فعاني و دوستانش بامداد یکشنبه بازي برزيل و آلمان را سوت زدند و پيشاپيش تيم برنده، مدال يادبودشان را دريافت كردند. قطعا ارزش اين مساله براي ورزش ما، از مدال‌هايي كه ورزشكاران حاضر در كاروان به دست آوردند كمتر نبود. حالا فغاني به مردي براي سوت زدن مسابقات فينال تبديل شده و قضاوت تعدادي از مهمترين مسابقات بين‌المللي را در كارنامه‌اش به ثبت رسانده است. فغاني همه آن جاهايي سوت زده كه فوتبال ما سال‌هاست آرزوي رسيدن به آن را در سر دارد؛ بازي نهايي جام باشگاه‌هاي جهان، فينال جام ملتهاي آسيا و حالا هم آخرين بازي المپيك! همين دستاوردها باعث شده تا يك بار ديگر برخي از كارشناسان مدعي شوند داوري ايران از فوتبالش جلوتر است. آنها همچنين از نامهرباني‌هايي كه طي دو سال گذشته در داخل كشور نسبت به فغاني انجام شده گله دارند و مي‌گويند اينجا كسي قدر چنين داوري را نمي‌داند. اما آيا واقعا همينطور است؟ آيا فغاني در ايران همه تلاشش را انجام داده و با واكنش مثبت روبرو نشده؟ به سختي مي‌توان چنين مطلبي را تاييد كرد. واقعيت آن است كه عليرضا فغاني در چند سال اخير با رگه‌هاي آشكاري از غرور و اعتماد به نفس مازاد مسابقات داخلي را سوت زده و همين مساله بارها به ضرر او و تيم‌هاي گوناگون تمام شده است. در حقيقت اينطور به نظر مي‌رسد كه آقاي داور، خودش را خيلي بالاتر از سطح مسابقات داخلي مي‌بيند و به همين دليل تمركز و توجهي را كه در مسابقات برون‌مرزي به خرج مي‌دهد، اينجا دريغ مي‌كند. اگر بعضا در ايران با مهمترين داور تاريخ فوتبال كشور نامهرباني مي‌شود، شايد دليلش بيشتر از هر چيز ديگري تفاوت‌هايي باشد كه «فغاني تو» با «فغاني بيرون» دارد!

قربانیان سرخپوش آقای داور

هنوز ماجراهاي مربوط به بازي تراكتورسازي و نفت در هفته پاياني ليگ چهاردهم از يادها نرفته است. اتفاقات آخر آن بازي و اطلاعات غلطي كه به تراكتوري‌ها داده شد به كنار؛ چه اينكه هيچكس دقيقا نمي‌داند در اين مورد چه اتفاقي افتاد و چه كسي مقصر بود. نقطه عطف مهم آن بازي اما جايي بود كه عليرضا فغاني كارت زرد دوم آندرانيك تيموريان را به سخت‌گيرانه‌ترين شكل ممكن مقابل او گرفت و بهترين بازيكن تراكتور در آن بازي را از زمين اخراج كرد. بعد از بيرون رفتن آندو، ورق بازي برگشت و تبريزي‌ها جام را از دست دادند. شايد اگر از نقطه نظر كاملا قانوني به ماجرا نگاه كنيم، بشود اخراج آندو را توجيه كرد، اما اصول مديريت بازي در آن شرايط به داور اجازه نمي‌دهد به خاطر چند ثانيه تعلل بازيكن، او را از زمين اخراج كند. با اين وجود فغاني اين كار را مي‌كند، شايد براي اينكه نشان بدهد ترسي از اخراج بازيكن محوري تيم ميزبان در حضور 70هزار تماشاگر ندارد! در مسابقه هفته چهارم پارسال بين پرسپوليس و ذوب‌آهن هم اتفاقات مشابهي رخ داد. فغاني آن روز محسن بنگر را اخراج كرد، اما خودش هم نمي‌دانست چرا چنين تصميمي گرفته! او يك پنالتي هم به ضرر قرمزها گرفت، در حالي كه اصلا صحنه را نديده بود و بعدها گفت: «حدس زدم توپ به دست مدافع خورده!» مرور اين مسايل و مصداق‌ها شايد نشان مي‌دهد فغاني اين طرف آب با فغاني آن طرف تفاوت‌هاي بزرگي دارد. او اگر بازي را در سطخ حودش بداند و با همه وجود و تمركز سوت بزند، مي‌تواند داور فوق‌العاده‌اي باشد.

من پرسپولیسی بودم؛ به همین راحتی!

فغاني اخيرا در مصاحبه‌اي گفته بود در كودكي هوادار پرسپوليس بوده است. مسلما داوران هم حق دارند در گذشته حمايت از يك تيم خاص را تجربه كرده باشند، اما طبيعي است كه هيچ كجاي دنيا داور بعد از رسيدن به شهرت حاضر نباشد به همين راحتي اسم تيم مورد علاقه‌اش -ولو در گذشته- را لو بدهد و حساسيت كاذب درست كند. اين رويكرد با حداقل استانداردهاي حرفه‌اي‌گري هم مطابقت ندارد. فغاني اما در اين مورد هم «استثنا» بود، شايد با همان فلسفه كه خودش را در فوتبال ايران از همه اصول و قواعد برتر و بالاتر مي‌بيند. اگر او در داخل هم مثل همان فغاني بازي‌هاي بين‌المللي باشد، طبعا بيسترين احترام ممكن را دريافت خواهد كرد. اين گره به دست خود استاد باز مي‌شود.

منبع خبر ایران ورزشی
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top