مرد میانسالی در نبش یکی از خیابان ها ناگهان به همسرم خورد و همسرم بر زمین افتاد. اساسا چنین انتظاری نداشتم چون معمولا در خیابان های شهرهای اروپایی عابران به آرامی راه می روند. آن مرد میانسال مدام عذر خواهی می کرد و با چرخاندن انگشت اشاره اش کنار سرش، می گفت که به حال خودش بوده  و اصلا حواسش به مسیر نبوده است.

همه چیز سریع می گذشت. بگذارید صادق باشم و خودم را فاش کنم. لحظه ای از ذهنم عبور کرد که یقه اش را بگیر، به او فحش بده و مشتی بر دماغ اش فرود آور!!! ناسلامتی تو مرد هستی و باید از همسرت محافظت کنی. ولی خودم را کنترل کردم. چون زود متوجه شدم که در ایران نیستم!

آن مرد میانسال مدام از همسرم می پرسید صدمه ای ندیده اید؟ می پرسید آیا لازم است به آمبولانس زنگ بزند؟ همسرم هم می گفت نیازی به آمبولانس نیست. آن مرد آرام شد و دوباره عذر خواست. موبایلش را از جیبش بیرون آورد و گفت پس به پلیس زنگ می زنم. به همسرم نگاه کردم. تعجب کردیم. نکند دیوانه است؟ پرسیدم چرا پلیس؟ گفت خب بیاید و بررسی کند. باز به همسرم نگاه کردم،  آیا ما را مسخره می کند؟ به آن مرد میانسال گفتم لازم نیست پلیس بیاید. چند بار از همسرم پرسید مشکلی با من ندارید و اجازه می دهید من بروم؟ گفتیم مشکلی نیست؛ بفرمایید. باز عذر خواهی کرد و رفت.


برای من که نسبت به مسائل اجتماعی کنجکاوم این اتفاق قابل تأمل بود. اینکه در کشورهای توسعه یافته، به افراد آموخته اند که برای هر اتفاقی؛ راه حل مسالمت آمیزی وجود دارد و برای پرهیز از تنش و تضاد، بهتر است افراد آن راه حل ها را بکار گیرند. در این خصوص می خواهم نتایج کلی تری بگیرم.

در هفته های گذشته رسانه ها اخباری مبنی بر افزایش نزاع در کلان شهر تهران منتشر کردند. هر چند به عنوان یک جامعه شناس معتقدم که زمینه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در افزایش نزاع ها و به عبارتی تضادهای اجتماعی نقش دارند و نباید مسأله را بیش از حد ساده سازی کرد؛ ولی با این وجود فکر می کنم که اگر سازوکارها و مهارت های حل تضاد به افراد آموزش داده شود شاهد کاهش چنین آماری باشیم.

می دانم که برای مثال در برنامه های آموزشی مدارس کشورهای توسعه یافته و در دروس مهارت های اجتماعی شان، یکی از مباحثی که به شکل های مختلف به دانش آموزان آموزش داده می شود همین مهارتهای حل تضاد Conflict Resolution Skills است. این امر نه تنها در نهاد آموزشی بلکه در سایر نهادها به ویژه خانواده هم جدی تلقی می شود.

متأسفانه آموزش چنین عناوینی در نهادهای اجتماعی ما جدی نیست. گویی آسان ترین سازوکار حل تضاد، فحش، قفل فرمان و فرود آوردن مشت بر دماغ طرف مقابل است! تعارف نداریم؛ از سطوح خرد تا سطوح کلان جامعه، معمولا از آسان ترین سازوکار حل تضاد که البته تبعات ناگواری هم در پی دارد استفاده می شود. چرا ؟ چون همه ما به نوعی با مهارت های حل تضاد بیگانه ایم.
 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top