سال گذشته "کنگره ملی خانواده و سلامت جنسی" در تهران برگزار شد. تقریبا همه مسئولانی که از وزارت خانه ها و سازمان های مختلف کشور در این کنگره شرکت کرده بودند نسبت به  نقش اختلالات جنسی در تهدید خانواده ایرانی و غفلت جامعه از توجه به این اختلالات هشدار دادند.

یکی از سخنرانان این کنگره از یافته های مطالعه ای در بین 400 خانواده گفت که طبق آن 63 درصد از زوج های ایرانی از روابط جنسی شان ناراضی اند. عاملی که رئیس «کارگروه پیشگیری از طلاق و آسیب های خانواده قوه قضائیه» هم یکسال قبل تر آنرا گفته بود. رئیس «کنگره خانواده و سلامت جنسی » حتی بر آموزش قضّات در زمینه اختلالات جنسی برای راهنمایی بهتر زوج هایی که قصد جدایی دارند و همچنین از لزوم تربیت سکسولوژیست هایی  سخن گفت که می توانند در زمینه بهبود عامل پنهان بسیاری از اختلافات زناشوئی مفید و موثر واقع شوند. گفتگوی  زیر با توجه به نقش این مسأله در برخی از آسیب های اجتماعی انجام شده است. البته در این گفتگو نکته های دیگری هم طرح می شود که قابل تأمل است.


شما گفتی که سکس فراهمسری یا همون روابط خارج از زناشوئی رو تجربه کردی و احتمالا باز هم تجربه کنی. چه نیاز یا انگیزه ای باعث شد که به سمت این نوع روابط بری؟
-من یه آدم هایپرم
میشه بگی آدم هایپر یعنی چی؟
-یعنی اینکه من احساس می کنم هر روز به سکس نیاز دارم. هر روز.


یعنی فقط نیاز جنسی تو رو به سمت رابطه فراهمسری سوق داد یا دلایل دیگه ای هم وجود داشت؟
-ابعاد روانی نیاز به سکس بیشتر از جنبه جسمیش اهمیت داره. من؛ هم یه آدم هایپر هستم و هم اینکه برام کیفیت سکس خیلی مهمه.
با این حساب، احتمالا همسرت نمی تونه هر روز به این خواسته تو جواب مثبت بده؟
-نه. از نظر ایشون سکس ماهی یکبار کافیه. ولی همونطور که گفتم جنبه روانیش برای من مهم تره.


منظورت از جنبه روانی دقیقا چیه؟
 -وقتی که نیاز جنسی بهت فشار میاره و میخوای از همسرت ارتباط بگیری و با مخالفتش روبرو میشی و کار به اصرار و حتی بد اخلاقی میکشه و دلیلش رو هم صریحا اظهار میکنه که دوست نداره و ماهی یک بار کافیه. این میشه جنبه روانی موضوع. باعث میشه احساس سرخوردگی پیدا کنی.


شما چقدر سعی کردی بفهمی که چرا همسرت تمایل کمی به این کار داره؟ چقدر به شکل جدی در این خصوص با هم حرف زدین؟ به مشاور هم مراجعه کردین؟
- خیلی حرف زدم. در موقعیت های مختلفی قرار گرفتیم و من نیازم رو آشکار کردم. پیش مشاور هم رفتیم ولی خب واقعیت اینه که من بهتر از مشاورا بلدم راهنمایی کنم. مشاور حتی خجالت میکشید از من و خانمم درباره سکسمون سوال بپرسه.


شما در سکس ذائقه یا گرایش خاصی هم داری؟
-من به سکس با زنان بالاتر از سن خودم علاقه دارم.
مثلا چند ساله باشن؟
-بین 45 تا 55 سال


بعد این باعث شده که وقتی با همسرت سکس داری هیچ لذتی نبری و فقط به زنان بالاتر از سن خودت فکر کنی؟
-من اینطوری دوست دارم. باشه بهتره. ولی این باعث نشده که سکس با همسرم رو دوست نداشته باشم و ازش دور شم.


میشه دقیقا بگی چرا به این گروه از زن ها گرایش داری؟
- احساس میکنم اونا بیشتر میفهمند. رابطه رو با تمام وجود میپذیرند.


با اون زنی که رابطه داشتی یا داری تو همین سنین بود؟
- بله حدود 50 سال


موقع ازدواج هم همین گرایش رو داشتی؟
-بله. مایل بودم با فرد حداقل همسن و ترجیحا بزرگتر از خودم باشم


ولی احتمالا اینو به همسرت نگفتی؟
-صریح نه؛ ولی تلویحا مخالفت خودم رو با فاصله سنی یعنی بزرگتر بودن مرد مطرح کردم.


ارتباط فراهمسری رو چند سال بعد از ازدواج تجربه کردی؟
-من قبل از ازدواج تجربه داشتم ولی تجربه موفقی نبود و از نظر روانی منو راضی نکرد. ولی بعد از ازدواج در شرایط واقعا سختی که بودم  دوبار با یک نفر اتفاق افتاد.
وقتی که همسرت می گفت رابطه فقط ماهی یکبار، این باعث شد که به سمت خودارضائی و تماشای فیلم های پورن بری؟
-نمی گم خودارضائی نمی کنم ولی برام یه عادت نیست. فیلم پورن رو هم از سرِ کنجکاوی می بینم.


میشه نظرت رو درباره خیانت بگی؟
-از نظر خودم کاری که من کردم با تمامی شرایطی که باید مدنظر قرار بدم خیانته. البته من از نظر همسرم خائن نیستم.
یعنی همسرت تو رو خائن نمی دونه؟
-مهم اینه که من خودم رو خائن میدونم در موردش.


