او هم اکنون در حوالی شهر مشهد و در روستای «قرقی» ساکن است. وی سال هاست که برای این عارضه دارو مصرف می کند. بیماری او جزو نمونه های نادر است و تاکنون پرونده‌اش نزد 50-40 پزشک متخصص مغز و اعصاب و حتی به آلمان نیز فرستاده شده اما معالجه اش منوط به از دست دادن چشم هایش است که البته وی ترجیح می دهد نخوابد تا این که بینایی اش را از دست بدهد.

حاج رجب، درباره سالها بیدارخوابی گفته است: «33سال که نه یک فرد عادی 33 روز هم نمی‌تواند بیدار بماند، کم می‌‍‌آورد؛ حتی اگر سه روز نخوابد زندگی‌اش مختل می‌شود، اما من 33 سال است که نخوابیدم، تا ساعت 12 که همه بیدارند اوضاع خوب است اما همین که چراغ به‌نشانه خوابیدن خاموش می‌شود سردردهای من نیز شروع می‌شود، بعضی از شب‌ها در خانه طاقت نمی‌آورم و با موتور از خانه بیرون می‌زنم. ... گاهی توی خیابان آتش روشن می‌کنم و تا صبح چای و تخمه می‌خورم، باید یک‌جوری شب را به‌امید صبح بگذرانم، گاهی شب‌ها نیز به خواجه مراد می‌روم و یا به کوه و بیابان می‌زنم، اکثر چوپانان اطراف مشهد مرا می‌شناسند.»


درد بی خوبی یک طرف، او بیکار هم هست!! وی در این رابطه می گوید: «گاهی شب‌ها فشار عصبی صبر و تحمل برایم نمی‌گذارد، بیکاری درد بزرگی است که کنار بیخوابی همراه من در تمام این 33 سال بوده است و چه‌بسا بیکاری دردی بزرگتر از بی‌خوابی در زندگی‌ام بوده است، به بنیاد شهید درخواست داده‌ام تا شغلی مانند آبیاری فضای سبز و یا نگهبانی برایم فراهم کند چرا که اگر مشغول کار باشم اعصابم سر جایش است و کمتر به بی‌خوابی‌ام فکر می‌کنم. در تمام این سال‌ها خرج زندگی‌ام با حقوق جانبازی که بنیاد شهید می‌دهد تأمین شده است چرا که سواد درست و حسابی ندارم، از طرفی فشار عصبی مانع کار کردن من در این سالها بود.»
 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top