های پشت پرده روغن ریخته تروریسم را وقف امنیت جامعه جهانی می کنند.
 دست کشیدن از گروه های تروریستی در توافق های پشت پرده معلول هزینه های کمر شکنی است که بی ثباتی منطقه ای و مخدوش شدن چهره برخی کشورها در جهان، آن را الزام آور کرده است.چنین رویگردانی البته از سوی داعش  بی پاسخ نمی ماند.


 وجه دیگر عملیات هایی چون انفجار در حرم مدنی به تعریف داعش از مفهوم "مسلمان" برمی گردد که رفته رفته محدودتر می شود و خون کسان بیشتری را مباح می کند با این همه نباید فراموش کرد که این عملیات ها لزوما نتیجه هماهنگی در جزییات و صدور فرامین به هسته های مرتبط با داعش نیست زیرا در مدل مرسوم در رفتار این گروه، هرکس در هرجا و با  هر تلقی به مجرد احساس همسویی با هسته مرکزی داعش عملا یک داعشی است و جواز انجام عملیات انتحاری را دارد اما اینکه چرا طی هفته های اخیر وسعت و شمار این عملیات ها رو به افزایش است؟ منوط به درک تبار تروریستی داعش است.


تبار داعش با القاعده تفاوت زیادی دارد. داعش در شناسنامه تروریستی خود شعبه ای از مکتب فکری ابومصعب زرقاوی است. ابومصعب زرقاوی رهبر گروه توحید و الجهاد اگرچه با القاعده بیعت کرده بود اما برخلاف ایمن الظواهری که قائل به جهاد در"مواقع" بود، بر جهاد در "مواضع" و کسب قلمرو و درنهایت برقراری خلافت تاکید داشت.
 نام "امیر القاعده در بلاد رافدین" که القاعده هم به آن رضا داده و زرقاوی را بدان مفتخر کرده بود نیز به نوعی دربردارنده مفهوم قلمرو بود حال آنکه القاعده همواره به سیالیت ملتزم بوده و از اختصاص قلمرویی خاص با مرزهای قابل شناسایی اجتناب کرده است.


ابوبکر بغدادی و داعش اولین بروز تروریسمی بودند که سودای کسب قلمرو و تشکیل یک کشور را داشته اند . این سودا با پشت پا زدن به مفهوم دولت ملت به تعبیر وستفالیایی آن و تاکید بر مفهوم "خلیفه"،" امت" و دارالاسلام در مقابل "دارالحرب" امکانپذیر شد و ابوبکر بغدادی کاری را انجام داد که زرقاوی با وجود مخالفت القاعده، فقط آرزومندش بود.


این تفکر اکنون در سایه ائتلاف جهانی به بن بست رسیده است و سرزمین دولت اسلامی داعش رفته رفته کوچک و کوچک تر می شود. چنین رویدادی نگاه "جهاد درمواضع" را که الگوی القاعده بود به " جهاد در مواقع" برمی گرداند.  بنابراین می توان چنین گفت که از هم پاشیدن دولت اسلامی داعش یا  روزهای واپسین آن  به معنی زائل شدن بی ثباتی و پایان تروریسم نیست بلکه جهان با تعطیلی ایده "تروریسم دارای قلمرو سرزمینی" به ایده  "تروریسم بدون سرزمین" دچار می شود که شامل مجمع الجزایر پراکنده و پنهانی است که برارتباط الهام بخش هسته های مستقل خود متکی است.

بزرگترین خطر این شیوه آن خواهد بود که به دلیل فقدان ارتباط میان هسته ها تشخیص اهداف بر عهده خود هسته هاست و همین مساله پیش بینی پذیری حملات را غیر ممکن و افزایش تلفات را بیشتر از گذشته خواهد کرد.
 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top