این جور «خلافت اسلامی» خریداری ندارد

وکیل ملت: شهرت داعش به خشونت و بربریت امری نمایان و بدیهی می نماید. اما مادرهای قدرت پشیبان این بداهت و دلیل این شهرت اغلب مورد پرسش قرار نمی گیرند. این را می دانیم که داعش تنها دولت خشن و مستبد و خونریز دوران ما نبوده است. در قرن بیستم شمار چشمگیری از دولت های سرکوبگر بر صحنه زمین پدیدار شدند که سیاست داخلی خود را با استفاده از خشونت عریان و افراطی تنظیم می کردند. با این همه هیچ یک از آن ها مانند داعش عمل نمی کردند.

تاریخ انتشار: 12مرداد1395|20:55

 این جور «خلافت اسلامی» خریداری ندارد
| کد خبر: 183508

حدود صد سال پیش، پس از جنگ جهانی اول دولت هایی با ایدئولوژی سیاسی نوینی بر صحنه پدیدار شدند که از خشونت انقلابی همچون سلاحی برای سازماندهی اجتماعی بهره می بردند. روسیه، شوروی و ترکیه نخستین نسل از این دولت ها بودند و در تلاش برای یکدست کردن جمعیت بزرگ و ناهمگن خویش، طی چند دهه، نزدیک به ده درصد جمعیت کشور خویش را از میان بردند.
 

این جور «خلافت اسلامی» خریداری ندارد

لنین و استالین با کشتار اقوام ایرانی قفقاز و آسیای میانه و از میان بردن طبقه خرده مالک روس به نظرم سیاسی اشتراکی مورد نظرشان دست یافتند و آتاتورک یارانش با کشتار ارمنی ها، کردها، آسوری ها و یونانی ها وحدت نژادی و زبانی مورد نظرشان را به قلمرو بازمانده از عثمانی تحمیل کردند. کمی بعدتر بحران اقتصادی دهه 1930 آغاز شد و آلمان، ژاپن و بعدتر چین نیز به همین راه رفتند.

در تمام این موارد، با دولت هایی تمامیت خواه و مستبد سر و کار داریم که به ایدئولوژی سیاسی مدرن و انقلابی ای مجهز هستند که کشتار و تبعید و آزار شهروندان کشور را مجاز و حتی ضروری جلوه می دهد. مهم ترین ایدئولوژی ای که در این دولت ها مشترک بود، مارکسیسم انقلابی ای بود که دستیابی به آرمانشهری اشتراکی را تبلیغ می کرد. در این میان آلمانی ها و ژاپنی ها از این نظر جالب بودند که در مخالفت با مارکسیست ها بخش عمده تجهیزات نظری و روش های عملیاتی ایشان را به وام گرفتند و با تکیه بر ناسیونالیسم افراطی و اساطیر توتونی و شینتویی آن را در قالبی نو به کار بستند.

آنچه در تمام این دولت ها مشترک بود، ستم و بیدادی بود که به بخشی از جامعه خویش خشونت روا می داشتند و دستگاهی ایدئولوژیک که آن را توجیه می کرد و ساز و کاری تبلیغاتی و مدیریتی رسانه ای که آن را ناچیز و نامهم جلوه می داد، نادیده می انگاشت و سانسور می کرد. به بیان دیگر به جریان افتادن خشونت در این دولت ها همواره با محدودسازی خبررسانی در این زمینه همراه بود.
 

این جور «خلافت اسلامی» خریداری ندارد

بازی ها تا پایان جنگ بدنه شهروندانشان را از وجود اردوگاه های مرگ بی خبر نگه داشته بودند و در چین و شوروی که به خاطر دامنه بسی بزرگ تر فاجعه پنهان کاری ممکن نبود، رسانه های رسمی دولت همواره از اشاره به اردوگاه ها و اعدام ها و قحطی های عمدی پرهیز می کرد و لفافی از غفلت و تجاهل بر این رخدادها کشیده بود.

