كنسرت ها براي كه به صدا در نمي آيند؟!

سهند ايرانمهر

وکیل ملت: تجربه من نشان مي دهد كه در چنين پرسشهايي معيشت و شريعت دغدغه اصلي پرسشگران نيست چرا كه اگر بود از همان روز كه تحريم ها معيشت مردم را به چالش گرفتند و دروغ ها و اختلاس ها در دولت احمدي نژاد، به تقابل با ارزشهاي شريعت برخواستند، صدايي از جايي بر مي خواست

تاریخ انتشار: 6شهريور1395|01:34

كنسرت ها براي كه به صدا در نمي آيند؟!
| کد خبر: 189242

جهان بين الملل گاهي دو يا چند كشور و گروه به جان هم مي افتند، با هدايت و آمريت كشورهايي ديگر. به اين جنگ ها " جنگ نيابتي" مي گويند. گاهي هم در داخل كشورهاي عمدتا شبه دموكراتيك كه براي مقابله صريح با مطالبات مردم كمي رودربايستي وجود دارد، نهادهايي عليه نهاد ناهمسوي ديگر دست به اقدامات ايذايي يا محدودكننده مي زنند، به نفع قدرت برتر كه اين هم نوعي " كارشكني نيابتي" است. نوع ديگري هم از اين " نيابت بازي" ها وجود دارد كه مفاهيم، رويدادها، رفتارها يا ارزشها از سوي برخي نهادها و به نيابت از " رقيب اصلي" به  چالش يا گروگان گرفته مي شود.

در زمان رياست جمهوري رئیس دولت اصلاحات كه امثال من جوانتر بوديم و مثل حالا متوجه  " نكته انحرافي" ماجرا نبوديم، شق سوم " نيابتي بازي" كه من اسمش را گذاشته ام " گروگان گيري  يا چالش نيابتي" اتفاق افتاد آن هم به اين شكل:

" پديده ي سوت و كف(!). در جريان انقلاب، دست زدن به معناي تاييد و همراهي، از مد افتاد. رئیس دولت اصلاحات كه آمد، انگار همه چيز رنگ تغيير گرفته بود و " دست زدن" هم يكي از آن چيزهايي بود كه حالا پاي ثابت واكنش هواداران اوبود. مدت زمان زيادي طول نكشيد كه همه چيز بر روي اين واكنش متمركز شد. كافي است دوران دانشجويي آن زمان را تجربه كرده باشيد تا تصديق بفرماييد كه وقتي رئیس دولت اصلاحات حرف مي زد بيشتر صداي كف زدن هاي پياپي به گوش مي رسيد تاسخنانش. كف و سوت، شور مي آفرين بود و عطر جواني و نشاط را در فضا مي پراكند در نتيجه خيلي زود، تمام تمركز مخالفين معطوف اين كف زدن ها شد. علما وارد عمل شدند و گفتند آيه ٣٥ سوره انفال اشاره به رفتار مشركاني دارد كه بجاي تسبيح خدا گرداگرد كعبه سوت و كف (مُكَاءً وَتَصْدِيَ)مي زدند و هواداران او از تبار آنانند:

وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِندَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً ۚ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُون

اخبار تلويزيون در بخش اخبار مربوط به رييس جمهور روي سوت و كف مانور مي داد و منابر و وعاظ بالمآل از نسبت كفار جاهلي و سوت و كف شان با سوت و كف هواداران رييس جمهور مي گفتند. كمي بعد -راست با دروغ - شايع كردند كه حجاج ايراني كنار كعبه و به هنگام تحويل سال سوت و كف زده اند و عرب ها بر اساس آن سابقه تاريخي يقين كرده اند كه ايراني ها جاهليت مدرن اند و همين باعث وهن مذهب شيعه شده است.

نيك به ياد دارم كه سفري به مشهد داشتم و خطيب حرم رضوي به عنوان شاهد عيني  چنان با گريه از شرم خود در مسجدالحرام گفت كه عده اي در كنار من به گريه منقلب شدند. شعارش را هم ساختند :

"آزادي انديشه با سوت و كف نميشه"

طيف هواخواه جامعه مدني كه سر در مطالبه حق شهروندي و تحقق گفتمان " انسان محق" داشت، به اين تلاش ها و تمركز ها بر "سوت و كف " مي خنديد و با مقايسه ذهن رقيب و اشتغال ذهني اش با آرمان هاي خود يقين مي كرد كه پيروز ميدان است بنابراين چنين فرض شد كه مشكل ذهن عليل محافظه كاران " سوت و كف" است و چون سوت و كف در برابر آرمان بلند جامعه مدني، عددي نبود، اول از همه از سوي مسئولان، فعالين، روشنفكران، تئوريسين ها و ... اصلاح طلب به عنوان امر غيرضروري كه مي شود از آن گذشت مطرح شد( ده ها خاطره از اين عقب نشيني به ظاهر مسخره با اين بيان كه :"سوت و كف مي دهيم، جامعه مدني مي گيريم" در ذهن دارم).

سوت و كف از بين رفت، و چون برخي اصلاح طلبان به اشتباه فكر مي كردند موضوع واقعا سوت و كف است و خيلي هم مهم نبود، به حاشيه رفت.

