در جستجوی پول ویزیت و زمان از دست رفته!

سهند ایرانمهر

وکیل ملت: من همیشه حسرت اینو می خورم که ملت چقدر آرامش دارن و چقدر قشنگ پولی رو که خرج میکنن تا قرون آخر حلال میکنن مثلا وقتی واسه معاینات معمول یا واکسن جوجه می ریم دکتر رسم اینه که سه تا بیمار همزمان میرن تو سه اتاق مرتبط به هم و دکتر یکی یکی معاینه میکنه.

تاریخ انتشار: 20مرداد1395|18:11

در جستجوی پول ویزیت و زمان از دست رفته!
| کد خبر: 185874

 صدای بیمارها و نحوه مواجهشون با دکتر رو به وضوح می شنوم. تقریبا پدر و مادر هرکدوم جداگانه 30 تا سوال فیل خفت کن رو در فضایی توام با سکوت می پرسن و بعد هم نیم ساعتی معاینه بچه.


 من و همسر و جوجه اما هرکاری که میکنیم نهایتِ نهایت بیشتر از 5 دقیقه وقت از دکتر نمی گیریم اونم چه وقتی؟. مدتها همسر محترم به من امر میکردن که:"یالله بیکار نشین یه سری سوال جور کن". منم تا چند جلسه سوالات چرت و پرتی رو از دکتر می پرسیدم که علیرغم اینکه هر سوال رو با ده بیست تا نکته انحرافی پر می کردم و با اینکه اصولا جواباش برام مهم نبود و فقط میخواستم بابت مبلغ بالای حق ویزیت وجدانمو آروم کنم معهذا تایم که می گرفتم می دیدم بازم همون 5 دقیقه است که بود تازه دکتر مربوطه هم تهش یه جوری به من نگاه میکنه که تاریخ به احمدی نژاد فلذا فهمیدم اصولا خانواده سه نفری ما در مبحث زمان به شدت تحت تاثیر نظریه نسبیته و کاریش هم نمیشه کرد .


و به جز این، سوالاتم علیرغم پیچیدگی تو طراحی؛ انقدر مضحکه که خانمم به جای دقت در جواب ها، می خنده و دکتر هم با سوالاتی که وسط حرافی من از خانومم میپرسه عملا حاضر نیست حتا به شکل دوفاکتو"روح پرسشگر و ناآرام "من رو به رسمیت بشناسه.

یه مساله دیگه هم وجود داره و اون اینکه منو همسر گرامی نه تنها در مقوله زمان نتونستیم با خانواده های دیگه همآوردی کنیم که در زمینه آرامش حین معاینه هم کارنامه موفقی نداریم چون به وضوح دیدم که بچه ی ملت انگاری با اولیای خودش گاوبندی کرده باشه، قشنگ سکوت میکنه و بابا ننه سوالو میپرسن و موقع آمپول و واکسن یه نقی میزنه و تموم.  شرایط  و مختصات ژئوپلتیکی خانواده ما اما اینطور نیست، نمی دونم چرا؟

اما دکتر که میاد انگار یه زامبی تو یه فیلم هالیوودی وارد یه محفل تین ایجری شده، همه مون هرچی صدا و کالری داریم خرج میکنیم و سوال و بچه و لوازم پزشکی  ترازوی مخصوص و... که دست به دست میشه.
دکتر که میاد تو اتاق محشر کبریایی بپا میشه که بیا و ببین تنها تصویری که از اون لحظه دارم جیغ زدنای جوجه و تب و تاب طفلی خانوممه که از یه طرف دست بچه رو گرفته و از یه طرف سعی میکنه فضا رو آروم کنه و خودم که از همه مضحک ترم چون اولا استرس سوالاتی رو دارم که بفرموده، تهیه کرده بودم تا مثل بچه دبستانیا تو مراسم استقبال از مسئولین از حفظ بخونم و حالا همش پریده ، ثانیا می خوام به پزشک در کنترل بچه و معاینه کمک کنم اما پیرمرد که اینجور وقتا عصبیه عینهو پاسبونا هی مچ منو که یه لحظه می ره سمت ترازو و یه لحظه سمت بچه و یه لحظه سمت گوشی پزشکی میگیره که:" آقا جون تو ولش کن برو کنار!".{یه بار هم گفت :"آقا جون قدت برای این محیط زیادیه یه جا آروم بگیر!" و به شدت حس بد بیش فعالی بهم دست داد}.


