بسیاری از کاربران در اعتراض به محتوی نامه‌ام به آیت‌الله کاظم صدیقی در مورد «حقوق‌ها» مرقوم فرموده بودند که «من چگونه از پرداخت حقوق‌ها دفاع می‌کنم؟»؛ نوشته بودند که «چون این اتفاق در دولت روحانی افتاده، ازاین‌روی من حاضر نیستم آن را محکوم کنم»؛ نوشته بودند «چون برخی از دریافت‌کنندگان آن حقوق‌ها اصلاح‌طلب بوده‌اند، من به‌واسطه ملاحظات سیاسی حاضر نشده‌ام آن‌ها را محکوم کنم» و «با توجیهات قانونی از پرداخت‌ها دفاع کرده‌ام» و انتقاداتی ازاین‌دست.

✅ اعتراض دوم آن بود که چرا نوشته‌ام از منظر «شرعی» و «قانونی» نمی‌توان آن پرداخت‌ها را محکوم نمود.

✅ دوستان عزیز منتقد، من در کجای نامه‌ام خطاب به جناب صدیقی از پرداخت حقوق‌ها دفاع کرده و یا آن‌ها را ستوده بودم؟ در کجای آن نامه دریافت‌کنندگان را محق و شایسته آن دریافتی‌ها دانسته بودم؟ تفاوت من با سایرین آن بوده که بجای بهره‌برداری سیاسی از موضوع حقوق‌ها، تلاش کرده‌ام به ریشه‌یابی عمیق‌تر موضوع بپردازم. درنتیجه بجای اصرار در محکوم نمودن دولت روحانی و حتی دریافت‌کنندگان حقوق‌ها، سعی کرده‌ام بیشتر به این پرسش بپردازم که چرا و چه می‌شود که چنین پدیده‌ای می‌تواند در نظام مدیریتی کشورمان اتفاق بیفتاد. این نگاه باعث می‌شود که بجای رویکردهای پوپولیستی که باعث هیجان و خوشنودی مخاطبین شود و گفتن اینکه «این پرداخت‌ها غیرقانونی بوده»، «متجاوزین به بیت‌المال را داغ و درفش می‌کنیم»، «اموال به سرقت رفته را از حلقومشان بیرون می‌کشیم» و سایر ژست‌های پوپولیستی، سعی کرده‌ام بفهمم که اساساً چرا چنین پدیده‌ای توانسته اتفاق بیفتاد؟

✅ نخستین نکته‌ای که متوجه شدم آن بود که برخلاف آنچه بسیاری می‌گویند پرداخت‌ها «غیرقانونی» نبوده؛ و زمانی که این را گفتم با اعتراضات زیادی مواجه شدم. گفتن اینکه «پرداخت‌ها قانونی بوده» را بسیاری به معنای همراهی بنده با فیش‌های حقوقی دانستند؛ و آیت‌الله صدیقی فرمودند «گیریم که غیرقانونی نبوده، آیا غیرشرعی و غیرعقلی هم نبودند؟» پاسخم به ایشان آن بود که «عقل» و «شرع» مقولاتی نسبی هستند که حسب درک و برداشت اعضاء مختلف جامعه متفاوت می‌باشند؛ و آنچه را که عقل یک نفر منطقی و منطبق با چارچوب شریعت بداند، ممکن است نفر دوم نه «عقلانی» بداند و نه به‌طریق‌اولی منطبق بر شریعت.

✅ اما توضیح اینکه اگر امری «غیرقانونی» نباشد به لحاظ اخلاقی چه وضعیتی پیدا می‌کند، پیچیده تراست. فرض بگیریم که شما در جاده‌ای خلوت اتومبیل می‌رانید. راننده جلوی شما با عابری برخورد می‌کند، اما با سرعت عبور می‌کند. شما هم ایضاً توقف نمی‌کنید. عمل شما به‌هیچ‌روی «غیرقانونی» نیست؛ اما آیا اخلاقی هست؟ همه استدلال بنده در خصوص راننده دوم آن است که اقدام وی غیرقانونی نبوده؛ و هر جریمه و مجازاتی که او را بنمایید عمل شما غیرقانونی بوده. دریافت آن حقوق‌ها حکایت راننده دوم است، عملشان «اخلاقی» نبوده اما مرتکب اقدام غیرقانونی نشده‌اند.
 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top