چرا می گی که اون تو رو خائن نمی دونه؟
-خب چون اطلاع نداره  


 پیش نیومده که تو خودت رو برای این روابطی که داری یا داشتی سرزنش کنی؟
-سکس با غیرهمسر یا به قول شما فراهمسری برای استحکام روابط خانوادگی مفید بود. به من کمک کرد آرومتر بشم. حتی وقت بیشتری رو با خانوادم باشم. چون ارضاء می شدم. دیگه نیاز بهم فشار نمی آورد. و باید بگم شرایط اش باشه باز مایلم تکرار بشه و اینکه فکر میکنم یه امر خصوصی هستش و به خودم مربوطه و لطمه ای هم به زندگی مشترک نمیزنه.


واقعا فکر می کنی سکس فراهمسری یک مرد فقط به خودش مربوطه و به همسرش مربوط نیست؟ چطور به این نتیجه رسیدی؟
-اگه این نوع رابطه به رابطه جنسی با همسر آسیب بزنه ، درست نیست. ولی من درباره رابطه جنسی با همسرم کم نمی ذارم.  


تو با کسی که باهاش رابطه جنسی داشتی، رابطه عاطفی هم داشتی؟

-رابطه عاطفی که نه ولی حس احترام و رعایت ادب رو ازش دیدم. رابطه عاطفی ممکنه آسیب زا باشه و توجه مرد رو به خانواده کمرنگ بکنه البته.


منظورت از حس احترام چیه؟
-اینکه هم موقع سکس و هم بعد از اون حس رضایت و تشکر رو میتونستم از رفتاراش بخونم. منظورم از حس احترام اینه. اون زن نیاز جنسیش رو به رسمیت شناخته بود و می خواست که برطرفش کنه. هر دوتامون تشنه رابطه جنسی بودیم. یکی متقاضی و اون یکی منفعل نبود.


این ویژگی هارو در همسر خودت نمی بینی؟
-من از زن هایی که در سکس فکر می کنن نقش مفعول رو دارن و فقط باید این خدمات رو برای رضایت شوهر ارائه بدن متنفرم.
میشه بپرسم همسر شما شاغله یا خانه داره؟
-شاغله


شغل شون چیه؟
-یه موسسه کوچیک اقتصادی رو مدیریت می کنه
بچه هم دارید؟
-بله. یکی.


خب با این مشغله ها از ایشون انتظار داری که هر روز با شما سکس داشته باشه؟
-گفتم که مسأله این نیست. از رفتارهای اونها میشد رضایت و خوشحالی از سکس رو فهمید. ولی من از همسرم چنین برداشتی ندارم.


بیا فکر کنیم که همه این مسائل مربوط به همسرت بود. یعنی همسرت هایپر بود و تو هم توان ارضاء کردنش رو نداشتی. واکنشت چی بود اگه مثه تو عمل می کرد؟ لطفا صریح بگید.
-جدایی
همین یه کلمه؟ ولی الان تو به اون این فرصت رو نمی دی. داری پنهانی یه کارایی می کنی که اون خبر نداره. گیریم اون در هفتاد سالگیش فهمید که تو اینطور آدمی بودی. واقعا به احساسش در اون موقع فکر کردی؟ راه برگشتی برای اون باقی نمی ذاری.
-شاید دلیل اصلیش اینه که به وفاداریش اطمینان دارم


سوال مشخص من اینه. اگه همسر تو هم یه آدم هایپر بود و تو نبودی، بهش حق می دادی که روابط خارج از خانواده داشته باشه یا هایپر بودن رو فقط متعلق به مردها می دونی؟
- بله بهش حق میدادم ولی باید قاعده بازی بینمون یا همون قرارداد ازدواج رو فسخ میکرد. فکر میکنم ارتباط جنسی زن در رابطه فراهمسری آسیب های شدید و جبران ناپذیری به خانواده می زنه.
به هر حال ازدواج یه تعریفی داره. با ارتباط آزاد فرق داره.
-بله متوجه هستم. درک می کنم. ولی شرایط برای من کمی فرق میکنه.


چه فرقی می کنه؟
- من واقعا تعریف درستی از این فرق داشتن ندارم.


شما می گی که این نوع رابطه به بقاء رابطه مشترک کمک می کنه. این چه کمکی هستش که حاضر نیستی به همسرت واقعیت رو بگی؟ این رابطه داره به تو کمک می کنه یا به همسرت؟
-من در همسرم توان و ظرفیت کنار اومدن و تحلیل این مسأله رو نمی بینم. و هزینه اش رو هم حاضر نیستم و نمی تونم بدم. سخته.


خب میشه بگی به نظرت هزینه گفتن این موضوع به همسر چیه؟
- اولین هزینه اش احتمالا فروپاشی خانواده ست.
ببین شما نمی خوای هزینه بیان خواسته ات رو بدی. شاید اگه چند سال قبل همین موضوع رو صریح به همسرت می گفتی تکلیف روشن می شد. یا می ساخت یا می رفت.
- نه فکر میکنم شناخت درستی نه ایشون و نه من از وضعیت پیش رو نداشتیم


تو زنهایی رو که رابطه فراهمسری دارن و دلیل اون رو بی محلی یا کم کاری جنسی شوهر می دونن چطور ارزیابی می کنی؟ می گن شوهر نمی تونه ما رو ارضاء کنه
-چیزی ندارم بگم ولی حتی تصورش هم وحشتناکه!
ولی در کل من متوجه نشدم تو آدمی خانواده دوست هستی یا به قول خودت خائنی!
-من خانوادم رو دوست دارم.

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

فاطمه
|
31مرداد ماه 1395
1
1
آدم کثیف و بی ارزشی است که به ارزشهای انسانی توجهی نداره وفقطبه فکر خودش است.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top