دهه های پایانی قرن بیستم با افول و فروپاشی این دولت های خودکامه مصادف شد. برخی مانند شوروی زیر فشار نابسامانی ها فروپاشیدند و برخی دیگر مانند چین چرخشی در سیاست خود تجربه کردند و به گشودگی و مردمداری روی آوردند. درواقع موج خشونت برخاسته از ایدئولوژی مارکسیستی در دولت ها را می توان به فاصله پایان جنگ جهانی اول تا پایان جنگ روس و افغان محدود ساخت و این نزدیک به دوسوم میانی قرن بیستم را شامل می شود.

تنها چند دهه پس از فروپاشی آن استبداد خشن و درست در زمانی که برخی از نظریه پردازان خوش بین مانند فوکویاما پایان تاریخ و پیروزی دموکراسی بر جهان را اعلام می کردند، نسل تازه ای از دولت های سرکوبگر و خشن زاده شد که پیشتاز و خوشبختانه تنها نمونه اش در حال حاضر داعش است. هرچند بوکوحرام و نمونه هایی دیگر از این دست را نیز در گوشه و کنار جهان می بینیم. [گروه موسوم به] دولت اسلامی عراق و شام که امروز، هم از نظر وسعت و هم جمعیت یکی از دولت های مستقر در منطقه باستانی ایران زمین محسوب می شود، از پشتیبانی و همراهی ترکیه و عربستان و همه نیروهای ضدایرانی دیگر نیز برخوردار است.
 

این جور «خلافت اسلامی» خریداری ندارد

شکل گیری و دوام داعش از این نظر پرسش برانگیز است که ساز و کارهای تنظیم خشونت در این دستگاه سیاسی به کلی با آنچه پیش از این دیده ایم تفاوت دارد. شاید بتوان اعدام های دسته جمعی، کشتار بی تمیز گروه هایی از شهروندان (ایزدی ها، کردها، شیعه ها، دگراندیشان و...) را به کشتار ترویکاهای روسی یا اعدام های گروهی مالو شبیه دانست، اما آنچه در این میان تمایز ایجاد می کند، آن است که داعش نه تنها خشونت و وحشیگری عریان و تکان دهنده خویش را کتمان نمی کند که خود مهم ترین افشاگر و نمایش دهنده آن محسوب می شود.

در شوروی استالینی یا چین صدر مالو، رهبر دولت همواره همچون پدری مهربان و نرمخو بازنموده می شد. این رهبران سیاسی که خونریزترین شخصیت های تاریخ محسوب می شوند، حتی درکردارهای شخصی شان اغلب طوری رفتار می کردند که گویی از کشتارها و خشونت ها خبری ندارند یا آن که تنها به گوشه ای محدود از آن فراوان اعتراف می کردند.

در تمام این دولت ها قوانین سفت و سختی برقرار بوده که ثبت و مستندسازی این جنایت ها و افشاگری درباره شان را مهار می کرده و جنایت سازمان یافته را به امری قضایی، بوروکراتیک و خنثی تحریف می کرده است. حتی در نظم روان پریشانه دولت مستعجل پول پوت نیز همین الگوی کتمان و فراموشی را می بینیم. در مقابل در [گروه موسوم به] دولت اسلامی عراق و شام با شکلی نوظهور و غریب از تبلیغ خشونت و بازنمایی سینمایی و علنی وحشیگری کور رو به رو هستیم.

در این جا گروه هایی از فیلمبرداران حرفه ای را می بینیم که پا به پای جلادان، صحنه زجرکش کردن یا سر بریدن مردم را «کارگردانی می کنند» و فیلم ها و تصویرهای به دست آمده را که کیفیتی چشمگیر دارند، با مدرن ترین شیوه ها در شبکه های اجتماعی و جدیدترین رسانه های جمعی پراکنده می کنند.

