به مناسبت گذشت ربع قرن از اختراع اینترنت

مهرداد فرهمند

وکیل ملت: من اولین باری که اینترنت رو به چشم خودم دیدم حدود نوزده سال پیش در روزنامه جامعه بود. قبلش فقط آوازه ای ازش به گوش ما خورده بود و یادمه در فیلم تبلیغاتی انتخابات رئیس دولت اصلاحات، وقتی دکتر حجت ازش پرسید که درباره ماهواره نظرش چیه گفت از ماهواره نباید ترسید، از اینترنت باید ترسید (یا چیزی با این مضمون).

تاریخ انتشار: 3شهريور1395|18:14

به مناسبت گذشت ربع قرن از اختراع اینترنت
| کد خبر: 188794

در روزنامه جامعه برای اولین بار دیدیم که یه کامپیوتر گذاشته بودن و یه نفر هم مسئولش بود (که الان از همکاران ماست در بی بی سی). کسی هم سر از کارش درنمی آورد. اون پشت نشسته بود و هر از گاهی یه صداهایی از کامپیوترش در می اومد که بعدا فهمیدم صدای وصل شدن به شبکه عنکبوتی به روش دایل آپ بود (روش دیگه ای وجود نداشت).

مدتی بعد یه کامپیوتر دیگه آوردن گذاشتن طبقه بالای روزنامه تو قسمت اداری و به من گفتن که می تونم ازش استفاده کنم. یه نفر هم از شرکت ندا رایانه به من یاد داد که چه جوری باید شماره بگیرم و وصل شم و بعدش رو یه ایکونی که شکل فانوس دریایی بود کلیک کنم (نرم افزار نت اسکیپ) تا یه صفحه ای باز شه. بعدش اون بالا بنویسم یاهو دات کام و دیگه برم واس خودم.


از اونجا به بعد دیگه همش با کشفیات خودم بود که رفتم جلو. اینکه چطوری جستجو کنم و چطور عکس و خبر پیدا کنم، هر کدام برای خودش کشف بزرگی بود. تعداد سایتها هم خیلی کم بود. حتی شبکه های بزرگی مثل بی بی سی و سی ان ان یه سایت خیلی کوچک و ساده داشتن. سایت فارسی هم که اصلا نبود.

امکانات ویندوز هم در حدی بود که فقط یه صفحه می شد باز کرد و رایت کلیک و این صحبتها اصلا در کار نبود.
اون وقتها چیزی به اسم فیلتر و اینها هم در کار نبود. همه سایتها باز بود. هنوز عقل دولت به این چیزها نرسیده بود اما یکی دو سال بعد، دیگه وزارت ارشاد بود که به روزنامه ها خط اینترنت می داد و وقتی که به من شماره تلفن و پراکسی و نام و رمز کاربری برای وصل شدن به خط ارشاد رو می دادن، سفارش کردن که حواسم باشه که ارشاد کنترل می کنه و هر آدرسی که برم یه جایی تو ارشاد ثبت می شه.

من و یکی دو تا از همکارها آخر شب هم که می رفتیم خونه وصل می شدیم به اینترنت ارشاد و برای خودمون تو شبکه ول می گشتیم. یادمه یه بار آقای حکمت سردبیر روزنامه خرداد گفت از ارشاد زنگ زدن گفتن بعد از نصفه شب با خط اینترنت روزنامه شما به اینترنت وصل می شن، من بهشون گفتم آخه بیشعورها، بعد از نصفه شب تو این روزنامه جز این مش سیف الله آبدارچی که شبها اینجا می خوابه که کسی نیست. این بنده خدا حتی بلد نیست کامپیوتر رو خاموش روشن کنه.


نشان به اون نشان که بنده به مدت یک سال و نیم بعد از توقیف فله ای روزنامه ها در اردیبهشت ۷۹ همچنان از خط اینترنت دو روزنامه ای که براشون کار می کردم استفاده می کردم و مجانی در اینترنت ول می گشتم. ارشاد یادش رفته بود خط اینترنت دو روزنامه ای رو که دیگه وجود نداشتن و مدیرانشون در زندان بودن قطع کنه.


الان وقتی به اون روزها فکر می کنم انگار صد سال پیش بود. اینکه ده دقیقه چشم به صفحه می دوختیم تا باز بشه، اینکه اینترنت صد بار قطع و وصل می شد. اینکه دایل آپش بگیر نگیر داشت و وقتی صدای وصل شدنش می اومد چه شوق و ذوقی داشتیم، اینکه با ای میل نمی شد عکس و فایل فرستاد. اینکه نمی شد فارسی تایپ کرد و چه نامه های مفصلی که فینگلیش می نوشتیم ... انگار داریم از دوره اسب و خر و درشکه حرف می زنیم در حالی که مدت زمان خیلی زیادی هم ازش نگذشته


اینترنت چیزیه که برای من یکی در دوره دبیرستان جزو رویاهایی بود که فکر می کردم شاید دویست سیصد سال بعد امکانپذیر بشه. کار ما مطبوعاتیها رو که اساسا متحول کرد. من قبل از اینکه اینترنت وارد کارمون بشه، یادمه برای اینکه یه مقاله نیم صفحه ای بنویسم یک هفته تمام رفتم کتابخانه ملی از صبح تا عصر نشستم، سه تا کتاب رو از اول تا آخر خوندم و به چندین کتاب هم مراجعه کردم تا یه مقاله ای یه روز چاپ بشه و فرداش توش سبزی خوردن بپیچن. الان همون مقاله رو با نیم ساعت سرچ کردن می شه منابعش رو پیدا کرد و نوشت.


خداوند به باعث و بانی این شبکه، یک در این دنیا و صد در آخرت عطا بفرماید.
 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top