تاریخ انتشار: 12مرداد1395|01:08

| کد خبر: 183269

رضاییان و طارمی چرا رفتند و به چه سبب برگشتند؟ /ضربه‌ای سنگین به اعتبار بین‌المللی فوتبال ایران

وصال روحانی

وکیل ملت: در میان غوغای خبری رفت و بازگشت مهدی طارمی و رامین رضاییان از لیگ ترکیه این نکته مهم کمی تا قسمتی فراموش شد که آنها اصولا چرا رفته و به چه سبب بازگشته‌اند و اکثر ناظران، فقط در حیرت‌ها و اندوه‌ها و خوشی‌های لحظه‌ای برخاسته از این رویدادها غرق شدند.

انواع استدلال‌ها را می‌توان برای این وقایع آورد اما برخی شبیه به بهانه‌هایی می‌شوند که این بازیکنان برای رفت و آمدشان می‌آورند و شاید به طور کامل منطبق با واقعیت نباشند. اگر افسون بازی در یک لیگ خارجی و درآمد مکفی دلایل کوچ از تهران بوده باشد، لابد لمس واقعیت‌های تلخ این انتقال و لزوم تمرین‌ها و تلاش بسیار بیشتر در ترکیه و اطمینان نداشتن به حضور در ترکیب ثابت تیم ریزه‌اسپور از سبب‌های فرار آنها از آن سامان و بازگشت‌شان به جمع قرمزهای تهرانی بوده است. تحت هیچ شرایطی نمی‌توان بهانه دلتنگ شدن آنها و پشیمان شدن‌شان را جدی شمرد و یا دلیل اصلی دانست زیرا اگر طارمی و رضاییان از آغاز اینگونه می‌اندیشیدند اصلا دست به این سفر نافرجام و مسخره نمی‌زدند. آنچه مسلم می‌نماید آشنا نبودن دو «لژیونر دو هفته‌ای» فوتبال ایران با فرهنگ و آیین‌های این پروسه است. اولین اصل در چنین پروسه‌هایی برآورد درست، تصمیم‌گیری قاطع و اجرای آن تا نقطه پایانی است و اگر این کار بدون مطالعه صورت پذیرد، آثاری چون انتقال اخیر آنها را به ریزه‌اسپور خواهد داشت. چیزی که نه تنها خود آنها را خراب کرد بلکه به وجهه فوتبالیست‌های ایرانی نیز در آن سوی مرزها لطمه‌ای اساسی وارد کرد زیرا از این پس استخدام‌کنندگان احتمالی مردان فوتبال ما دست به عصا عمل خواهند کرد و ابتدا از خود خواهند پرسید آیا جذب ایرانی‌ها به سودشان است و معامله‌ای ماندگار خواهد بود و یا بهتر است سری را که درد نمی‌کند دستمال نبندند و خواهان بازیکنانی نشوند که هر لحظه ممکن است از این رو به آن رو شوند و یکطرفه فسخ کنند و بروند.

از کجا تا کجا؟
قبلا هم برخی موارد منفی از لژیونرهای ما در خارج مشاهده شده بود اما ابعاد آنها کوچک بود و وفاداری حرفه‌ای آنها هرگز زیر سوال نرفته بود و برعکس، سختکوشی علی دایی و ماندگاری مهدی مهدوی‌کیا نقل محافل شده بود و آنها و وحید هاشمیان از هر سو تحسین شده بودند و جهانبخش و آزمون هم از میان نسل جدیدتر به خاطر پرهیز از انتقال‌های شتابزده به تیم‌های پر نام و نشان، جوانانی فکور توصیف شده بودند. امروز آن انگاره‌ها توسط حرکت اخیر طارمی و رضاییان فرو ریخته و شاید از کل فوتبال ما تصویر آدم‌هایی ساطع شده باشد که خودشان هم نمی‌دانند چه می‌کنند و یک شب به طور ضربتی می‌روند ولی معلوم نیست در مقصد تعیین شده باقی بمانند و اگر منافع‌شان در تهران از دست برود به همه چیز پشت پا می‌زنند و فیل‌شان هر لحظه یاد هندوستان می‌کند.

یک هراس اساسی
صرفنظر از هر اقدام حقوقی – قضایی که ریزه‌اسپور علیه دو بازیکن بسیار کوتاه‌مدت ایرانی‌اش انجام داده و یا خواهد داد، این هراس آرمیده است که اولا به سبب فقدان آموزش‌های قوی، نوستاره‌های فوتبال ما به هر چیزی تبدیل شده باشند الا مردانی حرفه‌ای و ثانیا چون باشگاه‌های ایرانی طرف قرارداد آنها هم مدیریتی قوی را بر آنها اعمال نمی‌کنند هر لحظه ممکن است ترک دیار کنند و بروند و 10 روز بعد دست از پا درازتر برگردند و صحبت از عشق(!) به باشگاه خود کنند و منتی گران و کلان هم بر سر هواداران بخت‌برگشته بگذارند و بگویند که به خاطر شما بازگشتیم. خدا فوتبال ایران را از بلایای آنها مصون نگه دارد!

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top