اما راقم این سطور معتقد است که کانون های وکلای دادگستری و علی الخصوص کانون وکلای دادگستری مرکز که از نظر دیرینگی و علمی و نظم تشکیلاتی و ... در رأس هرم سایر کانون های ایران قرار دارد دیرگاهی است به یک بیماری مسری و مرموز مبتلا شده .


وااسفا که این مرض مهلک که بزرگترین درد اجتماع واپس گرای ما نیز هست اندک ، اندک ، در زیر پوست وپیکره کانون های وکلای دادگستری نیز پیش میرود تا به مغز این نهاد کهنسال و نماد حق و آزادگی برسد تا در نهایت خرد آن را باطل و هوشش را زایل ساخته و خود به دست خویشتن آخرین تیر خلاص را تسهیل حذف استقلال کانون می باشد بر پیکر بیمار این نهاد در حال احتضار شلیک کند .
همه شما نیک میدانید که این درد گران جامعه رنج دیده ما چیزی نیست به غیر از درد بی درمان و لاعلاج رابطه بازی و یا به قول امروزی ها لابی گری ، درد گرانی که شایسته سالاری را مطرود و بایسته بازی را مطبوع و مقبول میسازد .


همران و همکاران گرامی در این جامعه رابطه زده بارها و بارها سوزش درد استخوان سوز ، کارد بی ترحم رابطه ها را در مغز استخوان و اعماق قلبمان حس کرده ایم .
انتخابات و یا انتصابات کانون وکلا و حتی انتخاب اعضای کمیسیون های کانون ، همه و همه قاعدتا باید مصادیق متفاوتی از مفهوم رابطه گری باشد .


باری به هر جهت رسیدیم به موضوع کانون و مشکلات لاینحل و بی پایان این نهاد ، بی پرده میگویم قسمت اعظم این مشکلات برمیگردد به شیوه انتخاباتی و برخی راه یافتگان به هیأت مدیره و عملکرد آن ها .
آن هایی که برای پوشیدن ردای افتخار مدیریت این نهاد و مزه مزه کردن طعم قدرت و یا خدای ناکرده کسب منافع ناشی از این برگزیدگی دست به کارهای محیر العقول و خارق العاده ای میزنند که حقیری چون من حتی قادر به پروراندن چنین رویاهایی در مخیله ام نیستم ، و آنانی که برای مصادر آراء ، دست به هرگونه تبانی و هر فعل غیر معمولی میزنند .


آنان که در مجالس پر زرق و برق سخنرانی های خویش از پس پرده یا روی پرده با هر شعار پر رنگ و لعاب و بی محتوایی جهت فریفتن مخاطبین خود تمسک میجویند و آخر الامر که به مقصود خویش رسیدند جهت تحکیم قدرت و تضمین برد در انتخابات بعدی رسیده ، زیرا وقت تنگ است و فرصت ، کم و زمان در گذر ، و عنقریب و لاجرم انتخابات بعدی در پیش رو !!


سخن در پرده میگویم چو گل از غنچه بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست ، حکم میر نوروزی


حال این خادمین به ظاهر بی مزد و منت ولی در باطن غرق در موهبت و منفعت چاره کار را در کودتا می بینند ، چه راهی بهتر از چینش مهره و در دست گرفتن نبض کمیسیون ها .
آری اینچنین است که منافع جمعی در مسلخ رابط ها قربانی مطامع فردی میشود ، و افراد صاحب قلم و اندیشه و پویا به انزوا رانده شده و بعضاً افراد بی تجربه و ناکارآمد و گوش به فرمان توسط کودتا چیان بر مصادر امور خوانده میشوند .


از همه گزنده تر اینکه این کارگردانان قدرقدرت و عظیم الشأن سناریوی تلخ پشت پرده این دیکتاتوری را با پیش پرده ای دموکراسی مأبانه توجیه و نام این انتصابات را انتخابات می گذارند ، توهینی گذشت ناپذبر به شعور وکلا و خرد جمعی .


باری به هر جهت پدرخواندگان پنهان و ریش سفیدان قبیله که به چیزی غیر از تحکیم قدرت و تضمین منفعت خویش نمی اندیشند با طرد افراد آزاده و پرتوان و اندیشمند که آنان را اصلی ترین رقبای خود در میدان انتخابات هیأت مدیره آتی می دانند ، روز به روز آنان را منزوی و کانون وکلا را به لبه پرتگاه اضمحلال و ورطه نابودی نزدیک می سازند .


در این خاک زر خیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین
چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان
که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان

 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top