تاریخ انتشار: 7مرداد1395|02:17

| کد خبر: 182107

قطار جهان در ریل ترور و خشونت

وکیل ملت: هرچند در سال‌های گذشته ترور و خشونت یکی از مؤلفه‌های اصلی در رقم‌خوردن وضعیت «آنارشیک» در تمامی عرصه‌های ملی، منطقه‌اي و بین‌المللی بوده است اما در چند هفته اخیر شتاب این روند بسیار نگران‌کننده شده است. تروریسم و خشونت به‌لحاظ تئوریک و پراتیک در نقطه مقابل امنیت و ثبات قرار دارند و ورود یک دوره تاریخی به مرحله آنارشی، به صورت ماهوی روند چرخه حوادث و رخدادها را به سمت برهم‌خوردگی نظم در زیست اجتماعی سوق می‌دهد.

 افزایش حوادث تروریستی و تمایلات خشونت‌طلبانه در بین بخش بزرگی از طبقات و افراد جامعه یک‌شبه رقم نمی‌خورد و تابعی از یک روند نامطلوب و مسموم است که بستر مساعد را برای این ناهنجاری فراهم می‌کند. تا امروز بسترسازان این فاجعه که بعضا خود نیز قربانی چنین شرایطی می‌شوند، به همراه بازیگران میدانی و قربانیان ترور و خشونت، با تمرکز انتزاعی بر حوادث و نادیده‌گرفتن زمینه شکل‌گیری آن در چنبره یک درک کاملا نادرست گرفتار شده‌اند که نه‌تنها به حل مشکل کمک نکرده است که در چرخه دوگانه «کنش-واکنش» به تشدید وضعیت نامطلوب سرعت هم بخشیده‌اند.

اولین اشتباه عامدانه یا سهوی در درک این وضعیت، نادیده‌گرفتن شرایط بروز و ظهور چنین حوادثی است که موجب فروکاستن موضوع به‌عنوان اصل «علت» در نظر گرفته می‌شود و عکس‌العمل‌های بعدی نسبت به آن از این زاویه انجام می‌شود. دومین اشتباه در آنجا بروز می‌یابد که چرخه خشونت و ترور به یک مهره بازی در شطرنج سیاسی و رقابت‌های ژئوپلیتیک تبدیل و سعی می‌شود از قبل چنین اقدام یا ضداقدامی بهره‌برداری سیاسی- اجتماعی شود.

سومین اشتباه که به‌خصوص امروز خود را به رخ می‌کشد، نپذیرفتن تأثیرگذاری خشونت سیاسی بر خشونت اجتماعی است که گسترش این پدیده را از کانون‌های بحران به سمت محیط‌های امن و به‌ظاهر مصون از خشونت ارتقا می‌دهد. به همین دلیل تا زمانی که به خشونت و ترور به‌عنوان یک پدیده نامطلوب سیاسی-اجتماعی در همه ابعاد آن توجه نشود، این چرخه نه‌تنها به حیات خود ادامه می‌دهد که طبق قاعده «رشد تصاعدی» این روند مخرب مسیر تشدیدیابنده خود را سپري خواهد کرد.

در یک ماه اخیر اقدامات تروریستی و خشونت‌ورزی موفق به دستیابی به یک موقعیت آلترناتیوی شده است که از اورلاندو در آمریکا تا پاریس و نیس در فرانسه، از مونیخ و آنسباخ در آلمان تا ساگامیها در ژاپن، از آنکارا در ترکیه تا کابل در افغانستان، از بغداد و کاظمین در عراق تا حلب در سوریه را در چنبره زشت خود اسیر کرده است. متأسفانه بعد از هر حادثه تروریستی نیز رهبران سیاسی و مقامات امنیتی محلی و بین‌المللی ضمن محکوم‌کردن آن، همچنان در مسیر سیاست‌های شکست‌خورده در این زمینه، بیش از آنکه به علت اصلی این فجایع بپردازند، طبق معمول تنها با تمرکز بر معلول به دنبال مقصران مستقیم و آسیب‌شناسی سازوکارهای امنیتی هستند.

این در حالی است که تجربه نشان داده است سیستم امنیتی هرقدر قدرتمند و آماده باشد، تنها می‌تواند یک نقش بازدارنده و عکس‌العملی داشته و حوادث این‌چنینی بالاخره راهی برای یافتن حلقه ضعیف زنجیر پیدا و ضربه خود را وارد می‌کند. فاجعه ترور و خشونت از آنجا مسیر تشدیدشونده خود را پیدا می‌کند که رابطه علت-معلولی و کنش-واکنش نه‌تنها راه‌حل برون‌رفت از بن‌بست نبوده است که به‌نوعی در یک رابطه مرکانتلیستی موجب تقویت این موج مخرب شده و بستر اقدام بعدی را مهیا می‌کنند. 

هم‌اکنون تروریسم بین‌المللی در اشکال بنیادگرایی اسلامی ضمن اینکه از گروه‌هایی چون «القاعده» و «داعش» به‌عنوان دو «برند» محبوب فناتیک‌های مسلمان برای اقدامات خشونت‌طلبانه بهره می‌برند، متقابلا موجب رشد راست‌گرایی افراطی در حوزه تمدنی غرب هم می‌شوند که این دو مانند دو لبه یک قیچی عملکرد متقابل و مشارکت‌جویانه خواهند داشت. از طرف دیگر وقتی تروریسم و خشونت سیاسی می‌تواند در جهان آنارشیک کنونی با این شیوه به یک آلترناتیو و بدیل وضع موجود تبدیل شود، تأثیر آن بر حوزه اجتماعی در شرایط گسست و شکاف‌های طبقاتی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که پشت سر خود لایه بزرگی از سرخوردگان و در حاشیه قرارگرفتگان را بر جای گذاشته، نیز خود را به‌عنوان یک مدل کارآمد از کنش اعتراضی به این گروه‌ها عرضه می‌کند.وقتی یک اقدام تروریستی توسط اسلام‌گرایان بنیادگرا برای چند روز عرصه سیاسی، اجتماعی و امنیتی یک کشور بزرگ غربی را در چنبره تأثیر خود می‌گیرد و تمرکز تمام رسانه‌ها به سمت اقدام و عامل آن می‌رود، احتمالا بهترین دلیل برای یک روان‌پریش و سرخورده اجتماعی خواهد بود که می‌خواهد ضمن خودکشی به‌نظر خویش کار بزرگی هم انجام داده و وجودش را اثبات کند.

هرچند شاید ادعا شود این اقدامات همیشه به‌نوعی در جهان اتفاق افتاده است و پدیده جدیدی نیست اما در این توجیه یک واقعیت معمولا نادیده گرفته می‌شود که در وضعیت کنونی می‌تواند به فاجعه ختم شود و روند خشونت را تشدید کند. اقدامات پراکنده قبلی هرچند سال یک بار انجام می‌شد و چون جهان و واحدهای ملی در موقعیت امنیت و ثبات ذاتی قرار داشتند، به لحاظ روان‌شناختی سیاسی-اجتماعی جامعه آن را پس می‌زد و اجازه گسترش پیدا نمی‌کرد. اما امروز شرایط به صورت ذاتی تغییر کرده است و موقعیت آنارشی به همراه بروز شکاف‌های بزرگ در این جوامع، انگیزه برای بروز چنین اقداماتی را مهیاتر از همیشه کرده است.

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top