در فهرستی که کارلوس کی‌روش به رسانه‌ها داده تنها نام دو بازیکن استقلالی دیده می‌شود که این وضعیت ناشی از افت محسوس آبی‌ها در ماه‌های اخیر است؛ سقوطی که البته تنها ناشی از شکست‌ها و تساوی‌های فصل جاری نیست و با نتایج هفته‌های پایانی لیگ پانزدهم ارتباط دارد. در واقع سقوط استقلال و ریزش بازیکنان این تیم درتیم ملی روندی بود که از هفته‌های پایانی فصل پیش به سبب نتایج ضعیف آغاز شد و انگار قرار نیست به این زودی به پایان برسد. شاید وضعیت موجود در ظاهر به سود منصوریان باشد و منابع خبری نزدیک به سرمربی استقلال نیز با هدف خاصی خوشحالی او را منعکس کرده‌اند اما وقتی تنها دو بازیکن از استقلال به تیم ملی دعوت می‌شوند می‌تواند ناشی از ضعف‌های سرمربی استقلال هم باشد و جای تعجب دارد که او واکنشی به انتشار خبر خوشحالی‌اش نشان نمی‌دهد. غلط‌ترین تصور ممکن همین است که می‌شنویم سرمربی استقلال غیبت چشمگیر بازیکنان تیمش در لیست تیم ملی را پلی به سوی پیروزی می‌داند و باور دارد که این شرایط استقلال را در تعطیلات یکماهه لیگ برای ساختن تیمی نو یاری خواهد رساند. اگر چنین برداشت و تعبیری درست باشد بنابراین تیم پرسپولیس که پنج نماینده در تیم ملی دارد، پس از تعطیلات باید به سرنوشت همین استقلال دچار شود و به قعر جدول برود چرا که برانکو از این زمان هماهنگی محروم است.
منصوریان بدون شک با این رویکرد به نتیجه‌ای که در استقلال مدنظرش است نخواهد رسید. او علی‌الظاهر مشکلات اساسی تیمش را نمی‌بیند و از نقص‌های بنیادین غافل است. ایرادهای استقلال به تعدد ملی‌پوشان مربوط نیست و عبور این تیم از وضعیت موجود هم ارتباطی با زمانی که بازیکنان درکنارهم خواهند بود ندارد. استقلال از فرصت هفتاد روزه‌ای که پیش از فصل در اختیارش بود استفاده نکرده است و حال چطور می‌توان باور داشت که از زمان پیش‌رو بهره بگیرد؟  منصوریان برای ساختن استقلالی نو باید چشمش را به روی واقعیت‌ها باز کند. تیم او برنامه هدفمندی برای برتری ندارد و مجموعه بازیکنانی که گران‌ترین تیم لیگ را پدیده آورده‌اند با کمترین انگیزه ممکن گام به میدان می‌گذارند به طوری که ضعیف‌ترین استقلال تاریخ را پدید آورده‌اند.
استقلال منصوریان اگر به طور دقیق آنالیز و اشکال‌هایش مشخص شود شاید در کمترین زمان ممکن رو به بهبود بگذارد و نیازی نباشد که هفته‌ها برای رفع ایرادها زمان صرف شود. فقط باید این اشکال را یافت و گروهی در استقلال باشند که فوت و فن کشف نواقص را بلد باشند که تاکنون هرگز چنین گروهی را در استقلال ندیده‌ایم؛ در واقع نه منصوریان فهمیده حفره‌های اصلی کجاست و نه همکارانش. اینکه استقلال در برهه کنونی به جز امید ابراهیمی و وریا غفوری ملی‌پوش دیگری در تیم ملی ندارد بدون شک باعث سرخوردگی و از هم گسستگی اعتبارش خواهد شد و منصوریان و همکارانش باید در مسیری قدم بردارند که هر روز به دایره ملی‌پوشان استقلال افزوده شود. امروز کسی نیست از سرمربی استقلال بپرسد با بختیار رحمانی که یکی از آماده‌ترین بازیکنان فصل پیش در ترکیب تراکتورسازی بود، چه کرد؟ یا چرا از میثم مجیدی که مورد توجه برانکو بود بازیکنی نیمکت‌نشین ساخت.  ایضا همین سوال را می‌توان درباره کاوه رضایی هم پرسید. بازیکنی که در استقلال منصوریان به یک بیکاره بدل شده است. حتی اگر کی‌روش با اغماض به استقلالی‌ها نگاه نمی‌کرد باید وریا غفوری را هم از لیست خود کنار می‌گذاشت. حتی امید ابراهیمی هم دیگرآن هافبک رویایی نیست. به راستی منصوریان با تیمش و با خود چه کرده است؟ او که روزگاری در لوای پیراهن نفت به دعوت نشدن بازیکنانش به تیم ملی و قرار نگرفتن آنها در فهرست بهترین‌های فصل اعتراض داشت اکنون به مردی بدل می‌شود که ازغیبت بازیکنانش در تیم ملی ابراز خرسندی می‌کند.
 

منبع خبر ایران ورزشی
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top