تا مدت ها چنین پنداشته می شد که این نمایش درنده خویی راهی است برای درهم شکستن مقاومت مردمی که در سوریه و عراق زندگی می کنند؛ راهی برای مرعوب کردن و ترساندن مردمی که زیر فرمان داعش قرار دارند یا قرار است که قرار بگیرند. با این همه، تحلیل شواهد موجود نشان می دهد که ماجرا به این سادگی نیست. شبکه های مجازی ای که این جنایتکاران گزارش شاهکارهای خود را در آن منتشر می کنند، اغلب در سرزمین های تحت فرمان داعش در دسترس نیستند و در کل دامنه نفوذ این رسانه ها در منطقه جنگ زده سوریه و عراق به نیست اندک است.
 

این جور «خلافت اسلامی» خریداری ندارد

گذشته از این، خبرهای مربوط به وحشیگری های سربازان داعش با شیوه های سنتی و شبیه به همان که در عصر حمله مغول هم وجود داشته، در منطقه پراکنده می شود و برای این کار نیازی یه یوتیوب نیست. از این رو چنین می نماید که انگاره وحشی گری و درنده خویی که داعش با صداقت و دقت فراوان برای خود پدید آورده، کارکردی دیگر داشته باشد. درواقع چنین می نماید که ما در این جا با شکل تازه ای از اسطوره سیاسی رو به رو باشیم.

کاسیرر در کتاب خواندنی «اسطوره دولت» به این نکته اشاره کرده که نظم سیاسی و سامان دولت، گذشته از ساز و کارهایی که قدرت را به جریان می اندازد، به یک سرمشق نظری مبهم و فراگیر در مقام اسطوره مشروعیت بخش نیز نیاز دارد. درواقع ظهور دولت های مستبد کشتارگری که در بنده قرن بیستم بر بیش از نیمی از مردم کره زمین حاکم بودند، علاوه بر فناوری های نو و ماشین سرکوب مدرن، به اسوطره ای ویژه نیاز داشت و این همان بود که از مارکسیسم انقلابی تراوش و در رسانه های عمومی تبلیغ می شد.

چنین می نماید که در زمانه ما، نوعی چرخش در اسطوره دولت نمود یافته باشد. یعنی انگار زیربنای عمومی همه اسطوره ها که خیر بودن دولت و سودمند و نیکخواه بودنش را مورد تاکید قرار می دهد، سست و ناتوان شده و اسطوره تازه ای جایگزین آن شده باشد. این اسطوره نو، تا حدودی صادقانه، دولت را امری شر و سرکوب و اقتدار مستبدانه نهفته در آن را امری وحشیگرانه و هراس انگیز معرفی می کند. این اسطوره نوظهور این مقدمه به ظاهر آنارشیستی را بر می گیرد و آن را با جادوی صنعت مدرن به شکلی نو از مشروعیت تبدیل می کند.

اسطوره مشروعیت بخش به دولت داعش با هر آنچه پیشتر دیده ایم تفاوت دارد. هسته مرکزی سیاست در این دولت همان است که خلافت خوانده می شود و از دیرباز با سرکوب و خشونت آمیختگی داشته است. درواقع تاریخ قرون میانه ایران زمین را می توان براساس رقابت و کشمکش میان دو شکل از سیاست و دو الگوی ناهمساز برای سازماندهی دولت فهم کرد؛ یک الگو خلافت است که بر بندگی و تبعیتِ محضِ اتباع تاکید دارد و شکلی از سیاست رومی است که به دست بنی امیه در زمینه ای اسلامی بازسازی شده است و دیگری سیاست ایرانشهری است که بر قانون (داد) و فرهمندی شهریار و آبادانی بوم و شادمانی مردمان (همان «بوم»، «مردم» و «شادی» در کتیبه بیستون) تاکید دارد و از دیرباز در ایران زمین چیرگی داشته و در بخش عمده تاریخ عصر اسلامی همچون پادنهادی رویاروی نظام خلافت قرار داشته است.

