ادبیات مبهم و میزان دانش حقوقی

دكتر وحيد قاسمي عهد

وکیل ملت: " ... از آنجاييكه از ادله متناظر طرفين دعوي دليلي معتنابهي كه تزلزل علم و تصميم سابق را موجب گردد ابراز نشد عيناً ما كان دادنامه معترضٌ به استوار گرديد.." "موكله مبادي به آداب و متخلق به اخلاق اسلامي بوده و بواسط ملكات و اوصافه راسخه نفساني تصور تخلف از امر ابوين بمافي ضمير وي خطور نمي كرده چه رسد به قيام جهت تظاهر به امري خلاف مانوي پدر نمايد. بدين جهت در طول حيات مبارك ابي ..."

تاریخ انتشار: 8مرداد1395|02:59

ادبیات مبهم و میزان دانش حقوقی
| کد خبر: 182342

آنچه خوانديم نه بريده اي از سخنان  فلسفي و پيچيده "مارتين هايدگر" است و نه نثر متكلف کتاب "تاریخ جهانگشا " ي عطاملک جوینی .


بلكه، اولي پاره اي از راي دادگاه يكي از شهرستانهاست و دومي، بريده اي از دادخواست وكيل دادگستري است كه به ترتيب در نثر اول قاضي در صدد بيان اين جمله است كه" دليلي كه موجب نقض دادنامه را فراهم آورد ارايه نشد بنابراين دادنامه پيشين تاييد گرديد" دومي نيز تلاش بد فرجام وكيلي است كه دست و پا ميزند تا بگويد" فرزند به احترام پدر و مادرش اقدامي نكرده است"


متاسفانه، برخي از حقوقخواندگان(اعم از مدرسان، قضات و وكلا و...) در نوشته هاي خود  نوعي قلم فرسايي مي كنند كه  جهت فهم و ترجمه نوشته ايشان بايد از لغتنامه منجدالطلاب و دهخدا بهره برد. نمي دانم علت اين همه ابهام خودساخته و پيچيدگي در سخن چيست؟ اما، هرچه باشد دليلي بر سواد و درك حقوقي نيست.(همانگونه كه برخي متشرعين تصور مي كنند هرچه بيشتر از لغات مغلق عربي بهره ببرند جايگاهشان نزد خداوند رفيع تر مي شود) شايد آنكه دركي از حقوق ندارد در اين آشفته بازار الفاظ و واژگان خود را مايوس و نوميد از درك دانش حقوق بداند ولي هر آگاهي مي داند كه اين نوشتار تنها بكارگيري بي ارزش كلمات است؟!


افزون بر اين، در بحثهاي حقوقي كه در گروه هاي مجازي مطرح مي شود و بين نظردهندگان اختلاف عقيده وجود دارد ديده مي شود جهت غلبه كردن به رقيب و نشان دادن ميزان معلومات خود راهي جز عربي سرايي نمي بينند چنانچه خواندم:
"توسيع ماده در مبوحث به به افراد متنازع فيه استلزام معقول ندارد"
حال كه گوينده به چه مي انديشد و در كل چه مي خواهد بگويد تنها خدا و اعراب باديه نشين قبل از اسلام ميدانند.
جالب است در اين سوي دنيا كه برخي به گمان انديشمندي و روشنفكري چنين راه ملال آور و بي ارزشي را در پيش گرفته اند در آن سوي گيتي، درست از سوي تاثيرگذارترين حقوقدانان دنيا ادبياتي را مطالعه مي كنيم كه شايد براي ما شگفت انگيز باشد.


آنهاييكه با حقوق تطبيقي سر وكار دارند حتما نام لرد دنينگ  " lord denning". را شنيده اند. قاضي و حقوقدان بسيار تاثيرگذار انگليسي كه در سال ١٩٩٩ در ١٠٠سالگي چشم از جهان فروبست. كافي است نگاهي به كتب حقوق قراردادهاي كامن لا بياندازيم محال است اثري از پرونده هايي كه وي تصميم گيري كرده وجود نداشته باشد. با تمام جبروت و شان بالاي علمي كه داشت نثري بسيار ساده بكار مي برد. چنانچه اگر حتي سر كلاس هم بخواهيم عبارات ساده وي را كه در مقام تبيين تئوريهاي دشوار حقوقي است عيناً بخوانيم با نگاه متعجب و توام با تمسخر دانشجويان روبرو مي شويم.نمونه هايي از آراي وي را در زير مي آورم:


"گمان نمي كنم كارفرمايي بتواند به زير دستش بگويد كه من ميدانم كارمان اشتباه است اما از تو مي خواهم كه حرفي نزني و الا اگر اين مساله را لو بدهي عليه تو طرح دعوي مي كنم و خسارت را از تو مي گيرم. در چنين مواردي زيردست مي تواند جواب دهد كه من نمي توانم چنين عملي را انجام دهم و من بخاطر حمايت از عموم موضوع را فاش مي كنم" اين استدلال مبناي شكل گيري تئوري مهمي در زمينه حريم خصوصي گرديد و براساس آن  از سوي دادگاههاي انگلستان ( و شايد در كل دنيا)  قواعد "حريم خصوصي " از اعمال ناشايست و خلاف قانون حمايت نمي كند.


يا در حل مشكلات قراردادهاي الحاقي(استاندارد) و تبين  بي اعتباري برخي از شروط آن عبارات جالبي دارد. در پرونده اي شخصي از طريق دستگاه خودكار قبض ورود به پاركينگي را دريافت مي كند سپس در پاركينگ با شرط عدم مسووليت كه روي ديوار نوشته شده مواجه مي شود پس از پارك ، خودرو  خسارت مي بيند. لرد دنينگ در راي خود تلاش مي كند اين شرط را ناديده بگيرد چنين مي نويسد:"مشتري پول را داده و قبض پاركينگ را دريافت كرده است. ممكن است نسبت به دستگاه اعتراض كند و حتي سر آن داد بكشد اما دستگاه واكنشي نشان نمي دهد او بدون بازگشت تعهد خود را انجام داده است" سپس با عبارات اينچنيني بيان مي كند كه ايجاب همان قراردادن دستگاه با آن وضع و كاركرد است و پرداخت پول از سوي مشتري قبول محسوب مي شود.


اين آرا داري تاثيرات جهاني مي باشد. اين حقوقدان بزرگ بدون بكار گيري هر گونه عبارت يا واژه مغلق و پيچيده به بشريت راه حل هايي ارايه داده است كه بسياري از مشكلات حقوقي حل شده است.

واقعيت اين است كه عربي نويسي نه نشان از ايمان است

و نه علم. بلكه تنها اين نهيب را به ما ميزند كه از حقيقت و واقعيت فرسنگها دور شده ايم. وقتي كه منصف باشيم مي بينيم آنچه را كه ما امروز حقوق مي ناميم در دنياي كنوني ديگر حقوق نيست و اينكه روش استدلال و استنباطهاي ما روشهاي منسوخ شده اي است تلاش برخي از حقوقخواندگان براي عالم نمايي چقدر مضحك مي نمايد خاصه اينكه او خود را عالم بر چيزي مي داند كه گذر ايام به ما اثبات كرده است آن چيز هرچه هست حقوق نيست.


وكيل دادگستري

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top