او می نویسد:"روشن است که احمدی نژاد که در فاصله سال های 2005 تا 2013 میلادی رییس جمهوری ایران بود در تلاش است تا به سیاست بازگردد. او در هفته های اخیر خود را در رسانه ها نشان داده است. جلساتی در مساجد محله اش در نارمک تهران داشته است. پس از آن بود که مطبوعات ایران به سفرهای او به استان های مختلف پرداختند. پس از آن بود که این شائبه مطرح شد که او قصد دارد برای انتخابات  ریاست جمهوری سال اینده نامزد شود و در حال حاضر در نامه ای به اوباما رییس جمهوری امریکا خواستار بازگرداندن 2 میلیارد دلار از دارایی های بلوکه شده ایران در امریکا به آن کشور شده است. اما ایا با تمام این تقلاها او می تواند رییس جمهوری شود و آیا محافظه کاران در ایران در انتخابات بعدی پیروز خواهند شد؟" 

    به گزارش خرداد، او در ادامه می افزاید:"نتایج یک نظرسنجی نشان می دهند که رقابت میان احمدی نژاد و روحانی نزدیک خواهد بود و روحانی تنها با هشت درصد از او جلوست این در حالیست که در مه سال 2015 میلادی روحانی با 27 امتیاز جلوتر از او بود. اما اعداد و  ارقام بیانگر کل داستان نیستند. احمدی نژاد درسال 2005 میلادی با مقام های عالی نظام روابط خوبی داشت. در این میان تنها ایت الله هاشمی بود که به صراحت از او انتقاد می کرد. اما از سال 2008 میلادی به این سو شواهد نشان دادند که احمدی نژاد در مسیری مورد پسند مقام های عالی نظام حرکت نکرده است نرخ تورم افزایش یافت و قیمت ها نیز با رشدی صعودی همراه بودند از املاک تا مواد غذایی. پس از انتخابات 2009 میلادی نیز منازعه ای در داخل ایران در گرفت. علیرغم آن که مقام معظم رهبری در سخنرانی خود از احمدی نژاد در انتخابات حمایت کردند اما بر لزوم مقابله با فسادی که دامن گیر اطرافیان احمدی نژاد شده بود تاکید کردند. ایشان هم چنین اشاره داشتند که دوست ندارند ببینند که یک نامزد برای اثبات خود به دنبال نفی دیگری باشد".    نویسنده این مقاله در ادامه می افزاید:"احمدی نژاد در ادامه به سرعت اصولگرایان را از خود دور کرد. او با وزیر اطلاعات اختلاف پیدا کرد و او را کنار گذاشت. هم چنین ترجیح داد که رحیم مشایی را به خود نزدیک تر سازد. مقام عالی رهبری ایران با این اقدامات مخالف بودند. در آنجا بود که احمدی نژاد قهر بزرگ خود را اغاز کرد و برای دو هفته در جلسات کابینه شرکت نکرد. روحانیون به یار نزدیک او رحیم مشایی بدبین بودند و او را فردی می دانستند که خواستار تضعیف جایگاه روحانیت است. فشارها بر احمدی نژاد افزایش یافت. او در سال 2011 میلادی دید که دست کم 25 تن از معاونان و نزدیکانش به اتهام فساد یا بازداشت شدند یا در معرض بازداشت قرار گرفتند. با فرارسیدن فصل انتخابات در سال 2013 میلادی احمدی نژاد اسیب پذیرتر از هر زمان دیگری بود. در پایان نیز شورای نگهبان مشایی یار نزدیک او را رد صلاحیت کرد. پس از آن بود که محمدرضا رحیمی معاون اول او به پنج سال زندان محکوم شد و مجبور به پرداخت جریمه 300 هزار دلار به اتهام اختلاس شد. بقایی معاون احمدی نژاد در امور اجرایی نیز در سال 2015 میلادی  بازداشت شد. بابک زنجانی متحد و میلیاردر اطرافیان احمدی نژاد که تحریم ها را دور زده بود نیز به جرایم اقتصادی و تقلب مالیاتی بازداشت شد. بسیاری امروز می گویند که احمدی نژاد ایران را تا لبه پرتگاه برد".   این مقام ارشد یوانی می افزاید:"در نهایت آن که نباید قدرت شورای نگهبان را در ایران نادیده گرفت. پیش از این آن شورا ایت الله هاشمی را نیز رد صلاحیت کرده بود و دلیل خود را کهولت سن او اعلام کرد. احمدی نژاد نیز می تواند با سرنوشت مشابهی مواجه شود. بنابراین علیرغم آن که احمدی نژاد می خواهد در معرض دید افکار عمومی قرار گیرد دیگر شهرت سابق خود را ندارد. فهرست دشمان او بلندبالا هستند. دوران او با عدم بهبود وضعیت اقتصادی به خاطر آورده می شود. تنها پس از او بود که روحانی توانست توافق هسته ای را به سرانجام برساند. در نتیجه احمدی نژاد چه برگ برنده ای دارد که بخواهد رو کند؟ فقط زمان می تواند پاسخ این پرسش را بدهد".

منبع خبر روز نو
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top