داعش از نظر تاریخی برای تاسیس مجدد خلافت می کوشد و به همین خاطر است که تمام نمودهای تمدن ایرانی (تنوع دینی تجلی یافته در ایزدی ها، مذهب شیعه، قومیت کرد، نوروز و...) را دشمن می دارد. داعش در عین حال با وجود این بند ناف کهن و تاریخی، سازمان و کالبدی یکسره مدرن دارد. آن را می توان همچون دولتی دست نشانده در نظر گرفت که نخست با بلاهت نیروهای اشغالگر غربی و بعدتر با مکر دولت های مثل عربستان سعودی و ترکیه زاده شده و قوام یافته است. ابزارها و سلاح های داعش، شیوه سازماندهی سربازانش و الگوی ارتباطش با نیروهای منطقه و جبهه های بین المللی یکسره مدرن است و از این نظر با شعارهای سنت مدارانه و گذشته گرایانه اسلامیون قدیمی سازگاری ندارد.
 

این جور «خلافت اسلامی» خریداری ندارد


در این زمینه می توان دریافت که داعش از نظر اسطوره مشروعیت بخش با چه مشکل بزرگی رو به رو است. خلافت گذشته از خاطره ای محو نزد برخی از واپس گرایان دینی ارج و احترام چندانی بر نمی انگیزد و موقعیت داعش در مقام بازوی نظامی عربستان و ترکیه برای فشار آوردن به ایران و سوریه امری نمایان است که اعتبار بین المللی چندانی برایش فراهم نمی آورد. با این موقعیت نمی توان دست به دامان اسطوره های کلاسیک دولت شد و خویشتن را نیرویی رهایی بخش، نیکخواه، نرمخو، مهربان و قانونمدار قلمداد کرد.

گردانندگان [گروه موسوم به] دولت اسلامی عراق و شام به ظاهر این حقیقت را دریافته و به شکلی خلاقانه از آن برای آفرنیش اسطوره ای نو بهره جسته اند. ایشان شر بودن دولت، خشونت برهنه و زننده نیروی نظامی، قاهر و ستمکار بودن ایدئولوژی مدرن بنیادگرایانه شان و همه ملزومات آن را پذیرفته اند. آنان نه تنها این موارد را پذیرفته اند که آن را در قالبی هنرمندانه و زیبایی شناسانه به نمایش می گذارند و به این ترتیب مخاطبان و ستایندگانی برای خود فراهم می آورند.

این حقیقت که نمایندگان داعش در اروپا توانسته اند منابع مالی چشمگیری را به صورت کمک گردآوری کنند و از میان جمعیت اروپایی تبار هم عضوگیری و سربازگیری کرده اند، نشان می دهد که اسطوره دولت شرّ به قدر کافی برای بخش از جمعیت جذاب و خوشایند است در حدی که دختران که برای جهاد نکاح به قلمروی می روند که زنان اسیر در آن جا علنا همچون برده جنسی خرید و فروش می شوند و اروپاییانی مسیحی برای شرکت در سر بریدن و آتش زدن افرادی به کلی ناشناخته و احتمالا بی گناه به کیش داعشیان می گروند و خود را همچون غازیان صدر اسلام می آرایند.

داعش به احتمال زیاد دولتی زودگذر و ناپایدار خواهدبود. باقی ماندن آن تا امروز هم تا حدودی مدیون نابسامانی اوضاع در منطقه بوده است و [...] با این همه، باید این نکته را در یاد داشت که داعش گذشته از خشم مذهبی و خشونت رنگین و ستم بی مهابا، اسطوره ای نو برای ساماندهی به دولت را نیز به مخاطبان خویش عرضه کرده است و این عاملی خطرناک و بیماری زاست که نباید آسان بدان نگریست و نادیده اش انگاشت. شبح تیره داعش بیش از آن که در چند هزار غازیِ قمه به دست سیاه پوش تجلی یافته باشد، روحی است که در اسطوره ای نو از خلافتِ شرور درون حلول کرده است و تا آن روح کشته نشود، این مرده از گور جسته به خوردنِ مردمان بی گناه ادامه خواهدداد.

 

هفته نامه کرگدن - شروین وکیلی

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top