اصلاح طلبان سخنراني مي كردند و در جو صامت و ساكت و بيروحي كه با " موود عقلانيت" ماستمالي اش مي كردند، ناخودآگاه فرصت مي شد كه اين پرسش مطرح شود كه بعد ٨ سال كه از يك "كف زدن " عقب نشستيم آيا سخن گفتن از جلو بردن اصلاحات " توهم " نيست؟

اين سوال نوميدانه اما واقعي  همان " هدف اصلي" در آن " سوت و كف " نيابتي بود و انقدر گسترش پيدا كرد كه نتيجه اش شد محمود احمدي نژاد.

مخاطب فهيم انشالله كه تلاش من براي موجز گفتن را به رابطه مستقيم كف و سوت نزدن با شكست اصلاحات، تقليل نمي دهد و در مي يابد كه مراد من از اين نمونه آن بود كه نشان بدهم راهبرد طيف مقابل در عين سادگي و عوامانه بودن تا چه حد هوشمندانه بود.

هجمه به سوت كف در واقع نه وجه شرعي داشت و نه هدف اصلي بود. هدف اصلي جبهه محافظه كار اين بود كه هم قدرت همرساني و نفوذ خود را نشان دهد و هم انفعال و قدرت محدود رقيب را آن هم با اين آگاهي و محاسبه دقيق كه هواداران طيف مقابل دير يا زود با مشاهده امتناع كوچكترين اقدام مخالف ميل محافظه كاران از اميد و تلاش خود دست خواهند كشيد.

اين راهبرد البته در دوراني بودكه شبكه هاي  اجتماعي وجود نداشتند اما به غايت موثر واقع شد.

نمونه عيني آن مدل هوشمندانه، ماجراي امروز كنسرت هاست. آنها كه در حريم رضوي گوششان به نقاره و دهل عادت كرده و با آن هم حس معنوي مي گيرند، خوب مي دانند كه موسيقي جزيي لاينفك از حس و حال مشهدالرضاست نه باعث حرمت شكني.

 آنها كه تاريخ شيعه را خوانده اند هم نيك مي دانند كه مشهد الرضايي كه از پس قرن ها حكمراني غزنوي و سلجوقي سني مذهب تا مغول شمن پرست و حتا شليك توپ تزاري باز هم برقرار و با حرمت مانده با صداي فلان خواننده دارنده مجوز از وزارت ارشاد جمهوري اسلامي بي حرمت نمي شود و ده ها مساله و واقعيت ديگر از اين دست

 اما چرا تريبون هايي كه حتا هنوز نيم اشاره اي به غارت اموال عمومي در دولتي نمي كنند كه مدعي بودند امام عصر بر آن نظر دارد و نگاهي توام با تساهل به حرمت امام غايب دارند حالا انقدر بر جايگاه و حرمت امام هشتم حساسند؟

وقتي كه وزير ارشاد دولت اميد در چنين " چالش نيابتي" دستها را بالا مي برد، اولين پرسش اساسي منعقد مي شود:" تدبير و اميدي كه اميد به برگزاري يك كنسرت و تدبير حمايت از هنرمند داراي مجوز را ندارد، چگونه تدبير و اميدي است؟!"اين پرسش و پاسخ سرنوشت سازش، مهم ترين مساله در بازي  نيابتي كنسرت است.

من به شخصه خاطره تلخي از اين پرسش در دوران اصلاحات دارم و خوب مي دانم كه زيركانه ترين ترفند محافظه كاران در آن زمان اين بود كه حيات مادي و معنوي افكار عمومي را در مقابل اين پرسشها قرار دهد :" معيشت يا سوت و كف؟!"( شريعت يا سوت و كف) " معيشت يا جامعه مدني؟!"( شريعت يا جامعه مدني)، " معيشت يا ...."،

 تجربه من نشان مي دهد كه در چنين پرسشهايي معيشت و شريعت دغدغه اصلي پرسشگران نيست چرا كه اگر بود از همان روز كه تحريم ها معيشت مردم را به چالش گرفتند و دروغ ها و اختلاس ها در دولت احمدي نژاد، به تقابل با ارزشهاي شريعت برخواستند، صدايي از جايي بر مي خواست، آن سوت و كف و اين كنسرت هم دغدغه واقعي مخالفان نيستند ، موضوع مهم تنها اين است كه رقيب قدرت محافظه كاران، مقهور هيمنه اي ساخته شده از مفاهيم نيابتي شود كه اميد را با به چالش گرفتن بديهي ترين حقوق قانوني يك شهروند، نااميد و امتناع تغيير را با محال كردن، ممكن ترين ممكنات ثابت مي كند. آنها كه در اين بازي از اهميت معيشت بر كنسرت يا از بي اهميتي اصرار بر اجراي كنسرت (به جاي مثلا برجام و...) سخن مي گويند يا كساني از اقتدارگراياني اند كه حافظه خوبي از ثمره شيرين اين روش در دوران اصلاحات دارند يا اصلاح طلبان و مشفقاني كه بيش از حد ساده انديشند.

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top