 از همه خنده دارتر وقتی بود که تو غوغایی که به پا شده دیدم وقت مناسبیه برای عوض کردن پوشک بچه و تو اون صحرای محشر، پوشک به دست رفتم جلو که دکتر داد زد :"پوشکو ول کن وقت گیر آوردی این وسط، خانوم، ایشون رو مدیریتش کن!". اعتراف میکنم چیزی برای مرد بدتر از این نیست که دکترِ بچه اش، پوشک به دست، یقه اش کنه و به زنش بسپره مدیریتش کنه:(


وقتی از اتاق دکتر میایم بیرون بدترین لحظات عمره چون اولا خانم با ناراحتی میپرسه چی شد اون سوالات، ثانیا هیچکدوممون نفهمیدیم دکتر چی گفته؟ ثالثا، هرکدوممون تو اون قال مقال امیدش به دیگری بوده و ناامید شده، رابعا 5 دقیقه هم وقت نگرفتیم

و خامسا جوجه تا ساعاتی ازم دلخوره بخاطر مشارکت با دکتر! ششمین  دلیلش هم کلا ابهت و کاریزمای دکتره که معرفش دوستی بود که ضمن تعریف از حاذق بودنش منو ترسوند و تعریف کرد که:"پیرمرد خیلی تندمزاجه و یه بار دخترم عق زد رو کت شیک و سفیدش و دکتر مجبورم کرد دولا شم و همونچا پاکش کنم"

به همین دلیل از روز اول چنان خشیتی نسبت به دکتر تو دلم افتاده که همینطوری الکی قربون صدقه اش می رم و یادمه یه بار که می خواست به جوجه واکسن بزنه هربار نگاش می افتاد به من به سبک والاس تو اون انیمیشن "والاس و گرومیت"، دهنو تا بناگوش باز می کردم.


نمیدونم شایدم اثر همین رفتاردوستانه اس که مهرم تو دلش افتاده چون معمولا برخورد خوبی داره جز اون چند لحظه که تو اتاق، 4 نفری جیغ می زنیم و گرد و خاک بلنده و دکتر منو می سپره دست زنم به جهت مدیریت.

دیروز هم یکی از این روزها بود. همین اومدیم خستگی اثاث کشی رو از تن بریزیم بیرون جوجه تب کرد. با هزار مکافات و بعد سه ساعت ترافیک رسیدیم و سه ساعت بعدشم وارد مطب شدیم و همون ماجرای همیشگی  اونم درحالیکه خانوم اتاق بغلی با یه آرامش خواب آوری نزدیک 40 دقیقه از دکتر درمورد تدابیرلازم برای همراه بردن "آرین" به سفر دبی می پرسید:

آقای دکتر داریم می ریم دبی، آرین رو هم می بریم، موقع تیک آف شیر بدم بخوره اشکالی نداره؟
دکتر: نه
موقع فرود: شکلات بخوره عیب نداره؟

دکتر: نه
از اینجا به بعدش هم کلی سوالات عجیب و غریب که تو ذهن من چیزی تو این مایه ها بود:
- چاله های هوایی چی؟آرین بیفته تو چاله و همون زمان مشغول ترکمون باشه چاله پر نمیشه؟


دکتر: نه
- اشیای پرنده و موجودات هوشمند فرازمینی؟اگه آرین رو ببرن سیاره شون و از شیر گاوهای مریخی بدن، آلرژی زا نیست؟
دکتر: نه
- عبدالمالک ریگی تو هواپیما باشه تحت فشارجنگنده ها بریم یکی از کشورهای همسایه شیر اونجا رو بخوره چی؟
- داعش بمب بذاره چی اشکال نداره اون لحظه آرین شلغم رو با شیر بخوره؟
- اگه مثل هواپیمای ماليزين ايرلاين تو اقیانوس کلا محو شیم چی محو بودن واسه آرین خطرناک نیست؟


- مثل سریال لاست بریم یه جزیره، بابای آرین با یکی مثل "کیت" رفیق شه و من و آرین رو تنها بذاره چی؟
و قس علیهذا
موقع بیرون اومدن از مطب به جز این همه ماجرا، سه چیز تو ذهنم وول می خورد اول اون بابایی که تو اتاق انتظار واسه دخترکش تمام سه ساعت رو جفتک چارگوش زد و تک تک مارو به بچه نشون داد که این آقاهه کیه و بچه هم اسم تک تک حیوونات رو برد و زرافه هم به من رسید، دوم اون دوتا دوقلو که مادرشون اصرار داشت برن با نی نی ها دوست شن وسه ساعت تمام از قرار 30دور ، دور اتاق چرخیدن و به همه منجمله جوجه گفتن:"

من مهدیسم، منم مهسام" و هر بار هم جوجه گوش منو از حرص کشید، سوم  مقایسه بین نسلی که یه طرفش مادر آرین و پوزیشین های مختلف شیر خوردن بود و یه طرف "حسن بالا" بچه همسایه ی عموم تو ده آقام که تازه زبون باز کرده بود و یه ور راه می رفت، پرسیدم:" حسن بالا چته؟"بی خیال و خونسرد گفت:" از خر افتادم ..ونم پاره شده!" و دست آخر هم این سوال که آیا واقعا یه روز میاد که اندازه این 60-70تومن پول ویزیت سوال اساسی بپرسم کل علم پزشکی رو ..وز کنم وبعد یه ساعت جلو زن و بچه روسفید از مطب بیام بیرون یا نه؟!

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top