تاریخ انتشار: 24تير1395|19:58

| کد خبر: 179226

وقتی بنگر برای باشگاه شاخ و شانه می کشد/چطور یک سپاهانی قدیمی یک شبه عاشق سینه چاک پرسپولیس می شود

وکیل ملت: زياد طول نكشيد تا تكليف خيلي از مسايل روشن شود. هنوز ليگ شانزدهم شروع نشده كه بازيكن مازاد پرسپوليس براي اين تيم خط و نشان مي كشد. حرف از محسن بنگر است؛ مدافعي كه در آغاز ليگ دوازدهم و در 33سالگي، همراه با جلال حسيني از سپاهان راهي تهران شد تا بخشي از پروژه پرسپوليس كهكشاني رويانيان باشد.

تا پيش از حضور در پرسپوليس، بنگر به عنوان بازيكن قديمي سپاهان شناخته مي شد كه گاه و بيگاه در مصاحبه هايش به سرخابي هاي پايتخت كنايه مي زد. او اين تيم ها را «سوگلي» مي دانست و مدام به آنها حمله مي كرد؛ تا جايي كه بعد از آخرين قهرماني قرمزها در ليگ برتر كه بهار87 به دست آمد، تندترين مصاحبه ممكن را عليه پرسپوليس انجام داد.

از زمان حضور در جمع سرخپوشان اما رويه بنگر به كلي تغيير كرد. او مدعي شد از كودكي هوادار پرسپوليس بوده و سعي كرد با كري خواني هاي بي وقفه براي استقلال، بين هواداران جايگاه مطلوبي پيدا كند. از قضا تير آقاي مدافع به هدف نشست و او خيلي زود به محبوبيتي فراتر از انتظار دست يافت. بعد از 4سال حضور در پرسپوليس، قرمزها به دليل افت فاحش فني قيد ادامه همكاري با بنگر را زدند، اما ظاهرا هضم اين مساله براي آقا محسن 37ساله خيلي دشوار بوده است.

مدافع جديد تراكتورسازي، درست از زمان قطعي شدن جدايي اش از پرسپوليس چندين بار عليه اين باشگاه موضع گرفته كه آخرين آنها، مصاحبه مفصل روز سه شنبه اش با يك روزنامه ورزشي بوده است. بنگر در اين گفتگو، از بي معرفتي و ترسو بودن پرسپوليسي ها حرف زده، خدماتش را يادآوري كرده و البته روراستي امير قلعه نويي را به رخ برانكو كشيده است!

سال گذشته در چنين روزهايي، هنوز يك فصل ديگر از قرارداد بنگر باقي مانده بود و بنابراين برانكو هم بر خلاف ميل باطني اش ترجيح داد او را در ليست نگه دارد. در همين حين مذاكرات پرسپوليس با عاليشاه به بن بست رسيد. گويا اميد شرط گذاشته بود كه تيم حتما بايد قوي بسته شود تا او هم قراردادش را تمديد كند.

بنگر در مواجهه با اين شايعه، به سرعت موقعيت را فراهم ديد و در رسانه ها به عاليشاه حمله كرد: «هيچكس در حدي نيست كه براي پرسپوليس بزرگ كلاس بگذارد»؛ يكي از همان جملات «لايك خور» كه حسابي فضاي فيس بوك و اينستاگرام را به سود مدافع شمالي مي كرد.

حالا يك سال گذشته و بنگر ديگر عضو پرسپوليس نيست؛ بنابراين در حمايت از طارمي و رضاييان پست مي گذارد و انتخاب آزادانه را حق آنها به شمار مي آورد! او البته توضيح نمي دهد كه چرا خودش چنين حقي را براي جلال حسيني قائل نشد و همين چند روز پيش در بازگشت او به پرسپوليس، با كنايه عليه اش نوشت: «بعضي ها با پول مي روند، با پول هم مي آيند؛ بي خيال تعصب!» اصولا در فضاي احساس زده فوتبال ايران نيازي به توضيح در قبال اين قبيل تناقضات وجود ندارد. اينجا خيلي راحت با چهارتا ادا و اطوار متعصبانه، با چند قلب رنگي يا نهايتا يك بوسه روي لوگوي باشگاه، يك شبه مي شود راه صد ساله را طي كرد و از كمند انبوه سوالات و ابهامات منطقي گريخت. يادمان باشد بزرگترين سرمايه خيلي از ستاره هاي اين سرزمين، «حافظه ضعيف» افكار عمومي است و البته كه فوتباليست ها هم از اين قاعده مستثني نيستند.

حالا خيلي از هواداران پرسپوليس در فضاي مجازي شروع به انتقاد از بنگر كرده اند و بابت حمايت هايي كه در چند سال اخير از او داشته اند، تاسف مي خورند. شايد اما بهتر باشد اين گروه از دوستان، اول يقه خودشان را بگيرند كه چطور اينقدر راحت از آدم هاي معمولي اسطوره مي سازند و كارشان به افسانه سرايي مي رسد؟ تا كي قرار است فوتباليست هاي ايراني با چهارتا كري و خالكوبي به مجسمه هاي غيرت تبديل شوند و از هر سوال و جوابي معاف بمانند؟ چطور قيمت لقب در ايران اينقدر پايين است و قهرمان شدن از مسيري چنين كوتاه و ساده ميسر مي شود؟ شايد بدترين كاري كه با «عشق» مي توان كرد، ارزان فروختن آن باشد و صد افسوس كه براي خيلي از ما، فانوس به چشم بر هم زدني تبديل به خورشيد مي شود!

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top